آخرین محتوا توسط Nargess86

  1. Nargess86

    اختصاصی گپ مجردها؛ از خنده تا غرغر

    شوهر آینده‌ی بهتری پیدا خواهم نمود فعلااااااً🤣🤣 من نمی‌خوام ازدواج کنم فعلا عزیزم به اون سارا بگو هنوز باهاش حالا حالا ها کار دارم صبر کن و ببین @آسِمان؛
  2. Nargess86

    اختصاصی گپ مجردها؛ از خنده تا غرغر

    بیخیال منتفی گشت خواهرم مجرد می‌مونم و هنوز سنم برای ازدواج مناسب نیست
  3. Nargess86

    روزنامـه روزنامه آذرماه 1404| شماره 1

    و اینننننک خداقوت بهت قهرمان یاد فردوسی پور افتادم خدااااییی😅🤣 @آسِمان؛
  4. Nargess86

    روزنامـه روزنامه آذرماه 1404| شماره 1

    نه باو مجرد خواهم ماند و قرار نیست کسی را شیرینی محفوظ نمایم لغو گردیدددددد🤣😅 خودت عروس شدی ما رو شیرینی بده🤣❤️ @آسِمان؛ مان
  5. Nargess86

    اختصاصی گپ مجردها؛ از خنده تا غرغر

    شایدم نه که بخوام درس بخونم و ادامه بدم چیزی معلوم نیست
  6. Nargess86

    اختصاصی گپ مجردها؛ از خنده تا غرغر

    ولی هنوز چیزی معلوم نیست که بخوای بگی مبارکه
  7. Nargess86

    اختصاصی گپ مجردها؛ از خنده تا غرغر

    آفریننننننن
  8. Nargess86

    اختصاصی گپ مجردها؛ از خنده تا غرغر

    من خودم ملاکام رو می‌دونم چی بگم اما شما بگید بیشتر یاد بگیرم
  9. Nargess86

    اختصاصی گپ مجردها؛ از خنده تا غرغر

    یکم توصیه های ازدواج رو به بنده یاد بدهید مثل ملاک ازدواج
  10. Nargess86

    اختصاصی گپ مجردها؛ از خنده تا غرغر

    اگر او به نفر خودم باشم چی میگی؟😅
  11. Nargess86

    اختصاصی گپ مجردها؛ از خنده تا غرغر

    آره بابا
  12. Nargess86

    اختصاصی گپ مجردها؛ از خنده تا غرغر

    بنده خدایی که ازش حرف زدم حدس بزنید کیه؟
  13. Nargess86

    اختصاصی گپ مجردها؛ از خنده تا غرغر

    آهان درسته ولی هنوز این آقا نه سال اختلافی سنی داشت چی؟
  14. Nargess86

    اختصاصی گپ مجردها؛ از خنده تا غرغر

    هنوز نیومده و قراره این هفته بیاااااااد کلی هم استرس داره بنده خدا😅😅
  15. Nargess86

    اختصاصی گپ مجردها؛ از خنده تا غرغر

    هم پیتزا درست می‌کنه و هم قراره رستوران بزنه
  16. Nargess86

    اختصاصی گپ مجردها؛ از خنده تا غرغر

    منظورتون نفهمیدوم به زبان مشهدی خخخ
  17. Nargess86

    اختصاصی گپ مجردها؛ از خنده تا غرغر

    قشنگ توضیح بده بابا
  18. Nargess86

    اختصاصی گپ مجردها؛ از خنده تا غرغر

    بچه ها یه سوال یه نفر براش خواستگار اومده و خواستگارشم پیتزا درست می‌کنه حالا یه راهنمایی بکنید تا به بنده خدا بگم
  19. Nargess86

    اختصاصی گپ مجردها؛ از خنده تا غرغر

    آره راست میگی من که داداشم خوب تربیت نشده با اینکه شش سالشه ولی هنوز خوب تربیت نشده هرکاری هم بکنیم نمیشه که نمیشه
  20. Nargess86

    شعر °اشعار تک بیتی°

    امشب تو را به خوبی نسبت به ماه کردم تو خوب تر ز ماهی من اشتباه کردم فروغ بسطامی
  21. Nargess86

    شعر °اشعار تک بیتی°

    سخن گفتن خطای جاهلان پیدا شود تیر کج چون از کمان بیرون دود رسوا شود صائب تبریزی
  22. Nargess86

