آخرین محتوا توسط خانم هدایت

  1. خانم هدایت

    چالش مونولوگ برتر هفته(4)

    چیدن شاخه‌ای از گل یاس همسایه که از سر دیوار آویزان شده حالم را به جا می‌آورد. بوییدن آن گل ریز سفیدرنگ تمام سلول‌هایم را پر از خوشی می‌نماید. نزدیک خانه که می‌رسم، بوی پختن رب کلّ کوچه را فرا گرفته‌ است. این بو مرا به دوران کودکی‌ام می‌برد. آن زمان که پدربزرگ سبد‌های گوجه را از سر زمین می‌آورد...
  2. خانم هدایت

    اطلاعیه درخواست رنک نویسنده رمان~

    درخواست رنک نویسنده نوقلم دارم. رمان چلچله‌ها در طوفان نمی‌میرند
  3. خانم هدایت

    نظارت همراه رمان چلچله‌ها در طوفان نمی‌میرند | ناظر: shirin

    تا پارت بیست ویرایش زدین. بقیه‌ش رو کی اضافه می‌کنید؟
  4. خانم هدایت

    در حال تایپ چلچله‌ها در طوفان نمی‌میرند| خانم هدایت

    حرف‌های نیش‌ دارش بدجور دلم را سوزاند. جمله «تو به درد پرستاری نمی‌خوری، تو فقط به درد بشور و بساب هتل می‌خوری» هزار بار در سرم صدا می‌دهد. خورشید طلوع کرده و نشخوارهای ذهنی دست از سرم برنداشته ‌اند. صدای روشن شدن ماشینش که بلند می‌شود، کنار پنجره می‌روم و از کنار پرده نگاهش می‌کنم و آرام لب...
  5. خانم هدایت

    در حال تایپ چلچله‌ها در طوفان نمی‌میرند| خانم هدایت

    ناهید پالتوی قهوه‌ای رنگش را می‌پوشد و کیفش را از گوشه‌ای برمی‌دارد و ناراحت به طرف در می‌آید. تا نزدیک می‌شود، با هول عقب گرد می‌کنم و دوان‌دوان از چهار پلّه پایین می‌آیم و زیرشان مخفی می‌شوم. کوبیده شدن چکمه‌های بلندش بر روی پلّه‌ها همه‌ جا را می‌لرزاند. صدای بسته شدن درب که بلند می‌شود،...
عقب
بالا پایین