بهنامِ خدا
♡•♡•♡•♡•♡•♡•♡•♡•♡•♡
یادم هست سالها پیش وقتی که کنکور داشتم، یه روز واقعا از درس خوندن بریده بودم. اون موقع توی یه انجمن درسی فعالیت میکردم و ناگهان به سرم زد که تاپیکی بزنم با عنوان "۵۰ روز تا سرنوشت". اون تاپیک نقطهی اوجی بود برایخیلیها. بعد از اینکه کنکور تموم شد، خیلی از بچهها بهم پیام دادن و بابت اینکه توی تاپیک، فعالانه و تنها، هر روز شرکت میکردم و تلاشم رو ثبت میکردم، ازم تشکر کردن. میگفتن که باعث انگیزهشون شدهبودم و استمرارم سبب شدهبود که اونها رو با صفتی آشنا کنم که میتونست "انگیزه" رو یه کله زمین بزنه؛ تداوم.♡•♡•♡•♡•♡•♡•♡•♡•♡•♡
از اون تاپیک، اون سال بچههای زیادی دانشگاه قبول شدن و این سببی شد تا اینجا هم دست بجنبونم و تاپیک مشابهی دست و پا کنم به اسمِ سیصد و شصت و پنج روز بیگانِگی.
اما چرا این اسم؟
چون الان اولای بهاره. همیشه رویدادهای بزرگ باعث انگیزه و شروعِ ناخودآگاهِ آدمها برای هدفشون میشه و چی بهتر از اینکه برای نخستین بار، یک سالِ مداوم با خودِ قبلیمون "بیگانه" باشیم؟
بیاید یه آدمِ جدید بسازیم :)
