خب به نام خدا در خدمت شما هستیم با نقد ترجمه این اثر:
نام اثر : the street lawyer
مترجم: حدیث پورحسن
ژانر: معمایی، جنایی
نویسنده: جان گریشم
ناظر: @ایراندخت
خلاصه:
مایکل برای پیشرفت عجله داشت. از نردبانها تند تند بالا میرفت در شرکت حقوقی بزرگ در واشنگتن دیسی به نام دریک و اسونی، شرکتی با هشتصد وکیل استخدام شده بود. حقوقش خوب بود و روز به روز بهتر میشد؛ فاصلهاش تا شراکت فقط سه سال بود. او ستارهای در حال درخشش بود که وقت هدر دادن نداشت، وقت توقف نداشت، وقت نداشت چند سکه توی کاسه گدایان بیندازد. وقت نداشت به وجدانش گوش بدهد.
اما یک...
توسط مترجم: @HADIS.HPF
در ابتدا باید بگم که اثر انتخاب شده داستان جذاب و گیرایی داره و این جذابیت داخل متن ترجمه شده غالبا برقراره. نام اثر به درستی ترجمه شده و هدف نویسنده از این نامگذاری داخل نام فارسی حفظ شده. همینطور جذاب و خواناست.
خلاصه اثر کامل درج نشده چرا که مترجم عزیز معتقد بودند طولانیه و کل داستان رو لو میده ولی بنظر بنده بهتره کامل ترجمه بشه چون متن کامل خلاصه بیشتر و بهتر خواننده رو جلب و کنجکاو به خواندن داستان میکنه. و صرفا نقطه ای از شروع تمام اتفاقات بوده و چیزی رو لو نمیده.
متن اصلی رو خب قاعدتا من ننشستم کامل و ریز به ریز بخونم بالاخره 320 صفحست اما به قدری از بخش های مختلف خوندم که تقریب درستی از کیفیت ترجمه داشته باشم.
نکته اول اینکه برخلاف کتاب اصلی شما متن رو چپتر بندی نکردی و شماره چپتر هارو ننوشتی. همین امر نه تنها خواندن و دنبال کردن داستان رو برای خواننده متن بعد چاپ اثر مشکل میکنه بلکه باعث شد من هم نتونم بخش های برگزیده خودم رو از وسط کتاب با متن ترجمه تطبیق بدم و چاشو پیدا کنم و واقعا زمان برد و اذیت کرد. حتما حتما قبل از فایل کردن اثر متن رو نظم بده و فونت و سایز و چپتر بندی هارو درست کن.
❌یکسری اشتباهات و ایرادات جزئی اما متعدد توی قسمت هایی که من خوندم وجود داشت که در ادامه و هر چقدر رو به پایان میرفتیم کمتر میشد اما قابل پیش بینیست که در طول تمام متن این موارد وجود داره.
✅ «این آدمها…» تحت الفظی ترجمه شده و مصنوعیه چون تو فارسی اینطوری نمیگن بهتره بگی «بازم اینا...» اینطوری اون خستگی از اون قشر رو که تو اصطلاح these people هست رو هم منتقل کردییا بگی «از دست این گدا گشنه ها»
✅«یه کم ضدعفونیکننده هم بیار.» جای بیار بنظرم بزن بنویسی درست تره بیار این حس رو میده که بیار بریزیم رو یارو یا تو اسانسور بزنیم یه با هم بزنیم.
✅مادام دوویر پشت میز خود ایستاده بود، خشکش زده بود، (وحشت زده بهتره اون بود رو هم ننویس یبار بود نوشتی تکرار نشه روان تر بشه).
✅به لولهی یک تفنگ بسیار بلند که توسط دوست خیابانیمان در دست داشت خیره شده بود.
بشقاب غذای سنگینی که توسط ممد در دست داشت. مثال زدم توصیفا کمتر باشه واضح تر باشه توسط با در دست داشت نمیخونه.
تفنگی که توسط مرد زشت در دست داشت.
