آخرین محتوا توسط بی صدا

  1. بی صدا

    در حال تایپ دلنوشته نوایِ شعر | آوانیک و بی‌صدا

    و عجب فردایی‌ست... کاش دنیای ما بی دیوار بود، یا که چند پنجره بیشتر می‌داشت که تو را از پس آن می‌دیدم. ولی تو می‌دانی، تو به رگ خون و به سر عقل و به تن روح منی؛ و در این جان چنانی که در آن فاصله‌ها بی معنی‌ست. چقدر فاصله‌ی بی‌معنی بین ما افتاده. ولی من آنجایم، به همانگونه که تو اینجایی، و مرا...
عقب
بالا پایین