نتایح جستجو

  1. DOLLSIN

    تولد تولد منصی انجمن | Mansi ✨💜

    سال جدیدت پر از فراز و بدون نشیب باشه، پر از اتفا‌ق‌های قشنگی که لایقشیBirthday تولدت مبارک خوشگل خانمUTP33f
  2. DOLLSIN

    عالی رمان برج میزان | اثر DOLLSIN

    ***** بچه گربه‌ای کنارم نشسته بود و بی‌حواس آن را نوازش می‌کردم. منتظر سوگل بودم که کشیدن خطوط بر روی زمین حیاطمان را به اتمام برساند. زیر لبی غر می‌زد: «این‌جا خوب نیست، باید روی آسفالت باشه.» زانوهایم را در شکمم جمع کردم و سرم را بر رویشان گذاشتم. «کوچهٔ ما مثل بن‌‌بست شما نیست. ماشین زیاد...
  3. DOLLSIN

    نظارت همراه رمان برج میزان | ناظر: Alirix

    سلام قشنگم خودت چطوری ممنون که اطلاع دادی
  4. DOLLSIN

    پایان‌نقدوبررسی داستان کوتاه زووّات|منتقد: DOLLSIN

    خیلی هم عالی خلاصه چقدر خوب شده0c9027_25105 خسته نباشی:two_hearts:
  5. DOLLSIN

    عالی رمان برج میزان | اثر DOLLSIN

    مادرم نفس عمیقی کشید، انگار هنوز از درون با خودش در جدال بود. اما نهایتاً حرفش را زد. به بی‌رحمانه‌ترین شکل ممکن. «بهم گفتن بلد نیستی دختر تربیت کنی، گفتن دخترت هنوز دوازده سالشه، از الان افتاده دنبال پسر و مرد‌های غریبه… .» تصویری در مغزم می‌چرخید. به آسمان چشم دوخته بودم، به خورشید با نور...
  6. DOLLSIN

    عالی رمان برج میزان | اثر DOLLSIN

    این‌بار مادرم نه تنها از پدرم پنهان‌‌کاری نکرد، بلکه حتی صبر نکرد تا مادر‌بزرگم که مهمان آمده بود، به خانه‌اش بازگردد. ناگهان خودم را در میان محاکمه‌ای با سه قاضی یافته بودم. بلافاصله پس از ناهار دوره‌ام کرده بودند. عرق روی پیشانی‌ام نشسته‌ بود و موهایم که به تازگی آن‌ها را چتری‌ زده بودم، به هم...
  7. DOLLSIN

    عالی رمان برج میزان | اثر DOLLSIN

    برای چند روز خودم را از رفتن به خانهٔ مهراد محروم کردم. روز پنجم یا ششم، دوباره به صفر رسیدم. دست‌هایم مرا در نواختن نت‌های جدیدی که مربی‌ام‌ برای تمرین داده بود یاری نمی‌کردند. با این وجود، قبلی‌ها را با همان مهارت می‌نواختم. روز هفتم به همراه ویولن و آرشه‌ام به خانهٔ مهراد رفتم. آشتی با او...
  8. DOLLSIN

    عالی رمان برج میزان | اثر DOLLSIN

    بلافاصله پرسیدم: «مهتاب؟ خواهرت؟» جوابی نداد و فقط با چشم‌های بسته چهره‌ در هم کشید. سوگل که در گوشه‌ای از حیاط وسایل کباب و منقل یافته‌ بود، قوطی کبریتی را دوان و با ذوق و شوق برایم آورد. «تیام ببین چی پیدا کردم.» مهراد چشم‌هایش را باز کرد و تک‌خندهٔ ناباور و عصبی زد. «شمع که سهله، تا مغز من رو...
  9. DOLLSIN

    نویسندگان اعلام پارت گذاری | مرداد ۱۴۰۵

    سلام ۷ پارت از ابتدای مرداد تا امروز نوشته در موضوع 'رمان برج میزان | اثر DOLLSIN' https://forum.cafewriters.xyz/threads/45003/post-479903
  10. DOLLSIN

    نظارت همراه رمان برج میزان | ناظر: Alirix

    اینو الان دیدم ): مرسی از لطفت قشنگمم -8-{}\"
  11. DOLLSIN

    عالی رمان برج میزان | اثر DOLLSIN

    شروع کرده بود به بالا و پایین پریدن و دست‌هایش را با هیجان به‌هم می‌کوبید. «آخ جون! کیک!» آن خانم لبخند زد. لبخندی که به چشم‌هایش نرسید و ناگهان خیلی بیشتر شبیه چشم‌های خستهٔ مهراد شدند. ‌ «فقط مطمئن بشین که شمع رو فوت کنه. اگه هم نتونستین برسونین دستش، نوش جون خودتون باشه بچه‌ها.» بعد چشم‌هایش...
  12. DOLLSIN

    آهنگ قفلی [موزیک قفلی | DOLLSIN]

    https://behmelody.musitraf.ir/1403/11/14/Lord%20Huron%20-%20The%20Night%20We%20Met.mp3 The Night We Met Lord Huron
  13. DOLLSIN

    نظارت همراه رمان برج میزان | ناظر: Alirix

    چه حیف امیدوارم موفق باشی نازی جان مرسی که تا اینجا همراهیم کردی:gol narenji:
  14. DOLLSIN

    نظارت همراه رمان برج میزان | ناظر: Alirix

    سلام دوباره عزیزم @Tufan یه پارت هم امروز گذاشتم
  15. DOLLSIN

    عالی رمان برج میزان | اثر DOLLSIN

    کیف چرمش را روی دوشش جابه‌جا کرد، با دقت بیشتری نگاهم کرد و لبخند زد. «تو مهراد رو می‌شناسی عزیزم؟» تنها نگاهش کردم. نیازی نمی‌دیدم جواب هر سؤالی را که از من می‌شد، بدهم. مخصوصاً که حالا می‌دانستم مهراد دلش نخواسته او را ببیند. تکرار کردم: «شما کی هستی؟» مکث کوتاهی کرد. تره‌ای از موهای مشکی‌اش...
  16. DOLLSIN

    نظارت همراه رمان برج میزان | ناظر: Alirix

    صبح توام بخیر عزیزم ممنونم زیبا-8-{}\"
  17. DOLLSIN

    عالی رمان برج میزان | اثر DOLLSIN

    پاهایم را از لبه‌های دیوار آویزان کردم و تابشان دادم. با دلسوزی و غرور خاصی از آن ارتفاع نگاهش کردم. «خودت که عجیب‌تری. کی تنهایی با خودش بازی می‌کنه آخه؟» دست‌هایش را که در سینه‌اش جمع کرده بود پایین انداخت. انگار انتظارش را نداشت که جای دفاع از خودم، به او حمله کنم. «خ… خب… توی این کوچه به جز...
  18. DOLLSIN

    عالی رمان برج میزان | اثر DOLLSIN

    دوازده‌ساله که شدم، کتاب‌های درسی دیگر حریفم نبودند. جای‌شان را کتاب‌های فلسفه، هنر و ریاضیات سنگین گرفته بودند. گاهی مغزم داغ می‌کرد اما راهکار داشتم. روی دیوار حیاط می‌نشستم، پاهایم را ضربدری جمع می‌کردم و چشم‌هایم را می‌بستم. مهراد که پردهٔ پنجره‌اش را کنار زده بود تا شاید دوباره دعوایم کند،...
عقب
بالا پایین