یا باید توسط حذف بشه یا نوشته بشه توسط مرد نگه داشته شده بود. که خب حالت اول بنظرم قشنگ تره.
✅چون من اولین کسی بودم که کمکش کردم،
اینجا بنده شخصا به عنوان یک خواننده اشتباه برداشت کردم که منظورش کمک به مرده هست. بعد برام سوال پیش اومد که خب کمک نکردش که. بعد اگر کمک کرده چرا باید برعکس تفنگ بگیره به روش از اونجایی که ضمیر او تو فارسی برعکس انگلیسی جنسیت نداره هم راهی برای فهمیدن نبود تا اینکه متن انگلیسی رو خوندم. بهتره بنویسی:
چون من اولین کسی بودم که برای کمک رفتم،
There were voices in the hallway behind me✅
صدایی از راهرو پشت سرم آمد.
جمع هست. صداهایی از راهروی پشت سرم آمد.
✅و بعد صداها محو شدند، آرامتر و آرامتر شدند،
جای آرام تر میتونی بنویسی دور تر و ضعیف تر شدند. اون قسمت محو رو هم میتونی حذف کنی که شدند تکرار نشه و از زبایی متن کاسته نشه
✅آرامتر و آرامتر شدند، وقتی همکارانم از در پشتی فرار کردند. تقریباً میتوانستم ببینم که از پنجرهها بیرون میپرند.
And then the voices disappeared into the
background, growing fainter and fainter as my colleagues hit the
back door. I could almost see them jumping out the windows
بجای وقتی همکارانم بنویسی در حالی که همکارانم بهتره چون به جمله قبلی بهتر متصل میشه و این مفهوم رو میرسونه که صدا داره کمتر میشه چون اینا دارن دور تر میشن از در پشتی فرار میکنن.
✅و اتفاقا در آن لحظه،
which at that moment happened to be
✅« تفنگ را زمین بذار.»
برای یه دیالوگ خیلی مصنوعیه و دیالوگای قبلیم گفتاری بود اینم گفتاری مینوشتی مثلا میگفتی: «اون تفنگو بزار زمین.»
✅پشت سر رافتر وارد اتاق کنفرانس شدم
entering the conference room behind
Rafter.
جملات قبل و بعد رو هم نگاه کردم هیچ مانع یا تکراری وجود نداره که بخاطرش کنفرانس رو حذف کنی و سکپارچگی متن بهم بخوره و فهمش سخت تر شه.
✅«من هم متأسفم!»
گفت، و با این حرف به آشپزخانه رفت
گفت دیگه اضافیه و شکل رو زشت میکنه همون تو پرانتز بودنه مفهوم میکنه که زنه اینو گفت.
✅ذهنم پر از دغدغههای فوریتر بود
ذهنم با افکار ضروری تری پر شده بود. (ساده و قابل فهم تر)
❌همینطور یکسری جاها حتی با در نظر گرفتن توان حذف یا اضافه کردن و اعمال خلاقیت مترجم باز هم ایرادات بدون توجیحی در سبک ترجمه متن وجود داره و متن ترجمه شده سبک نویسنده اصلی رو حفظ نکرده و حاصل از بین رفتن زیبایی ها و آرایه ها و تشبیهات متن اصلی و حتی گاهی نامفهوم بودن متن بوده. ترجیحا سعی کن تشبیهات و پیچ و خم های متن اصلی رو تا جای ممکن ترجمه کنی یا بهش اشاره کنی و حذفشون نکنی مگر اینکه واقعا نشه فارسی سازیش کرد. مثلا:
✅من هم برای لحظهای با خودم فکر کردم اصلاً چرا دارم او را برانداز میکنم!؟
تو متن اصلی نوشته and making me wonder که به جمله قبلی وصلش میکنه و میگه اون نادیده گرفته شدنم باعث شد این فکرو بکنم. پس بهتره بگیم:
من را هم به این فکر انداخت که اصلا چرا دارم او را بر انداز میکنم.
