فقط این که توی خلاصه آخر زمان به معنی کلمه هستش. به معنی تموم شدن زمان معین
این آخرالزمان به معنی پایان یافتن دنیا معمولا تعبیر میشه. باز هم لازمه تغییر بدم؟
چشم حتماً!
فقط این که توی خلاصه آخر زمان به معنی کلمه هستش. به معنی تموم شدن زمان معین
این آخرالزمان به معنی پایان یافتن دنیا معمولا تعبیر میشه. باز هم لازمه تغییر بدم؟
نمیدانست احساس کنجکاوی یا ترس بود که باعث شد مسیر طولانی دشت را به جاده مستقیم و پر ازدحام روستا ترجیح دهد. هنگامی که به بالای تپه در کنار تک درخت رسید، ایستاد. منظره جنگل روبهرو بیدرنگ آن شب ناتمام را در ذهنش زنده کرد؛ درختهای بلند و متعدد که در کنار هم رشد کرده بودند و انگار تا...
لیانا در حال جمع کردن گیاهان فاسد شده آویزان از سقف بود.
«مگه دیروز اون گیاهها رو آویز نکردی، چرا انقدر زود فاسد شدن؟»
لیانا که درگیر باز کردن گره دور دسته بود، لحظهای دستانش از حرکت ایستاد.
«باید کامل خشکشون میکردم. انگار هنوز یکم رطوبت داشتن.»
پیش از آنکه آریان نگاهش را از او بگیرد، آستین...
آرامش روزمره در فضا موج میزد؛ اما او سردرگم از آنچه در ذهنش پدیدار شده بود، به چاقو با تیغه سبزرنگ خیره شد. چیزی در ذهنش گمشده بود. بخشی ناپدید شده از خاطراتش گویا دوباره به حافظهاش پیونده خورده بود، اما نه بهصورت کامل!
ذهنش سوالات اساسی را یکی پس از دیگری مطرح کرد: «من توی خونهم؟ کی برگشتم،...
خون سرخی که در ظلمت شب بر انگشتانش جاری بود، نفس را از سینهاش میربود. قلبش در سینه افسار گسیخته میتپید و تنش بهتدریج سرد میشد. درد سرش نشان از رویدادی سهمناک میداد و گرمایی خیس و چسبناک از پیشانیاش روان بود؛ اما چشمانش مملو از سرگشتگی به جسدی دوخته شده که در فاصلهای نفسگیر از او قرار...
مقدمه:
زمان افشای رازی کهن فرارسیده است!
عشقی مادرانه همچون زهری شیرین در رگها میدود و چشمها را کور میکند. وفاداری بیپایان و یکطرفه، خدایان را به شوق میآورد تا دفتر سرنوشت را برای ثبت شیفتگی ممنوع باز کنند.
غم جهانش را در حصار خود میفشارد و او را که قدرتی سهمگین در روح آرامش خوابیده، به...
عنوان:
خاکستر آئرال: چهرههای نفرین
ژانر: فانتزی، عاشقانه، تراژدی
نویسنده: برهون
خلاصه:
وقتی اعماق زمین به خروش میآید، نیرویی باستانی خود را آشکار میسازد؛ نیرویی که با کابوسهای کهن درهم میآمیزد و تار و پود زندگیها را دگرگون میسازد.
آخرِ زمان فرا رسیده است: مردگان از گور برمیخیزند تا تاج...