آخرین محتوا توسط سایه خیز

  1. سایه خیز

    چالش چالش مهارت نویسندگی

    اعلام آمادگی
  2. سایه خیز

    اطلاعیه درخواست نقد شعر

    درود درخواست نقد داشتم: https://forum.cafewriters.xyz/threads/46540/
  3. سایه خیز

    در حال تایپ مجموعه اشعار پشت پلک اندوه | اثر از سایه خیز

    عشق یک طرفه می‌شود یک لحظه نگاهم کنی؟ می‌شود یک لحظه فقط رویت خندان شود؟ من جهانم گرفتار رخ زیبایت چشمان پر نورت ماه شب‌هایم شده‌ست می‌شود بگذاری در آغوشت گم شوم؟ یک لحظه فقط غرق نگاهت شوم؟ این‌همه لج با دل عاشق نباشد گناه؟ عشقِ یک‌سویه، خود ظلمی‌ست بر جانِ آدمی من وجودم در بند کسیست که...
  4. سایه خیز

    در حال تایپ مجموعه اشعار پشت پلک اندوه | اثر از سایه خیز

    یار من ایران من دلم پیشِ کسی‌ست، «ایران» نام دارد او قامتش چون سروِ آزاد، عزت و فرّ دارد او گونه‌هایش لاله‌گون از خونِ فرزندانِ خویش گیسوانش ابرِ باران، بر سرِ دامانِ خویش چشم‌هایش آبیِ دریایِ آرامِ جنوب لیک امشب موجِ غم دارد به جایِ آن غروب لب چو یاقوت است، اما خنده از لب رفته است باغِ...
  5. سایه خیز

    در حال تایپ مجموعه اشعار پشت پلک اندوه | اثر از سایه خیز

    مناجات وطنم خونی‌ست امشب، ای خدا، فریاد کو؟ مرهمی بر این همه اندوهِ بی‌بنیاد کو؟ حالِ ایران را ببین، لبریزِ اشک و ماتم است هر کجا چشمم فتد، داغی به قلبِ مردم است ای خدایِ آسمان‌هایِ بلندِ بی‌کران یک نظر بر خاکِ خون‌آلودِ این پیرِ جهان آسمانِ میهنم روزی زلالِ آب بود خنده مهمانِ لبانِ مردمِ...
  6. سایه خیز

    در حال تایپ مجموعه اشعار پشت پلک اندوه | اثر از سایه خیز

    ایران می‌نهم بر خاکِ پاکِ میهنم با افتخار می‌تپد از عشقِ ایران، این دلِ امیدوار چون گذارم بوسه بر هر ذره از خاکِ وطن می‌رسد تا آسمان، عطرِ دل‌انگیزِ چمن هر کسی را نیست لایق، نامِ ایران بر زبان نامِ ایران را نگه دارد دلِ مردانِ جان از کجا داند غریبی، قدرِ این خاکِ کهن؟ عشقِ ایران را بفهمد،...
  7. سایه خیز

    در حال تایپ مجموعه اشعار پشت پلک اندوه | اثر از سایه خیز

    مادر گرچه گاهی با تو از سرِ رنج، غوغا کنم از غمِ پنهانِ دل، صدها گله پیدا کنم لیک اصلِ قصه هرگز دگرگون نشود من همان فرزندِ توأم، عشقی کم‌رنگ نشود هر سخن کز لب برآری، مرهمِ جانِ من است گرچه گاهی تلخ باشد، باز درمانِ من است یک نگاهِ مادرم، جان را پر از امید کرد قلب خسته مرا، غرقِ نورِ عید کرد...
  8. سایه خیز

    در حال تایپ مجموعه اشعار پشت پلک اندوه | اثر از سایه خیز

    سوگِ مادر صدای فریادِ مادر، لرزاند عدالت را غمِ از دست دادنِ جوانش، سوزاند مروت را بر سرِ مزارِ فرزند، با چشمانی پر از آه کشید آن جسمِ بی‌جان را، به آغوشِ پر از آه سخن گفت از دلِ خود با خدا، آرام و خسته دلِ هر آدمی لرزید از آن قلبِ شکسته جنازه روی جنازه، داغ روی داغ مانده لاله‌ها از خونِ دل‌ها،...
  9. سایه خیز