at hourly rates✅به کلمه ساعتی اشاره نکردی که بنظرم از نظر نویسنده مهم بوده که اشاره کنه وکیلا ساعتی و بر مبنای ساعت کار حقوق میگرفتن
✅در حالی که پالتوی خود را درمیآوردم
wrestling my overcoat off my shoulders
ببین خب اینجا وقتی از فعل کشتی گرفتن استفاده کرده خواسته مثلا یه تشبیهی به کار ببره متن رو زیبا تر کنه روا نیست کاملا نادیده گرفته بشه و عادی ترجمه بشه حالا اگر کشتی گرفتن قشنگ نمیشه لااقل میشه مفهومش رو رسوند
در تکاپوی جدا کردن پالتو از شانههایم، مرد با چکمه های لاستیکی را فراموش کردم.
Rafter ordered from the doorway✅ اینجارو کلا حذف کردی و صرفا
نوشتی «رافتر:» ولی بنظرم اینکه بگی رافتر با لحن دستوری اینو گفت مهمه تو تصور میزان بد یا خوب بودن شلیک کننده یا وکیله تاثیر گذاره. جمله بعدیم که حالت وکیله تغییر میکنه اهمیت اینکه اشاره کنی وکیله اولش خیلی پر رو بوده رو اثبات میکنه.
✅reduced him to a mere mortal
او را از مردی سرسخت به یک انسان معمولی تبدیل کرد.
او را وکیلی سرسخت به صرفا یک انسان فانی تبدیل کرد.
کلمات زیبای استفاده شده رو با کلمات ساده که جایگزین کنی داری از زیبایی متن میکاهی.
✅« معلومه که نمیتونستی، چه دل خوش من دارم!»
معمولا میگن چه دل خوشی دارم من. که احتمالا حواسپرتی حین تایپ بوده اما بهرحال اینجا بهتره با طعنه بگی: چقدر من بیدرک و ملاحظه ام! به معنای واقعی هم نزدیکه
✅After Claire’s blindside the night before, I had not been able to
think about the sabbatical
بعد از ضربهای که شب قبل از کلیر خورده بودم، دیگر نتوانسته بودم به مرخصی فکر کنم.
بنظرم اینجا نویسنده اگر میخواست صرفا بگه ضربه از کلمه blindside استفاده نمیکرد. باید منظور روبرسونی که ضربه غالفگیر کننده ای بوده مثلا بگی بعد از غافلگیری دیشب کلیر...
✅باید میدانستم که بیشتر حقوق جدیدم صرف اجاره خواهد شد.
it became apparent that
most of my new salary would go for rent
مشخصا بیشتر حقوق جدیدم صرف اجاره میشد.
یکسری نکات کوچیکم هست که غلط نیست ولی خب من پیشنهاداتی دارم که بنظرم بهترش میکنه دیگه انتخاب کیرایش کردن یا نکردنش با خودت
✅بوی تند دود جای تند زننده یا آزار دهنده بنظرم بهتر بود
✅او اینجا غریبه بود. نه این ساختمان مال او بود، نه این آسانسور، نه جایی که توان اجارهاش را داشته باشد
او به اینجا، این ساختمان و این آسانسور تعلق نداشت. این مکان در حد توان مالی او نبود.
✅با آن لهجه فرانسوی تصنعیاش گفت با توجه به اینکه مخاطب ها اکثرا ممکنه معنی تصنعی رو نفهمن بهتره بجاش از کلمه ساهتگی استفاده کنی.
✅ایرادات نگارشی اندک بود.
✅یکپارچگی متن و لفظ و بیان داستان در طول متن به خوبی حفظ شده بود.
❌قسمت های انتهایی متن کامل ترجمه نشده بود و بخش های زیادی جا افتاده بود که مسئله مهمیه و باید حتما اصلاح بشه.
در نهایت با در نظر گرفتن تمام مسائل ذکر شده این اثر تگ کیفی شاخص رو میگیره.
