آخرین محتوا توسط shirin_s

  1. shirin_s

    نظارت همراه رمان آوای دورغین ماه| ناظر: shirin

    من تا #۱۱ ارسال کردم دوازده ندارم اصلا تو همین تایپیک؟
  2. shirin_s

    نظارت همراه رمان آوای دورغین ماه| ناظر: shirin

    یعنی چی که نصف؟
  3. shirin_s

    نظارت همراه رمان آوای دورغین ماه| ناظر: shirin

    #۱۱ متوقف چقدر بهم بهم شکارچی‌ام کردن گرون‌قیمت داشتن اون‌قدر فعل اول جمله " دیدن" رو حذف کن و آخرش بذار. زنی با ماسک نقره‌ای....... کنارم ایستاده بود رو دیدم. ابرو
  4. shirin_s

    نظارت همراه رمان آوای دورغین ماه| ناظر: shirin

    #۱۰ به خاطر که؟ اصلا نمیخوره، ویرگول مناسبه چقدر جلب توجه ابرویی بلند و جدی‌تری رفته رفته میده نقشه‌ات هست میشی به خاطر می‌کنن خوش‌گذرون خط به خط میگم شدن اون‌جاست نیمه‌باز بعد ویرگول واو نداریم میذاری به خاطر به خاطر بهم
  5. shirin_s

    نظارت همراه رمان آوای دورغین ماه| ناظر: shirin

    #۹ جلب توجه منم جمله ناقصه این‌بار نگاهی به گوشواره‌هام انداختم. گوشواره‌های بلندی که با هر تکون سرم، برقش چند برابر می‌شد. یه جورایی هستن جمله ناقصه به آرومی در جعبه رو باز کردم. با دیدن ماسک مشکی طرح گربه‌ای چشم‌هام برق زد. بدون زرق و برق، بدون طرح، فقط چند خط ظریف نقره‌ای کنار چشم‌هام...
  6. shirin_s

    نظارت همراه رمان آوای دورغین ماه| ناظر: shirin

    #۸ بهم آخر این‌با این‌که وایسی ظاهری یا الکی کافی به نظر
  7. shirin_s

    نظارت همراه رمان آوای دورغین ماه| ناظر: shirin

    #۷ لب‌هاش* میگن* میگن* میشه* کم‌رنگی* حلقه‌ای* میخره* میشن* ابرو* شونه‌ای* پنچر* میشن* بی‌حساب... امان*
  8. shirin_s

    نظارت همراه رمان آوای دورغین ماه| ناظر: shirin

    #۶ بهم* جمله نامفهومه. با چشم‌های خسته و گود رفته‌اش بهم نگاه کرد یا نگاهش روی صورتم ثابت موند، چشم‌هاش خسته و گود رفته بود. انجامش بدم چی شد چی شده خجالت‌زده با چهره‌ای جدی، نگاه مصممی بهش انداختم افتادم من، آخه الان نمی‌تونستم دلش رو بشکنم کشیدم و با دروغین دروغین اون‌ها نمی‌کنن
  9. shirin_s

    نظارت همراه رمان آوای دورغین ماه| ناظر: shirin

    نه عزیزم باید ویرایش بشه برای همین گفتم فعلا پارت نذارید
  10. shirin_s

    نظارت همراه رمان آوای دورغین ماه| ناظر: shirin

    بله دقیقا اولی درسته
  11. shirin_s

    نظارت همراه رمان آوای دورغین ماه| ناظر: shirin

    #۵ یه فعل کم داره آروم بود اما بوی غم می‌داد یه فعل جا افتاده از دست دادن بعد از "افتادم" نقطه بذار. دیالوگ نباید بره خط بعد افتادم. بی‌اراده... گفتم: «می‌دونی... اینجا هم مشکل قبل رو داره. وقتی فعلی مثل گفت و گفتم و اینا داری بعد دو نقطه با یک فاصله دیالوگ میاد. نقطه رو فراموش کردی...
  12. shirin_s

    نظارت همراه رمان آوای دورغین ماه| ناظر: shirin

    #۴ بعد از شستن دست و صورتم به طرف اتاق خواب کوچیکم برگشتم. در همین لحظه چشمم به آینه‌ی ترک‌خورده‌ی اتاق‌خوابم افتاد. من دلربا، بیست و چهار سالمه و دیپلم علوم‌ انسانی دارم. به دلیل شرایط سخت زندگیم به دانشگاه نرفتم و مجبور شدم از سن کم شروع به کار کردن کنم. جمله بلنده. فعل آخر جمله هم نادرست...
  13. shirin_s

    نظارت همراه رمان آوای دورغین ماه| ناظر: shirin

    بله عزیزم همین‌طور پیش میریم. شما لطفا فعلا پارت گذاری نداشته باشید زیبا 💞
  14. shirin_s

    نظارت همراه رمان آوای دورغین ماه| ناظر: shirin

    #۳ یه ربط اضافه داره که به‌جاش ویرگول لازمه عزیزم: دستم رو روی گلوم گذاشتم، بی‌اراده عکس داوود که روی میز کوچیک کنار پنجره گذاشته بودم به چشمم خورد. شدند معیاره گلم شدن ✅️ همه‌کس جمله سوالیه عزیزم علامت سوال لازم داره: پس چرا اون‌هم از من گرفتی و تنها‌ترم کردی؟ فعل باید محاوره‌ای باشه گلم...
  15. shirin_s

    نظارت همراه رمان آوای دورغین ماه| ناظر: shirin

    عزیزم خودتون باید انجامش بدید
عقب
بالا پایین