آخرین محتوا توسط (SINA)

  1. (SINA)

    نظارت همراه رمان باززایش | ناظر دیدگــــــــانـــــــــ

    سلام سه پارت جدید ارسال شد خسته نباشید -118-"{}
  2. (SINA)

    در حال تایپ رمان سایه‌های مرده (جلد دوم: باززایش) | سینا صیقلی

    از دور صدای افتادن یه قوطی فلزی اومد؛ ایستادم و نفس‌هام رو نگه داشتم. مارکوس صداش رو پایین نگه داشت و زیر نفسش حرف زد: - شنیدی؟ سرم رو تکون دادم؛ این‌جا فقط متروک نبود... این‌جا انگار هنوز چیزی نفس می‌کشید و من همون لحظه فهمیدم این شهر فقط خالی نشده بود؛ رها شده بود، به چیزی که هنوز این‌جا...
  3. (SINA)

    در حال تایپ رمان سایه‌های مرده (جلد دوم: باززایش) | سینا صیقلی

    جنگل تاریک بیشتر وحشتناک میشد و شاخه‌ها زیر دست و پا صدا می‌دادن و برگ‌ها مثل چاقو لمس می‌شدند؛ سایه‌ها عمیق‌تر و مثل موجوداتی نامرئی حرکت می‌کردن. ریگان کنارم حرکت می‌کرد و صورتش محکم و جدی بود؛ نفس‌هاش تند و کوتاه و چشم‌هاش به هر حرکتی در تاریکی دوخته شده بود. هارپر کلماتش رو توی دندون‌هاش...
  4. (SINA)

    در حال تایپ رمان سایه‌های مرده (جلد دوم: باززایش) | سینا صیقلی

    نفسم یهو خالی شد؛ هارپر زیر لب فحش داد و مارکوس خشکش زد. جیمز دندون‌هاش رو به هم فشار داده بود و صداش می‌لرزید: - بهتون که گفتم... چیزیم نیست... اما لرزش دست‌هاش لو می‌داد که دروغ می‌گفت؛ چند ثانیه هیچ‌کدوم حرفی نزدیم و فقط صدای نفس‌هامون و خش‌خش درخت‌های جنگل به گوش می‌رسید. یه حس سنگین مثل...
  5. (SINA)

    چالش چالش روایت نادیده‌ها | • جهان از نگاه دیگران •

    •○°●‌| به نام خدای شاعران ‌|●°○•° چالش شعرنویسی «از دید دیگری» به ایستگاه پایانی خود رسید. در این چالش آثار ارسالی با تمرکز بر زاویه دید خلاقانه، تصویرسازی و اثرگذاری مفهومی مورد بررسی قرار گرفتند. از تمامی شرکت‌کنندگان عزیز که با ذوق، خلاقیت و نگاه‌های متفاوت خود فضای چالش را غنی‌تر کردند،...
  6. (SINA)

    اطلاعیه درخواست نقد شعر

    درود، با درخواست نقد شما موافقت شد.✅ منتقد شما: @.Mahsa
  7. (SINA)

    اطلاعیه درخواست نقد شعر

    بزودی رسیدگی میشه
  8. (SINA)

    اطلاعیه درخواست نقد شعر

    درود، با درخواست نقد شما موافقت شد.✅ منتقد شما: @جهنم
  9. (SINA)

    همگانی [ همین الان داری به چی فکر میکنی؟ ]

    به اینکه زمانی که فکر میکنی زندگی بهتر از این نمیشه خود زندگی بهت نشون میده که هنوز فاصله طولانی با بهتر شدن داره...
  10. (SINA)

    همگانی [ الآن چه احساسی داری؟ ]

    حالم خوبه اما حوصلم سر رفته خوشحال و اخمو هستم
  11. (SINA)

    همگانی [ همین الان داری به چی فکر میکنی؟ ]

    واژه‌هایی مثل کالابرگ، دهک، معیشت، سبد کالا، سفره مردم و... بوی فقر میدن، نمی‌خوام بشنومc54c27_25ndke-hanghead
  12. (SINA)

    فراخوان فراخوان جذب منتقد شعر + آموزش

    درود بزودی با شما گفت‌و‌گویی ایجاد خواهد شد
  13. (SINA)

    نظارت همراه رمان باززایش | ناظر دیدگــــــــانـــــــــ

    سلام ویرایش انجام شد فلز زیر بدنه، منظورم هواپیماست، خب روی درختا سقوط کردن و بالاخره چندتا شاخ و برگ زیر بدنه هواپیما هست صدای اونا منظورم بود
  14. (SINA)

    همگانی [ همین الان داری به چی فکر میکنی؟ ]

    به روزای کنکوری بودن به شیرین و تلخ بودنش به اونی که رفته و دیگه برنمیگرده تا ابد به شهر جدید به شغل جدید به درس های جدید به تصمیم جدید و به بی حسی که الان دچارشم
  15. (SINA)

    همگانی [ الآن چه احساسی داری؟ ]

    اینجارو دوس دارم-4-+=_ حس روزای با انگیزه بودنمو یاداوری میکنه
  16. (SINA)

    همگانی [ الآن چه احساسی داری؟ ]