موفق باشید
نام اثر : the street lawyer
مترجم: حدیث پورحسن
ژانر: معمایی، جنایی
نویسنده: جان گریشم
ناظر: @ایراندخت
خلاصه:
مایکل برای پیشرفت عجله داشت. از نردبانها تند تند بالا میرفت در شرکت حقوقی بزرگ در واشنگتن دیسی به نام دریک و اسونی، شرکتی با هشتصد وکیل استخدام شده بود. حقوقش خوب بود و روز به روز بهتر میشد؛ فاصلهاش تا شراکت فقط سه سال بود. او ستارهای در حال درخشش بود که وقت هدر دادن نداشت، وقت توقف نداشت، وقت نداشت چند سکه توی کاسه گدایان بیندازد. وقت نداشت به وجدانش گوش بدهد.
اما یک...
- HADIS.HPF
- پاسخها: 149
- تالار: رمانهای در حال ترجمه
در ابتدا باید بگم که اثر انتخاب شده داستان جذاب و گیرایی داره و این جذابیت داخل متن ترجمه شده غالبا برقراره. نام اثر به درستی ترجمه شده و هدف نویسنده از این نامگذاری داخل نام فارسی حفظ شده. همینطور جذاب و خواناست.
خلاصه اثر کامل درج نشده چرا که مترجم عزیز معتقد بودند طولانیه و کل داستان رو لو میده ولی بنظر بنده بهتره کامل ترجمه بشه چون متن کامل خلاصه بیشتر و بهتر خواننده رو جلب و کنجکاو به خواندن داستان میکنه. و صرفا نقطه ای از شروع تمام اتفاقات بوده و چیزی رو لو نمیده.
متن اصلی رو خب قاعدتا من ننشستم کامل و ریز به ریز بخونم بالاخره 320 صفحست اما به قدری از بخش های مختلف خوندم که تقریب درستی از کیفیت ترجمه داشته باشم.
نکته اول اینکه برخلاف کتاب اصلی شما متن رو چپتر بندی نکردی و شماره چپتر هارو ننوشتی. همین امر نه تنها خواندن و دنبال کردن داستان رو برای خواننده متن بعد چاپ اثر مشکل میکنه بلکه باعث شد من هم نتونم بخش های برگزیده خودم رو از وسط کتاب با متن ترجمه تطبیق بدم و چاشو پیدا کنم و واقعا زمان برد و اذیت کرد. حتما حتما قبل از فایل کردن اثر متن رو نظم بده و فونت و سایز و چپتر بندی هارو درست کن.
❌یکسری اشتباهات و ایرادات جزئی اما متعدد توی قسمت هایی که من خوندم وجود داشت که در ادامه و هر چقدر رو به پایان میرفتیم کمتر میشد اما قابل پیش بینیست که در طول تمام متن این موارد وجود داره.
✅ «این آدمها…» تحت الفظی ترجمه شده و مصنوعیه چون تو فارسی اینطوری نمیگن بهتره بگی «بازم اینا...» اینطوری اون خستگی از اون قشر رو که تو اصطلاح these people هست رو هم منتقل کردییا بگی «از دست این گدا گشنه ها»
✅«یه کم ضدعفونیکننده هم بیار.» جای بیار بنظرم بزن بنویسی درست تره بیار این حس رو میده که بیار بریزیم رو یارو یا تو اسانسور بزنیم یه با هم بزنیم.
✅مادام دوویر پشت میز خود ایستاده بود، خشکش زده بود، (وحشت زده بهتره اون بود رو هم ننویس یبار بود نوشتی تکرار نشه روان تر بشه).
✅به لولهی یک تفنگ بسیار بلند که توسط دوست خیابانیمان در دست داشت خیره شده بود.
بشقاب غذای سنگینی که توسط ممد در دست داشت. مثال زدم توصیفا کمتر باشه واضح تر باشه توسط با در دست داشت نمیخونه.
تفنگی که توسط مرد زشت در دست داشت.
