مادرش سراسیمه خود را به حیاط میرساند.
هوا سوز تندی دارد... دخترک شانه درهم میکشد و پا به خانه میگذارد.
- دایی چای بریزم براتون؟
دایی: نه دایی جان دستت درد نکنه پسرعموت بود؟
سرش را آهسته به علامت تایید فرود میآورد.
زندایی: خیال کردیم علی آقاس.
- نه، بابام نبود.
مهر تابناک بدرود را...
درود برشما نویسنده عزیز
با درخواست شما موافقت شد!
ناظر ارشد تعیین شده برای شما: @Zeynabgol
لطفاً با ناظر مربوطه و بنده گفتگویی ایجاد کنید ومشخصات الزامی رمان، شامل [عنوان،ژانرها،خلاصه، مقدمه، پیرنگ و سه پارت اول] را برای ما ارسال کنید!
با تشکر از همراهی شما!
حداکثر زمان ارسال اثر: ۷روز
حداکثر...
دستی بر موهایش میکشد و بیاختیار میپرسد:
- راستی مامان، دایی نگفت کی میرسند؟
مادر:گفت یه نیم ساعت دیگه میرسیم.
دختر سری تکان میدهد.
او نیز در دل، طوفانی از نگرانی میپروراند
هرچه میکوشد افکار تیره را از ذهن براند دلش آرام نمیگیرد.
صدای بوقِ ماشین داییاش، او را از خلأِ خیره شدن به...
ببین شاید من در جایگاه کسی نباشم که بدونم چقدر داره اذیت میشه تو اون موضوع.
به اصطلاح همیشگی تا چیزو نچشی درک نمیکنی
به نظرم زندگی با آدم لجباز خیلی سخت باشه
اما کسی که همسرش مامانی باشه هم، داره اذیت میشه و نمیشه گف ک میشه هندل کرد این موضوع رو
شخصی ک پارتنرش به اصطلاح بچه ننه هم باشه...
درود برشما نویسنده عزیز
با درخواست شما موافقت شد!
ناظر ارشد تعیین شده برای شما: @-ALI-
لطفاً با ناظر مربوطه و بنده گفتگویی ایجاد کنید ومشخصات الزامی رمان، شامل [عنوان،ژانرها،خلاصه، مقدمه، پیرنگ و سه پارت اول] را برای ما ارسال کنید!
با تشکر از همراهی شما!
حداکثر زمان ارسال اثر: ۷روز
حداکثر...
خودش را در آیینه ورانداز میکند.
دختری با چَشمان بادامی
بینی تراشیده و ل*بهای نسبتاً نازک.
همه چیز به نوعی هماهنگ و متعادل است.
چشمهایش ترکیبی از قهوهای و سبز، در روشنایی صبح برق میزدند.
این آمیختگی در رنگ چشمهایش، ارثی از پدرش برای او بود.
رنگ پوستِ گندمگونش یادآور رگهی خانوادگی...
پارت 1
گیسوان درهمریختهاش را کنار میزند و چشمهایش را میبندد.
دیگر خواب، آرامش نمیآورد.
کمی میغلتد و نفس تازهی صبح را به رگهایش میکشاند.
از دور، نغمهی آرام مادرش به گوش میرسد.
سلانهسلانه به سوی پنجره قدم برمیدارد.
باران زمین را شسته است و قطراتش بر روی شیشه میرقصند.
آه، خاک...
مقدمه: این سطرها را دستان لرزانی مینویسد.
که قلم تقدیر جز به مصیب دیدنش رضا نداده است.
میخواهد از بازی جدید تقدیر برایتان بنویسد:
باد که میوزد، گویی خاطرهها را با خودش میبَرد؛
خاطراتی که هیچوقت بهتمامی نمیمُردند.
روستا کوچک بود، امّا زخمهایی داشت
که از دل تاریخ برمیخاست و به جان آدمیان...
بسمه تعالی
دفتر کار ناظر ارشد @-ALI-
ناظر ارشد @-ALI- در این تاپیک رمانهایی که توسط او بررسی شده است را اعلام میکند.
ضمن تشکر از حضور شما، تقاضا داریم نهایت همکاری را با ناظر به عمل بیاورید.
با تشکر
| مدیریت تالار رمان |
✧◆✧◆✧
درود برشما نویسنده عزیز
با درخواست شما موافقت شد!
ناظر ارشد تعیین شده برای شما: @مَه نویس؛
لطفاً با ناظر مربوطه و @Gemma
گفتگویی گروهی ایجاد کنید و مشخصات الزامی رمان، شامل [عنوان، ژانرها، خلاصه، مقدمه، پیرنگ و همچنین سه پارت اول] را برای ما ارسال کنید.
با تشکر از همراهی شما!
حداکثر...
درود برشما نویسنده عزیز
با درخواست شما موافقت شد!
ناظر ارشد تعیین شده برای شما: @دالسین
لطفاً با ناظر مربوطه و بنده گفتگویی ایجاد کنید ومشخصات الزامی رمان، شامل [عنوان،ژانرها،خلاصه، مقدمه، پیرنگ و سه پارت اول] را برای ما ارسال کنید!
با تشکر از همراهی شما!
حداکثر زمان ارسال اثر: ۷روز
حداکثر...
◆◇◆◇◆
نویسندهی عزیز؛
ضمن خوشآمد گویی و سپاس از انتخاب انجمن کافه نویسندگان برای انتشار رمان خود،
خواهشمندیم قبل از تایپ رمان، قوانین تایپ رمان را مطالعه فرمایید:
[قوانین جامع تایپ رمان]
برای رفع ابهامات و اشکالات در را*بطه با تایپ رمان، به این تاپیک مراجعه کنید:
[اتاق پرسش و پاسخ رماننویسی]...
عنوان: رقص در بغض
ژانر: تراژدی، روانشناختی، عاشقانه
نویسنده: ریحانهاصلانی
ناظر: @.Mahsa
خلاصه:
دخترکِ نگونبخت نمیدانست یک حادثه، میتواند رشتهای از کینههای خاموش را دوباره بیدار کند.
یک چشمبههمزدن کافی بود تا خود را در قعر اعتیاد بیابد؛
بیآنکه بداند چه کسی سقوطش را رقم زد؛ و چه کسی...
درود برشما نویسنده عزیز
با درخواست شما موافقت شد!
ناظر ارشد تعیین شده برای شما: @Tiam.R
لطفاً با ناظر مربوطه و بنده گفتگویی ایجاد کنید ومشخصات الزامی رمان، شامل [عنوان،ژانرها،خلاصه، مقدمه، پیرنگ و سه پارت اول] را برای ما ارسال کنید!
با تشکر از همراهی شما!
حداکثر زمان ارسال اثر: ۷روز
حداکثر...
خیلیخیلی
قبلا که میگفتن من میگفتم مگ میخام با خانوادش زندگی کنم، ولی سر اون سفره نشسته، رفتارهای مامانشو برداشت کرده و شکبینی پدرشو
خانواده واقعا برای ازدواج ملاک هست
(قابل توجه مجردهای عزیز)😂