آخرین محتوا توسط marym

  1. marym

    در حال تایپ خانواده‌ی آفتاب | اثرmarym

    آموزش آغاز شد و فصل جدیدی بروی لیوا گشوده شد. ستارگان و ماه، با تمام امید و که در وجودشان بود شروع کردند. هر چند گاهی دل لیوا برای خانواده‌اش تنگ می‌شد. اما قلب بزرگش، قدرتمندتر از این دل‌تنگی بود. هدفش بزرگ بود: بازگرداند درخشش دوباره به ماه و شاید پایان دادن به این نفرت دیرینه‌ی میان...
  2. marym

    فیلم قفلی فیلم‌های قفلی|marym

    سریال چه بسا ساخت ترکیه هشت، نه قسمت هست. سریال کمدی و عاشقانه هست برای تابستون و سرگرم شدن این سریال پیشنهاد میکنم، باحاله ارزش دیدن داره 1355+=_
  3. marym

    فیلم قفلی فیلم‌های قفلی|marym

    سریال: تازه عروس ساخت ترکیه سریال کمدی هست و خانوادگی اگه حوصلت سر رفته و دلت گرفته این سریال نگاه کن محتوای ضعیفی داره اما باعث خنده‌ی تو میشه پس بنظرم ارزش دیدن داره1355+=_
  4. marym

    تقدیمی [ این عکس رو تقدیم میکنم به ... ]

    @بی صدا
  5. marym

    فیلم قفلی فیلم‌های قفلی|marym

    سریال هنوز 17ساله نشده ساخت ترکیه درحال پخش هست دومین سریالی که برای قسمت‌هاش روزشماری میکنم. تالان 9قسمت آپلود شده. درباره آراس که از بچگی دنبال داداشش میگرده و کلی اتفاقات براش می‌افته ارزش دیدن رو دارهhvlk_82
  6. marym

    فیلم قفلی فیلم‌های قفلی|marym

    یکی از زیباترین سریال‌هایی که دنبال کردم و هیچ‌وقت از دیدنش پشیمون نشدم ارزش دیدن داره. _ سریال تویی که دوست دارم
  7. marym

    اطلاعیه تاپیک جامع درخواست تاپیک فیلم قفلی | تالار فیلم و سریال

    درخواست تایپک ب اسم خودم تاپیک ایجاد شد
  8. marym

    تقدیمی [ این عکس رو تقدیم میکنم به ... ]

    @آوانیک
  9. marym

    تقدیمی [ این عکس رو تقدیم میکنم به ... ]

    موفق باشی قشنگم @S. Ghazal
  10. marym

    همگانی می‌توانی از سه کلمه داستان بسازی؟

    رازی در دل داشت که هنگامی برملا می‌شود. دیگر هرگز نمی‌تواند در چشم‌های بردارش نگاه کند. رازی که باعث شد خانواده‌شان ازهم بپاشد. سایه اهریمنی و شوم تا ابد او راهمراهی کرد. به پنجره اتاقش تکیه کرد و به خورشید خیره شد بی‌رحمانه می‌تابید وجودش راخسته و ناامیدتر از همیشه می‌کرد. هزاران حرف‌ در سرش...
  11. marym

    در حال تایپ خانواده‌ی آفتاب | اثرmarym

    عصبانی بودم. صدای ماه اندوهگین در فضا پیچید: - این جنگل، خانه‌ی همه‌ی ما بود! و پدربزرگ تو باعث شد که به جان هم بیافتیم. جادوی خورشید، سپری استوار به سوی دیگه جنگل بود و از آن محافظت می‌کرد و ورود ماه به اون دسته ممنوع و حکم نابودی ماه رو داشت. و از مادرت دور شدم تا وقتی متوجه شدم که.... با...
  12. marym

    در حال تایپ خانواده‌ی آفتاب | اثرmarym

    ستاره، پوزخندی زد و دوباره به سمت ماه چرخید و نجوا کرد: - شاید وقتش رسیده که پرده رازت رو برداری. نگاه ماه به لیوا افتاد. چشم‌های لیوا برق می‌زدند. لیوا دختر بچه‌ای از ساختار نور بود و نزدیکی‌اش باعث روشنایی حفره‌های ماه بود. لیوا فقط مشتاق شنیدن ناگفته‌هایی که در اعماق چشم‌های ماه نهفته بودند...
  13. marym

    اختصاصی [گالری عکس پنهان/marym]

    - فنجان قهوة عربیة-
  14. marym

    اختصاصی [گالری عکس پنهان/marym]

    - کربلاء-
  15. marym

    تولد تولد کامیشای انجمن💜 | .saba

    صبا جان تولدت کلی مبارک و ارزوهات خاطره بشن1999_/kkBirthdayBirthdayBirthdayBirthday
عقب
بالا پایین