یا باید توسط حذف بشه یا نوشته بشه توسط مرد نگه داشته شده بود. که خب حالت اول بنظرم قشنگ تره.
✅چون من اولین کسی بودم که کمکش کردم،
اینجا بنده شخصا به عنوان یک خواننده اشتباه برداشت کردم که منظورش کمک به مرده هست. بعد برام سوال پیش اومد که خب کمک نکردش که. بعد اگر کمک کرده چرا باید برعکس تفنگ بگیره به روش از اونجایی که ضمیر او تو فارسی برعکس انگلیسی جنسیت نداره هم راهی برای فهمیدن نبود تا اینکه متن انگلیسی رو خوندم. بهتره بنویسی:
چون من اولین کسی بودم که برای کمک رفتم،
There were voices in the hallway behind me✅
صدایی از راهرو پشت سرم آمد.
جمع هست. صداهایی از راهروی پشت سرم آمد.
✅و بعد صداها محو شدند، آرامتر و آرامتر شدند،
جای آرام تر میتونی بنویسی دور تر و ضعیف تر شدند. اون قسمت محو رو هم میتونی حذف کنی که شدند تکرار نشه و از زبایی متن کاسته نشه
✅آرامتر و آرامتر شدند، وقتی همکارانم از در پشتی فرار کردند. تقریباً میتوانستم ببینم که از پنجرهها بیرون میپرند.
And then the voices disappeared into the
background, growing fainter and fainter as my colleagues hit the
back door. I could almost see them jumping out the windows
بجای وقتی همکارانم بنویسی در حالی که همکارانم بهتره چون به جمله قبلی بهتر متصل میشه و این مفهوم رو میرسونه که صدا داره کمتر میشه چون اینا دارن دور تر میشن از در پشتی فرار میکنن.
✅و اتفاقا در آن لحظه،
which at that moment happened to be
✅« تفنگ را زمین بذار.»
برای یه دیالوگ خیلی مصنوعیه و دیالوگای قبلیم گفتاری بود اینم گفتاری مینوشتی مثلا میگفتی: «اون تفنگو بزار زمین.»
✅پشت سر رافتر وارد اتاق کنفرانس شدم
entering the conference room behind
Rafter.
جملات قبل و بعد رو هم نگاه کردم هیچ مانع یا تکراری وجود نداره که بخاطرش کنفرانس رو حذف کنی و سکپارچگی متن بهم بخوره و فهمش سخت تر شه.
✅«من هم متأسفم!»
گفت، و با این حرف به آشپزخانه رفت
گفت دیگه اضافیه و شکل رو زشت میکنه همون تو پرانتز بودنه مفهوم میکنه که زنه اینو گفت.
✅ذهنم پر از دغدغههای فوریتر بود
ذهنم با افکار ضروری تری پر شده بود. (ساده و قابل فهم تر)
❌همینطور یکسری جاها حتی با در نظر گرفتن توان حذف یا اضافه کردن و اعمال خلاقیت مترجم باز هم ایرادات بدون توجیحی در سبک ترجمه متن وجود داره و متن ترجمه شده سبک نویسنده اصلی رو حفظ نکرده و حاصل از بین رفتن زیبایی ها و آرایه ها و تشبیهات متن اصلی و حتی گاهی نامفهوم بودن متن بوده. ترجیحا سعی کن تشبیهات و پیچ و خم های متن اصلی رو تا جای ممکن ترجمه کنی یا بهش اشاره کنی و حذفشون نکنی مگر اینکه واقعا نشه فارسی سازیش کرد. مثلا:
✅من هم برای لحظهای با خودم فکر کردم اصلاً چرا دارم او را برانداز میکنم!؟
تو متن اصلی نوشته and making me wonder که به جمله قبلی وصلش میکنه و میگه اون نادیده گرفته شدنم باعث شد این فکرو بکنم. پس بهتره بگیم:
من را هم به این فکر انداخت که اصلا چرا دارم او را بر انداز میکنم.
