نظارت همراه رمان آوای دورغین ماه| ناظر: shirin

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع serena
  • تاریخ شروع تاریخ شروع


دستم رو روی گلوم گذاشتم که بی‌اراده عکس داوود که روی میز کوچیک کنار پنجره گذاشته بودم به چشمم خورد.
یه ربط اضافه داره که به‌جاش ویرگول لازمه عزیزم:
دستم رو روی گلوم گذاشتم، بی‌اراده عکس داوود که روی میز کوچیک کنار پنجره گذاشته بودم به چشمم خورد.
اما از وقتی رفت، انگار همه‌ی رنگ‌های دنیا برام سیاه شدند.
شدند معیاره گلم شدن ✅️
همه کس من؛ فقط یه قاب‌ عکس مونده باشه
همه‌کس
پس چرا اون‌هم از من گرفتی و تنها‌ترم کردی.
جمله سوالیه عزیزم علامت سوال لازم داره:
پس چرا اون‌هم از من گرفتی و تنها‌ترم کردی؟
چراهای زیادی توی سرم درحال چرخش بودند
فعل باید محاوره‌ای باشه گلم بودن✅️
تلخ و کشنده بود.»
آخر اینجا نیازی به گیومه نداره.
با چشم‌های که از خشم و گریه
چشم‌هایی
. با چشم‌های که از خشم و گریه، قرمز شده بودند
بودن
شدتِ بغض اما پر از بوی تهدید می‌لرزید گفتم:
«راحت نمی‌ذارم… نمی‌… نمی‌ذارم کسی که تو رو از من گرفته، تو این دنیا راحت زندگی کنه.»
شدت بغض و پر از بوی تهدید
فشار بغض سنگینم دردم گرفت
درد گرفت
گفتم:
«به خدا قسم داوود، به همین قطره‌های اشکم قسم، جوری زندگیشون رو براشون جهنم می‌کنم که هرروز آرزوی مرگ کنند.»
کنن
برادرم بود؛ چون اون هیچ‌وقت من رو این‌طور شکست‌خورده، دوست نداشت ببینه.
ترکیب جمله‌ها اینجا جا‌به‌جاست عزیزم
برادرم بود؛ چون اون هیچ‌وقت دوست نداشت من رو این‌طور شکست‌خورده ببینه.
اراده‌ای که نمی‌دونم چطور از اعماق وجودم بیرون کشیده بودم و از زمین به سختی بلند شدم.
اینجا این دو جمله بی‌ربط هستن اما بهم وصل شدن. با اضافه کردن یک جمله بین این دو این اتصال رو درست کن.
بدنم هنوز درد می‌کنند
می‌کنه
چشم‌هام رو با غم، باز و بسته کردم که نگاهم به فضای خونه افتاد؛ یه خونه‌ی هفتاد متری قدیمی دو خوابه با دیوارهای ترک خورده به رنگ کرمی و آشپزخونه‌ی درب داغون.
نگاهم به فضای خونه افتاد.
درب داغون... .

گاهی صدای خندهامون تا آسمون و گاهی صدای دعواهامون
خنده‌هامون
می‌رسید.و جالب این‌جاست همسایه بغلی ما یه پیرزن تنها زندگی می‌کرد و برادرم از سر مهربونی خیلی هواش رو داشته بود و چشم‌هام شاهد بودند که این پیرزن با شنیدن مرگ برادرم چه‌قدر گریه کرد و شکسته شد
بعد از نقطه یک فاصله بذار و بعد بنویس. ابتدای جمله هم نمی‌تونه با واو باشه. جمله باز خیلی بلند شده. با استفاده از نقطه کوتاهش کن
می‌رسید. جالب این‌جاست همسایه بغلی ما یه پیرزن تنها زندگی می‌کرد.
برادرم از سر مهربونی خیلی هواش رو داشت.

داشته بود غلطه
چشم‌هام شاهد بودن که این پیرزن با شنیدن مرگ برادرم چقدر گریه کرد و شکسته شد
بودند نادرسته
چه‌قدر درست نیست عزیزم


سکوت خونه خیلی ذهنم رو به‌هم ریخته بود؛ اما این سکوت من رو نمی‌شکست؛ چون سکوتی شده بود که من باید اون رو با فریاد انتقام پر می‌کردم و خواهم کرد.
اینجا هم جمله خیلی بلند شده.
سکوت خونه خیلی ذهنم رو به‌هم ریخته بود اما سکوت من رو نمی‌شکست.
چون سکوتی شده بود که من باید اون رو با فریاد انتقام پر می‌کردم و خواهم کرد.
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: serena
منتظر اشکالات پارت بعدی هستم عزیزم🤩❤️🙏
میگم عزیزم می‌خوای برای اینکه هر دومون اذیت نشیم. هر هروز یک یا دو پارت رو برام چک کنی؟!
نظرت چیه؟
 
