شعر اشعار نیم بیتی

خستگی سینه ما را خیالت مرهم است​
 
شبی دست از سَرم بردار و سر بر شانه ام بگذار
 
چشم و گوش بسته داستان من و توست
 
سخن عشق چو آید به میان ،خامُش باش
 
عشق، ما را ز دل و دین و خرد دور انداخت
 
چرا از من دلی گردد غبارآلود، ای همدم؟
 
عقب
بالا پایین