اطلاعیه • آرشیو فعالیت‌های تیم گویا •

پادکست پاییز » ساب پادکست‌
تاپیک پاییز یهو میاد | کلیک کنید



رفته‌ای و شکوه از دیوارهای این ویرانه رنگ باخته است؛
و آیینه مدام سایه‌های سیاه تابیده به دور بازوانم را به من نشان می‌دهد؛ و زنگارهای هزارساله‌ی این درد را مدام در سینه‌ام تکثیر می‌کند.
شب از پی بی‌راهه‌های متروک، مرا فرامی‌خواند؛
و گورهای خاموش برای قلب از دست رفته‌ام، مرثیه‌ی حزن سر می‌دهند.
سرد است و اشک‌های یخ زده بر گونه‌هایت زخم می‌زنند و کلاغ‌های خبرچین و شوم در میان کاج‌های مراسم ترحیم تنهایی ابدی تو را جار می‌زنند.





گوینده و میکسر: @Meli.ka
 
پادکست دفترچه خاطرات » ساب پادکست
تاپیک پادکست دفترچه خاطرات کاربران


گوینده: @eli74 میکسر: @DyvaDyva عضو تأیید شده است.
اثر: @سونی



آدمای عصبی آدمای جالبین نه؟!
عع سلام نکردم که..
سلام
ببخشید یکم حالم خوب نیست شایدم یکم بیشتر
دیگه خسته شدم اینقدر گلایه کردم
تو می‌دونی چطوری میشه رفت کما و برای چند وقت نبود؟!
یا اینکه سکته کرد و یه دفعه مُرد!؟
کاش یکی بود که راهنماییم میکرد
همه حرفام تکراریه هرچی الان تو ذهنم و می‌خوام بنویسم تکراریه میدونم آینده جالبی ندارم با این حجم از استرس و فشار روانی ولی تقصیر من نیست
میدونم قرارها تو آینده خیلی هارو ناراحت کنم و الان بازم میگم دست من نیست
چرا باید بچه‌ای به سن و سال من اینقدر تحت فشار باشه؟! چرا نمیتونم یه لحظه به هیچی فکر نکنم؟!
چرا باید بچه اول بودن اینقدر سخت باشه؟!
چرا مجبورم میکنن تو لحظه اشتباه تصمیم بگیرم؟!
میدونم از این چیزا زیاد شنیدی و فکر میکنی یه دختر بچه خیلی لوسم که هیچی از دنیا نمیدونه از زندگی سخت و فشار روانی واقعی نمیدونه ...
ولی باید بگم که میدونم زیاد از حدم میدونم
پیر شدم دیگه! بعضی وقتا اینقدر دستام می لرزه که وسیله‌ی توی دستم میشکنه
اونقدر حواس پرتی میشم که یادم نیست چی رو کجا گذاشتم، یادم نیست آخرین بار چی خوردم، میترسم خودمو هم یه روزی یادم بره.
کاش کسی همچین حالی رو تجربه نکنه کاش من آخریش باشم ولی نیستم!
اونا چطوری تموم کردن؟!
خودشونو خلاص کردن؟! یا ادامه دادن؟!
عوارض ادامه داد نشون چی بود؟!
عوارض نداشتن؟! داشتن ولی پنهون کردن مثل تمام اون سالایی که فقط نگاه کردن و تو دلشون خفه شدن!
می‌دونی چرا خفه شدن؟! نمیدونی!
اشکال نداره من بهت میگم
یه دلیلش می‌تونه این باشه که شاید اشتباه قضاوتش کنن!
یه دلیل دیگه‌اش هم اینه که درک کردن چون میدونستن طرفشون آسیب دیده‌اس اگه اون حرفو بزنه و تو تنها امیدش باشی و همونم از دست بده!
یه دلیل دیگه‌اش هم اینکه خیلی تو سری خوره مدلش چون از اول اینطوری بزرگ شده!
اینایی که میگم شاید همه‌اش برای یه آدم اتفاق بیوفته! شاید نه حتما!
هیییی
می‌دونی چی شده
الانم که دارم فکر میکنم بازم با دونستن اینا دردی دوا نمیشه بازم باید تحمل کرد؟!

آیا روح هم بعد از مرگ زجر میکشه؟!
امیدوارم نکشه! چون بعدش دیگه نمی‌دونم چیکار باید کرد که درد نکشید!
 
عقب
بالا پایین