    در حال تایپ مجموعه اشعار پشت پلک اندوه | اثر از سایه خیز

    دل بی‌قرار دلِ بی‌قرارم امشب، حالِ خوبی ندارد از تپیدن‌های بی‌وقفه، دگر راهی ندارد سینه‌ام خسته ز تکرارِ نفس‌های شکسته قلبِ من مانده میانِ غم و امیدِ نشسته پزشک آمد، نگاهی کرد و گفتا بی‌جواب است این دلِ خسته، اسیرِ لحظه‌های اضطراب است گفت درمانی ندارد، کارِ دنیا رو به پایان همه چیزش را...
  10. سایه خیز

    در حال تایپ مجموعه اشعار پشت پلک اندوه | اثر از سایه خیز

    قلب کوچک باز زمستان رفت و بهار آمد پدید دلِ کوچک باز هم رنگِ طراوت را بدید باز درونم خانه را با عشق گردآب می‌زنم خاطراتِ تلخ را از سینه‌ام می‌روبم دلِ من آماده‌ی فردای روشن می‌شود مثل باغی که دوباره سبز و گلشن می‌شود در میانِ گردگیری، چشمم افتاد از قضا بر سیاهی‌های دل، بر ردّ پایِ اشتباه‌ها...
  11. سایه خیز

    در حال تایپ مجموعه اشعار پشت پلک اندوه | اثر از سایه خیز

    مادرِ شهیدِ گمنام دلم خون است از این غم، ای دل‌آرامِ شهید سال‌ها چشمِ تو مانده، در رهِ آن نازنین او که جامِ سرخِ شهادت را به لب، نوشیده بود در بهشتِ جاودان مأوایِ خود را دیده بود پس بگو ای مادرِ غم‌دیده، با چشمی چو ابر تا به کی چشمِ تو مانَد بر سرِ این رهگذر؟ او وداعی جاودانه با جهانِ خاک...
  12. سایه خیز

    در حال تایپ مجموعه اشعار پشت پلک اندوه | اثر از سایه خیز

    امام زمان (عج) یا امامِ مهربان، ای صاحبِ عصر و زمان ای فروغِ آخرین، ای روشنایِ این جهان نامِ پاکت در دلِ هر عاشقی مأوا گرفت هر که دل بر تو سپرد، از عشقِ تو معنا گرفت سال‌ها چشمِ همه بر جاده‌ی دیدارِ توست ذکرِ هر شب، آرزویِ آمدن، تکرارِ توست ای امامم، ای پناهِ خستگانِ روزگار بی‌تو دنیا گشته...
  13. سایه خیز

    در حال تایپ مجموعه اشعار پشت پلک اندوه | اثر از سایه خیز

    ایرانِ من آسمانِ میهنم دیگر ندارد رنگِ آب ابرِ غم گسترده بر هر گوشه، چون دریایِ خواب جای آوازِ پرستو در دلِ این آسمان موجِ موشک می‌خروشد، بی‌امان و بی‌نشان باز بارِ سفر افتاده‌ست بر دوشِ زمان قصه‌ی تلخِ جدایی می‌رسد از هر کران ننه‌سرمایِ حکایت، باز مهمانِ دل است لیک از عمو نوروزِ خوش‌قدم،...
  14. سایه خیز

    در حال تایپ مجموعه اشعار پشت پلک اندوه | اثر از سایه خیز

    دفاع از وطن ز کهن‌سالان شنیدم، خانه را صاحب پدر پایه‌ی این سقف و دیوار است با نام پدر دشمنی در فکر خام خویش با خود می‌سرود گر پدر را کُشد، این خانه از آنِ او شود غافل از آن‌که وطن افسانه‌ای دیگر بُوَد ریشه‌اش در جان مردم، تا ابد محکم بُوَد این زمین، این خاکِ دیرین، مهدِ ایمانِ من است ترس از...
  15. سایه خیز

    در حال تایپ مجموعه اشعار پشت پلک اندوه | اثر از سایه خیز

    تیر آرش سال‌ها در ترکش او مانده بودم بی‌نصیب در سکوتی تلخ و سنگین، بی‌صدا و ناشکیب هر زمان دستش مرا از روی شوقی می‌گذشت تیر دیگر می‌گزید و نوبت من می‌گذشت با خودم گفتم مگر روزی رسد هنگام من؟ یا شوم خاک فراموشی، سرانجام من؟ تا که روزی آسمان رنگی دگر بر تن گرفت سرنوشت از دست تقدیر، راهی دیگر...
عقب
بالا پایین