at hourly rates✅به کلمه ساعتی اشاره نکردی که بنظرم از نظر نویسنده مهم بوده که اشاره کنه وکیلا ساعتی و بر مبنای ساعت کار حقوق میگرفتن
✅در حالی که پالتوی خود را درمیآوردم
wrestling my overcoat off my shoulders
ببین خب اینجا وقتی از فعل کشتی گرفتن استفاده کرده خواسته مثلا یه تشبیهی به کار ببره متن رو زیبا تر کنه روا نیست کاملا نادیده گرفته بشه و عادی ترجمه بشه حالا اگر کشتی گرفتن قشنگ نمیشه لااقل میشه مفهومش رو رسوند
در تکاپوی جدا کردن پالتو از شانههایم، مرد با چکمه های لاستیکی را فراموش کردم.
Rafter ordered from the doorway✅ اینجارو کلا حذف کردی و صرفا
نوشتی «رافتر:» ولی بنظرم اینکه بگی رافتر با لحن دستوری اینو گفت مهمه تو تصور میزان بد یا خوب بودن شلیک کننده یا وکیله تاثیر گذاره. جمله بعدیم که حالت وکیله تغییر میکنه اهمیت اینکه اشاره کنی وکیله اولش خیلی پر رو بوده رو اثبات میکنه.
✅reduced him to a mere mortal
او را از مردی سرسخت به یک انسان معمولی تبدیل کرد.
او را وکیلی سرسخت به صرفا یک انسان فانی تبدیل کرد.
کلمات زیبای استفاده شده رو با کلمات ساده که جایگزین کنی داری از زیبایی متن میکاهی.
✅« معلومه که نمیتونستی، چه دل خوش من دارم!»
معمولا میگن چه دل خوشی دارم من. که احتمالا حواسپرتی حین تایپ بوده اما بهرحال اینجا بهتره با طعنه بگی: چقدر من بیدرک و ملاحظه ام! به معنای واقعی هم نزدیکه
✅After Claire’s blindside the night before, I had not been able to
think about the sabbatical
بعد از ضربهای که شب قبل از کلیر خورده بودم، دیگر نتوانسته بودم به مرخصی فکر کنم.
بنظرم اینجا نویسنده اگر میخواست صرفا بگه ضربه از کلمه blindside استفاده نمیکرد. باید منظور روبرسونی که ضربه غالفگیر کننده ای بوده مثلا بگی بعد از غافلگیری دیشب کلیر...
✅باید میدانستم که بیشتر حقوق جدیدم صرف اجاره خواهد شد.
it became apparent that
most of my new salary would go for rent
مشخصا بیشتر حقوق جدیدم صرف اجاره میشد.
یکسری نکات کوچیکم هست که غلط نیست ولی خب من پیشنهاداتی دارم که بنظرم بهترش میکنه دیگه انتخاب کیرایش کردن یا نکردنش با خودت
✅بوی تند دود جای تند زننده یا آزار دهنده بنظرم بهتر بود
✅او اینجا غریبه بود. نه این ساختمان مال او بود، نه این آسانسور، نه جایی که توان اجارهاش را داشته باشد
او به اینجا، این ساختمان و این آسانسور تعلق نداشت. این مکان در حد توان مالی او نبود.
✅با آن لهجه فرانسوی تصنعیاش گفت با توجه به اینکه مخاطب ها اکثرا ممکنه معنی تصنعی رو نفهمن بهتره بجاش از کلمه ساهتگی استفاده کنی.
✅ایرادات نگارشی اندک بود.
✅یکپارچگی متن و لفظ و بیان داستان در طول متن به خوبی حفظ شده بود.
❌قسمت های انتهایی متن کامل ترجمه نشده بود و بخش های زیادی جا افتاده بود که مسئله مهمیه و باید حتما اصلاح بشه.
در نهایت با در نظر گرفتن تمام مسائل ذکر شده این اثر تگ کیفی شاخص رو میگیره.
موفق باشید