آخرین ویرایش:
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: serena
بله عزیزم همین‌طور پیش میریم.
شما لطفا فعلا پارت گذاری نداشته باشید زیبا 💞
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: serena
بله عزیزم همین‌طور پیش میریم.
شما لطفا فعلا پارت گذاری نداشته باشید زیبا 💞
باشه عزیزم
پارت گذاری رو نمی‌تونم قطع کنم چون وقتی فاصله میفته.. من دلسرد میشم و دنبال کننده هم دارم
🥺❤️ شما راحت باشید من هر روز منتظر نظارتتون هستم
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: serena


بعد از شستن دست و صورتم به طرف اتاق‌ خواب کوچیکم برگشتم که در همین لحظه چشمم به آینه‌ی ترک‌خورده‌ی اتاق‌خوابم افتاد
بعد از شستن دست و صورتم به طرف اتاق خواب کوچیکم برگشتم. در همین لحظه چشمم به آینه‌ی ترک‌خورده‌ی اتاق‌خوابم افتاد.
من دلربای بیست‌ و چهار ساله‌ با دیپلم علوم‌ انسانی هستم که به دلیل شرایط سخت زندگیم به دانشگاه نرفتم و مجبور شدم از سن کم شروع به کار کردن بشم.
من دلربا، بیست و چهار سالمه و دیپلم علوم‌ انسانی دارم. به دلیل شرایط سخت زندگیم به دانشگاه نرفتم و مجبور شدم از سن کم شروع به کار کردن کنم.
جمله بلنده. فعل آخر جمله هم نادرست انتخاب شده
دختری قدبلند با موهای خرمایی بلند تا گودی کمرم به همراه پوست سفید مایل به گندمی و اندام توپری داشتم که همیشه مورد حسادت دوست‌هام قرار می‌گرفتم، اما چشم‌هام کپی برابر با چشم‌های مادرم به رنگ عسلی بود
اینجا هم خیلی بلند شده عزیزم،
دختری قدبلند بودم با موهای خرمایی بلند تا گودی کمرم... .
پوست سفید مایل به گندمی و اندام توپری داشتم که همیشه مورد حسادت دوست‌هام قرار می‌گرفت.
چشم‌هام کپی برابر اصل با چشم‌های مادرم، عسلی بود.

ابروهای کشیده‌ی تمیز شده که الان به‌ خاطر فوت برادرم کمی رشد کرده بودن و نظم ابروهام ‌رو حسابی به‌هم ریخته بود.
جمله بندی کمی ایراد داره بانو
ابروهای کشیده‌ای داشتم که الان به‌ خاطر فوت برادرم کمی رشد کرده بودن. نظم ابروهام حسابی به‌هم ریخته بود.
چون هیچ‌کس باور نمی‌کرد من پاکانه توسط خدا نقاشی شده بودم.
چون اضافه‌اس اینجا، حذف بشه بهتره
آه... خسته‌ام از فکر مزخرف مردم که همیشه طرف مقابل رو بدون شناخت، مورد قضاوت قرار می‌گرفتند.
فعل اشتباهه
مورد قضاوت قرار میدن.
آخه من نه پولش رو داشتم نه روحیه‌اش رو که به‌فکر این‌جور چیزها بشم؛ چون به دلیل شرایط سخت زندگیم، همیشه یه خستگی کوچیکی تو صورتم بی‌داد می‌کرد.
اینجا هم فعل ایراد داره. نیم‌فاصله اشتباه گذاشته شده. جمله هم بلنده، به جای نقطه ویرگول اول نقطه بذار
به‌ فکر این‌جور چیزها باشم.
خانواده‌ی چهار نفره‌ی زندگی می‌‌کردم ک
چهار نفره‌ای
تنگ‌دست بودن خانوادم
خانواده‌ام
دانشگاه رو زده بودم.از همون سن
بودم. از همون سن

از همون سن کم شروع به گارسونی در رستوران سنتی شده بودم
فعل نادرست
کرده بودم
پدرم کارگر ساده و مادر خیاط بود؛ زندگی سختی داشتیم اما به هرحال خوشحال بودیم؛ چون هم‌دیگه رو داشتیم اما به دلیل اون تصادف لعنتی، من بهترین افراد زندگیم رو در سن هفده سالگی از دست دادم.
جمله بلنده عزیزم، چرا به جای نقطه ویرگول از نقطه استفاده نمی‌کنید
پدرم کارگری ساده و مادرم خیاط بود. زندگی سختی داشتیم اما به هرحال خوشحال بودیم، چون هم‌دیگه رو داشتیم.
به دلیل اون تصادف لعنتی، من بهترین افراد زندگیم رو در سن هفده سالگی از دست دادم.

