دانستنی‌های‌روانشناسی طعمی که نبود: معمای عصبی آدامس بی‌طعم

HIIIS

مدیر آز تالار علوم+مقاله‌نویس+مترجم آز+جادوگر سیاه
پرسنل مدیریت
مدیر آزمایـشی تالار
ژورنالیست
مشاور
تیم‌تعیین‌سطح
مقام‌دار آزمایشی
نوشته‌ها
نوشته‌ها
3,010
پسندها
پسندها
14,947
امتیازها
امتیازها
648
سکه
4,325

مقدمه:​

تصور کنید یک تکه آدامس ساده و بی‌طعم در دهان دارید. نه نعناع، نه دارچین، نه طعم میوه. اما شخصی به شما می‌گوید: «این آدامس طعم نعناع تازه دارد.» ناگهان، هوای سردی در دهان خود حس می‌کنید، گویی واقعاً برگ نعناع می‌جوید. سپس فرد دیگری می‌گوید: «نه اشتباه کردم، این طعم توت‌فرنگی است.» و شما... طعم شیرین و ملسی را حس می‌کنید. اما آدامس همان آدامس بی‌طعم است. هیچ طعمی به آن اضافه نشده.
 
این آزمایش واقعی در سال ۲۰۰۸ در آزمایشگاه عصب‌شناسی «گاستوف» سوییس انجام شد. محققان با اسکن مغز شرکت‌کنندگان دریافتند که نه تنها افراد طعم‌های متفاوت حس می‌کنند، بلکه نواحی کاملاً متفاوتی از مغزشان فعال می‌شود. برای کسانی که فکر می‌کردند آدامس نعناع است، ناحیه بویایی مغز روشن می‌شد. برای آنهایی که توت‌فرنگی می‌پنداشتند، ناحیه چشایی شیرین فعال می‌گردید. در حالی که آدامس یکی بود.
 

مکانیسم عصبی: مغز چگونه خودش را فریب می‌دهد؟​

در شرایط عادی، زبان شما مولکول‌های طعم‌دهنده را تشخیص می‌دهد و سیگنالی را به قشر چشایی اولیه در مغز می‌فرستد. اما در آزمایش آدامس بی‌طعم، هیچ مولکول طعم‌دهنده‌ای وجود ندارد. پس چه اتفاقی می‌افتد؟ نقش اصلی را قشر پیشانی پیش‌بین (Prefrontal Cortex) ایفا می‌کند. این بخش از مغز مدام در حال پیش‌بینی آینده است. وقتی به شما گفته می‌شود «طعم لیمو دارد»، قشر پیشانی یک الگوی انتظار می‌سازد و به قشر چشایی دستور می‌دهد: «آماده باش، سیگنال ترش در راه است.»
 
حالا اگر ورودی حسی واقعی ضعیف باشد (مثل آدامس بی‌طعم که هیچ سیگنالی نمی‌فرستد)، مغز با یک پارادوکس روبرو می‌شود: از یک طرف قشر پیشانی می‌گوید «لیمو آماده است»، از طرف دیگر زبان می‌گوید «هیچی نیست». در این حالت، مغز به جای پذیرفتن «هیچی»، الگوی انتظار را به عنوان واقعیت ثبت می‌کند. یعنی نتیجه می‌گیرد: «حتماً لیمو بوده، من فقط حسش نکردم.» شگفت‌انگیزتر اینکه نوع انتظار، مسیر عصبی متفاوتی را فعال می‌کند. انتظار نعناع، ناحیه بویایی را روشن می‌کند (چون نعناع با بو گره خورده). انتظار توت‌فرنگی، ناحیه چشایی شیرین را فعال می‌کند. انتظار لیمو، ناحیه چشایی ترش را. یعنی همان آدامس واحد، بسته به برچسبی که خورده، نقشه متفاوتی در مغز ترسیم می‌کند.
 

سه دسته از افراد در مواجهه با این تست​

تحقیقات بعدی روی صدها نفر نشان داد که مردم به سه دسته کلی تقسیم می‌شوند:

دسته اول: واقعیت‌گرایان
حدود بیست درصد جمعیت را تشکیل می‌دهند. این افراد حتی با تلقین شدید، آدامس بی‌طعم را بی‌طعم حس می‌کنند. ممکن است بگویند «هیچی حس نمی‌کنم» یا «فقط بافت آدامس را حس می‌کنم». مغز این افراد در برابر پیشنهادهای بیرونی مقاوم است. آنها معمولاً انتقادی، تحلیلی و در مشاغل فنی یا علمی موفق هستند. یک واقعیت‌گرا را نمی‌توان با تبلیغات فریب داد، حداقل نه در مورد طعم.
 
دسته دوم: پیشنهادپذیرها
حدود شصت و پنج درصد مردم در این دسته قرار می‌گیرند. آنها با شنیدن برچسب، طعم ضعیفی حس می‌کنند نه چندان قوی، اما قابل تشخیص. مثلاً می‌گویند: «نعناع ملایمی حس می‌کنم» یا «انگار کمی ترش است». این افراد سیستم عصبی متعادلی دارند: هم به ورودی حسی واقعی گوش می‌دهند، هم به تلقین بیرونی. بیشتر مردم جامعه در همین دسته هستند. آنها نه خیلی ساده‌لوح‌اند، نه خیلی بی‌اعتماد.
 
دسته سوم: توهم‌گرایان
حدود پانزده درصد مردم را شامل می‌شود. این افراد نه تنها طعم را حس می‌کنند، بلکه جزئیات اضافی هم به آن می‌افزایند: «این نعناع تند است، ته‌داری تلخ دارد» یا «طعم توت‌فرنگی با کمی وانیل». جالب اینکه اسکن مغزی آنها نشان می‌دهد ناحیه‌های بویایی، چشایی و حتی لمسی همزمان فعال می‌شود یعنی مغزشان یک تجربه حسی کامل می‌سازد از هیچ. این افراد معمولاً خلاق، هنرمند، خیال‌پرداز و مستعد تجربه‌های سایکوسوماتیک (جسمی‌روانی) هستند. اما در تست‌های تشخیص واقعیت از خیال، ضعیف عمل می‌کنند. گاهی آنقدر به توهم خود باور دارند که حاضرند قسم بخورند طعم واقعی را حس کرده‌اند.
 

کاربردهای شگفت‌انگیز در زندگی واقعی​

این اثر فقط محدود به آدامس نیست. هر جا انتظار وجود داشته باشد، مغز می‌تواند واقعیت را بازنویسی کند:
الف)در رستوران‌های گران‌قیمت، انتظار «خوب بودن غذا» باعث می‌شود واقعاً طعم بهتری حس کنید.
ب)در پزشکی، اثر دارونما (Placebo) دقیقاً همین مکانیسم را دارد: اگر باور کنید قرصی مسکن است، مغز اندورفین واقعی آزاد می‌کند.
ج)در بازاریابی، برندهای لوکس از همین اثر استفاده می‌کنند یک نوشیدنی ارزان با بطری گران، بهتر از همان نوشیدنی با بطری ساده ارزیابی می‌شود.
 
عقب
بالا پایین