من تو زندگیم جلوی مغرور بودنم رو میگیرم اما پیش کسایی مغرورم یه بار براشون غرورم رو شکوندم چون ارزش اون شکستن غرورم ندونستن فرقی نمی کنه پسر باشه یا دختر
نوشتن رمانم را مدتی پیش شروع کرده بودم، اما رد شد و بعد از آن دیگر ادامه ندادم.
در حال حاضر هم در هیچ انجمن دیگری فعالیت نمیکنم و فقط برای علاقهی شخصی خودم مینویسم. دلیلش هم این است که هنوز خودم را در ابتدای مسیر نویسندگی میدانم و نوشتن برایم بیشتر جنبهی تفریح و یادگیری دارد.
به اینکه نمی تونم بخوابم خوابم میاد ولی جسمم خستس از صبح دوتا موکت اندازه حیاطمون شستم به تنهایی البته گاهی خواهرم کوچیکم پارازیت میومد باخواهرزاده امو آب بازی میکردن ( موکت خیلی بزرگ بود ) از یه طرف هم فردا باید زود بیدارشم واسه حل کردن ریاضی و ....