میرفت و گرد راهش از دود آه تیره
نیلوفرانه در باد پیچیده تاب خورده
سودای همرهی را گیسو به باد دادی
رفت آن سوار با خود، یک تار مو نبرده
(این شعر خانم سیمین بهبهانی رو استاد همایون شجریان خوندن، به اسم (کولی) پیشنهاد میکنم گوش بدین، لازم به ذکره که این شعر روایتی غمناک از رسوم کولیهاست.)
مذهب ما، مذهب عشق است و ما همگی حلقههای زنجیر عشق هستیم. هر گاه یکی از پیوندگاهها رخت بندد، جایی دیگر، پیوند دهندهای دیگر سر بر میآورد. به ازای هر شمس تبریزی که از دنیا میرود، شمسی دیگر در عصری دیگر و با نامی دیگر پدیدار میشود.
• پایان طبقۀ اول •