    شعر °اشعار تک بیتی°

    هرکس خود داند و خدای دلش که چیست در کجای دلش
  23. Nargess86

    اختصاصی گپ‌خانه متاهل‌ها؛ از خنده تا غرغر

    ما هم همین‌طور
  24. Nargess86

    اطلاعیه درخواست تگ انحصاری برای رمان | تالار رمان

    سلام‌ درخواست تگ رمان رو داشتم
  25. Nargess86

    اطلاعیه درخواست تگ انحصاری برای رمان | تالار رمان

    موضوع 'رمان در ریسمان اقیانوس | سیده نرگس مرادی خانقاه' https://forum.cafewriters.xyz/threads/39726/ سلام درخواست تگ رمان رو داشتم
  26. Nargess86

    پایه رمان تَلازُم | سیده نرگس مرادی خانقاه

    کمی مکث نمود و تجزیه و تحلیل کرد که چه کسی پشت خط است؟! اما به جایی نرسید. - شما؟ سانیا پوزخندی زد و نیز گفت: - رو هوایی سهند! منم سانیا، رفیق سپیده! با به یاد آوردن سانیا آن هم در سرای سپیده، «آهانی» گفت. - خب که چی؟ چی می‌خوای؟ نوچی می‌کند و می‌گوید: - ببین سهند، حوصله‌ی وراجی کردن‌هاتو ندارم؛...
  27. Nargess86

    نظارت همراه رمان گادیم | ناظر: Mahsa

    https://forum.cafewriters.xyz/threads/42264/post-384813 سلام پارت جدید
  28. Nargess86

    در حال تایپ رمان گادیم (جلد دوم ساکت نمی‌نشیند) | سیده نرگس مرادی

    پدرش از این حرف طهورا کلافه شد و چشم‌هایش را بست. - طهورا‌، به من گوش بده! طهورا چیزی نگفت و به ادامه‌ی حرف‌های پدرش گوش سپرد. - خودت نظرت رو بگو! نظر تو برای من خیلی مهمه طهورا! طهورا نفسش را بیرون فرستاد و در حینی‌که به تخته نرد خیره میشد‌، گفت: - اصلاً مثبت نیست بابا! لبخندی در کنج لبان آقا...
  29. Nargess86

    نظارت همراه رمان در ریسمان اقیانوس | ناظر: زهرا سلطانزاده

    https://forum.cafewriters.xyz/threads/39726/post-379338 سلام پارت جدید
  30. Nargess86

    در حال تایپ رمان گادیم (جلد دوم ساکت نمی‌نشیند) | سیده نرگس مرادی خانقاه

    طهورا چشم‌هایش را محکم می‌بندد. فاجعه‌ی عظیمی برای او رخ داده بود. از آن طرف، خواستگار سمجش را باید رد می‌کرد و از آن طرف هم این پرونده‌ی منفور را باید به اتمام می‌رساند. خود را روی صندلی به چرم‌مانندش، اتکا داد و نیز گفت: - باشه! می‌تونی به جناب سرهنگ بگی؟ - از قبل گفته شده و سرهنگ به دلیل...
  31. Nargess86

    در حال تایپ رمان گادیم (جلد دوم ساکت نمی‌نشیند) | سیده نرگس مرادی خانقاه

    دست آوینا را گرفت و نیز به او گفت: - آوینا، امشب که عروسی ما دوتا هست؛ پس بیا باهم فرار کنیم! آوینا دستش را محکم‌تر گرفت و در گوش‌اش عاشقانه گفت: - برای سربه‌سر گذاشتن بقیه و به‌خاطر تو، باشه! آرش بیشتر خود را به آوینا نزدیک کرد و باری‌دیگر خود را به آوینا نزدیک کرد؛ آوینا در کنار آرش، حس خوبی...
  32. Nargess86

    عالی رمان در ریسمان اقیانوس | سیده نرگس مرادی خانقاه

    سری تأسف تکان داد. - عشق باهات چی‌کار کرده بدبخت؟! دستم را بر روی میز کارم کوبیدم و سپس همانند شیر، غرش‌کنان گفتم: - به تو ربطی نداره! اون دختر هرچیزی که هست از تو و دخترت بهتره! لبخندی از جنس دلسوزی زد و گفت: - باشه؛ اما دختر من که پولدارترین مد و لباس جهانه! اون چیه که یک پاپاسی هم نمی‌ارزه...
عقب
بالا پایین