چقدر حال روزم ترحم انگیز بود
حال و روزم
. با بی‌حوصلگی دوباره موهای نامرتبم رو باز کردم و با کش‌مو محکم دم اسبی بستمشون.
بستم.
می‌گفت:
«نه‌نه الان وقت گریه کردن نیست دلربا، وقت نابود کردن اون لعنتیه که برادرت رو ازت گرفت.»
می‌گفت: «نه‌نه الان وقت گریه...
شدن
به سختی شد تا شماره‌ی "یوسف" رو پیدا کردند
شد تا اضافه‌اس
دنیایی حرف می‌زدند
می‌زدن
ثرات فیلم اکشنی که میبینید هستش.
می‌بینید
جفتتون
فقط گرفتن حق داوود و ورود من به همان دنیای پیچیده و مبهم است.
اینجا جمله ادبی شده
فقط گرفتن حق داوود و ورود من به همون دنیای پیچیده مبهم هست.
با لرزشی که سعی کردم قایمش کنم، تماس رو با یوسف برقرار کردم که صدای بوق خوردن گوشی، سکوت اتاق رو مثل ضربان قلبم شکست.
برقرار کردم. صدای بوق خوردن...
یوسف در گوشی پیچید:
«الو؟»
صدای یوسف در گوشی پیچید: «الو؟»
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: serena


صداش آروم اما بوی غم می‌داد
یه فعل کم داره
آروم بود اما بوی غم می‌داد
می‌دونستم از دست داوود براش خیلی سنگین بود؛
یه فعل جا افتاده
از دست دادن
با این حرف ناگهان یاد نگرانی‌های همیشگی داوودم افتادم که بی‌اراده چشم‌هام پر از اشک شد و با صدای لرزونی گفتم:
«می‌دونی داوودم رو چطور بی‌رحمانه از من گرفتن یوسف؟!»
بعد از "افتادم" نقطه بذار. دیالوگ نباید بره خط بعد
افتادم. بی‌اراده...
گفتم: «می‌دونی...

گفت:
«متأسفم… خیلی متأسفم. نمی‌دونم چی بگم.»
اینجا هم مشکل قبل رو داره. وقتی فعلی مثل گفت و گفتم و اینا داری بعد دو نقطه با یک فاصله دیالوگ میاد.
قاطع بود
«یوسف، می‌خوام کنارم باشی و کمکم کنی.»
نقطه رو فراموش کردی
تعجب گفت:
«چه کمکی دلربا؟!»
دیالوگ رو پایین گذاشتی
گفت:
«خیلی خطرناکه دلربا، تو به عنوان یه دختر نمی‌تونی نزدیک همچین آدم‌های بی‌رحمی بشی، چون...»
اینجا هم همون مشکله
گفتم:
«از پسشون بر میام یوسف، تو اصلا نگران من
اینجا هم همون مشکله
میگم اونا خطرناک‌تر
اون‌ها
فکر می‌کنی هستند
هستن
حس می‌کنم. برای من ترسناک‌تر نیست،
یه نقطه وسط جمله گذاشتی. به جای نقطه هم ویرگول گذاشتی.
حس می‌کنم برای من ترسناک‌تر نیست.
از خوش حالی زدم و گفتم:
«ممنونم... شب منتظرتم.»
اینجا هم همون مشکله عزیز، دیالوگ باید بیاد بالا
و خودم رو روی آن رها کردم
آن ادبیه اون درسته
با صدای زنگ‌خونه که پشت سرهم می‌خورد از خواب بیدار شدم که با یادآوری این‌که امشب یوسف میاد.
با صدای زنگ خونه
بیدار شدم و یادم افتاد که امشب یوسف میاد.

یوسف هم سن‌ و سال داوودم بود هر دو فقط سی‌سال سن داشتند.
ویرگول کم داره.
بود، هر دو...
بودن
وارد خونه شد که مستقیم روی
که اینجا اضافه اس
شد و مستقیم
من‌هم می‌خواستم براش یه فنجون چایی درست کنم
من هم
گفت:
«دلربا... چیزی
دیالوگ نره خط بعد
کم‌کاری کردن، می‌ترسید سرنوشتش مثل داوود
یه فعل کم داره
می‌ترسید، می‌ترسید سرنوشتش مثل داوود...
گفت:
«دلربا تو مطمئنی از انجام این کار؟!»
اینجا هم دیالوگ رفته خط بعد
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: serena
عقب
بالا پایین