    مرسی، واقعا همین که هستین و اینو میگین خودش دلگرم‌کننده هست 🌱
  17. (SINA)

    اطلاعیه ثبت سفارشات خدمات سکه 💰

    درود درخواست رنک VIP درخواست برای ویترین آثار: سایه‌های مرده جلد اول رمان کوه بی فروغ رمان داج
  18. (SINA)

    اطلاعیه درخواست نقد شعر

    درود، با درخواست نقد شما موافقت شد.✅ منتقد شما: @دیدگـــانــــــــــ
  19. (SINA)

    همگانی [ همین الان داری به چی فکر میکنی؟ ]

    به این ک چقد دغدغم عوض شده چقد آدما زود تغییر میکنن چقد زمان چیز عجیبیه
  20. (SINA)

    همگانی [ الآن چه احساسی داری؟ ]

    هرچقدر توی دوستی، رفاقت و محیط بد شانس بودم توی داشتن دوست مجازی خوش شانس‌ام حیف که مجازی هستین :cry: + ای بی بصر من میروم؟ او می‌کشد قلاب را
  21. (SINA)

    اطلاعیه درخواست نقد شعر

    درود، با درخواست نقد شما موافقت شد.✅ منتقد شما: @زهرا سلطانزاده
  22. (SINA)

    اطلاعیه سری جدید زنگِ مصاحبه| زمستان ۱۴۰۴

    اعلام آمادگی0c9027_25105 ✔️
  23. (SINA)

    نظارت همراه رمان باززایش | ناظر دیدگــــــــانـــــــــ

    این یکی خوبه به نظرتون؟ یکی از بچه‌ها خندید؛ خنده‌ای که انگار از گلوی یک مرده بیرون خزیده بود. نه ماسک نداشتن، فقط یه کلاهخود داشتن که کاملا فلزی بود و یه شیشه‌ی ضد گلوله جلوی صورتشون بوجود آورده بود.. آره راست میگین این یکی خوبه؟ ریگان اون‌قدر نزدیک شد که سایه‌اش روی من افتاد و فکر کردن سخت شد.
  24. (SINA)

    تبریک میلاد حضرت علی(ع) و روز پدر و مرد مبارک 💚

    ما که هنوز کلی راه داریم تا مرد بودن و مسئولیت پدر شدن رو بفهمیم…-65-{} ولی واقعا دم پدرایی گرم که تو این فشار عجیب زندگی، بار یه خانواده رو به دوش می‌کشن و با همه‌ی دغدغه‌هاشون، تکیه‌گاه خونه می‌مونن. باباها قهرمانای بی‌ادعای زندگی‌ان. روز مرد و پدر مبارک:bouquet::bouquet::bouquet:
  25. (SINA)

    نظارت همراه رمان باززایش | ناظر دیدگــــــــانـــــــــ

    سلام پارت‌های جدیدی ارسال شد -118-"{}
  26. (SINA)

    در حال تایپ رمان سایه‌های مرده (جلد دوم: باززایش) | سینا صیقلی

    چند ثانیه سکوت افتاد؛ از اون سکوت‌هایی که گوش رو زنگ می‌انداخت و بعد ناگهان الیزا جیغ کشید؛ جیغش تیز و بریده بود، انگار تازه فهمیده که زنده مونده. - این دیگه چه کوفتی بود؟ نورین هم با صدایی لرزان و عصبی غرید: - لعنتی... لعنت به رییس جمهور که ما رو به این جهنم فرستاد. کمربندها یکی‌یکی باز شدن و...
  27. (SINA)

    در حال تایپ رمان سایه‌های مرده (جلد دوم: باززایش) | سینا صیقلی

    چند تا از جعبه‌های عقب هواپیما با خش‌خش و کوبیدن به هم برخورد کردند؛ هر ضربه مثل فریادی کوچیک از دل فلز بلند میشد. متیو همون لحظه دستگیره‌ی کنار صندلی‌اش رو محکم گرفت و با صدایی خفه غرید: - محکم بگیرین. یه موج سرد از ستون فقراتم بالا رفت و اون حس لعنتی... همون حسی که قبل از هر فاجعه سراغم...
  28. (SINA)

    در حال تایپ رمان سایه‌های مرده (جلد دوم: باززایش) | سینا صیقلی

    صدای بلندگو مثل ناقوس مرگ پخش شد؛ مثل چیزی که از تاریکی سرک می‌کشید: - تا رسیدن به مقصد حدود چند ساعت باقی مونده؛ کم‌کم آماده بشید. فقط چند ساعت تا رسیدن به جایی که قراره جواب همه‌ی کابوس‌هام رو بده باقی مونده بود. سرم رو به پشتی صندلی تکیه دادم؛ چشم‌هام رو بستم ولی تاریکی آرومم نکرد. تصویر...
  29. (SINA)

    فراخوان فراخوان جذب منتقد شعر + آموزش

    درود بزودی با شما گفت‌و‌گویی ایجاد خواهد شد 🌿 پ.ن: نمایه‌تون رو خصوصی کردین نمیتونیم پیام بدیم بهتون، بی‌زحمت بازش کنید
عقب
بالا پایین