در حال ویرایش دلنوشته نجوای پنهان | به قلم ریپر

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع سونی
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
تو را در دلِ آسمان دیدم، بی‌مرز و بی‌نقاب.
هر ابر، ردّی از تو داشت، بی‌باران و بی‌صدا.
تو را در دلِ باد نوشتم، تا جاری شوی.
با هر وزش، تو را به خاک رساندم.
تو را در دلِ طبیعت، به حضور رساندم.
 
آخرین ویرایش:
تو را در دلِ دل‌ها دیدم، بی‌چشم و بی‌تماشا.
هر تپش، نام تو را زمزمه می‌کرد، بی‌اجبار و بی‌نقش.
تو را در دلِ اشتیاق‌ها پروراندم، تا شکوفا شوی.
با هر نگاه، تو را به جان رساندم.
تو را در دلِ بی‌تابی، به آرامش رساندم.
 
آخرین ویرایش:
و تو را در دلِ خودم دیدم، بی‌مرز و بی‌نام.
هر لحظه، تو را نفس کشیدم، بی‌صدا و بی‌فاصله.
تو را در دلِ بودنم نوشتم، تا جاودانه شوی.
با هر تپش، تو را به زندگی رساندم.
و هنوز، در سایه‌سارِ نیامدنت، عاشقانه ایستاده‌ام...
 
آخرین ویرایش:
با هر زمزمه،
یادِ تو در دلم زنده می‌شود،
ای یادِ آسمانی،
آرامِ جانم باش.

پایان
۱۹:۱۰
۱۴۰۴.۰۶.۱۲
 
آخرین ویرایش:
201022_25IMG-9142.png
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: GRIMQUILL
عقب
بالا پایین