نتایح جستجو

  1. L

    شعر [ تاپیک جامع اشعار عاشقانه ]

    وعده کردم که به تو سر نزنم برسم تا دم در ،در نزنم قول دادم به غزلهای خودم زل به چشمان تو دیگر نزنم مطمن باش خیالت راحت گله ای از تو به دفتر نزنم این چه رسمیست که باید یک عمر حرف خود را به تو اخر نزنم برو ای عشق برو تا دیگر روی دستان تو پرپر نزنم.
  2. L

    شعر [ تاپیک جامع اشعار عاشقانه ]

    از نگاهت خواندم که چقدر دوستم داری ، اشک از چشمانم ریخت و از چشمان خیسم فهمیدی که عاشقت هستم حس کن آنچه در دلم میگذرد ، دلم مثل دل های دیگر نیست که دلی را بشکند! تو که باشی چرا دیگر به چشمهای دیگران نگاه کنم ، تو که مال من باشی چرا بخواهم از تو دل بکنم! وقتی محبتهایت ، آن عشق بی پایانت به من...
  3. L

    شعر [ تاپیک جامع اشعار عاشقانه ]

    شاملو نیستم تا آنچنان ڪه او مے توانست دوست داشتنم را ڪه در فراسوے مرزهاے تنت از تو وعده ے دیدارے مے خواست به بند شعر بڪشم قبانے نیستم تا با شعرهایم معناے دوست داشتن را تغییر دهم و عذر تمامے عاشقانه هایے ڪه در انتظارم هستند را بخواهم تا به دنبال شعرِ تو بگردم من فقط شاعرڪے هستم ڪه اگر غربالے در...
  4. L

    شعر [ تاپیک جامع اشعار عاشقانه ]

    حال من خوب است اما با تو بهتر می‌شوم‌ آخ‌… تا می‌بینمت یک جور دیگر می‌شوم‌ با تو حس شعر در من بیشتر گل می‌کند یاسم و باران که می‌بارد معطر می‌شوم‌ در لباس آبی از من بیشتر دل می‌بری‌ آسمان وقتی که می‌پوشی کبوتر می‌شوم‌ آنقَدَرها مرد هستم تا بمانم پای تو می‌توانم مایه‌ی ـ گهگاه‌ـ دلگرمی شوم‌ میل‌،...
  5. L

    شعر [ تاپیک جامع اشعار عاشقانه ]

    روزی که برای اولین بار تو را خواهم بوسید یادت باشد کار ناتمامی نداشته باشی یادت باشد حرف‌های آخرت را به خودت و همه گفته باشی فکر برگشتن به روزهای قبل از بوسیدنم را از سرت بیرون کن تو در جاده‌ای بی‌بازگشت قدم می‌گذاری که شباهتی به خیابان‌های شهر ندارد با تردید بی‌تردید کم می‌آوری..
  6. L

    شعر [ تاپیک جامع اشعار عاشقانه ]

    هوا سرد است من از عشق لبریزم چنان گرمم چنان با یاد تو در خویش سرگرمم که رفت روزها و لحظه‌ها از خاطرم رفته است هوا سرد است اما من به شور و شوق دلگرمم چه فرقی می‌کند فصل بهاران یا زمستان است؟ تو را هر شب درون خواب می‌بینم.. تمام دسته‌های نرگس دی‌ماه را در راه می‌چینم و وقتی از میان کوچه می‌آیی و...
  7. L

    شعر [ تاپیک جامع اشعار عاشقانه ]

    در حدّ مرگ دل به دلت بستم اصلاً بفهم! در به درت هستم وقتی که پای عشق وسط باشد این را خدا گناه نمی داند تو سر تَر از تمام زنان هستی خونی! همیشه در شریان هستی اصلاً تو بهترينِ جهان هستی قلب من اشتباه نمی داند…
  8. L

    شعر [ تاپیک جامع اشعار عاشقانه ]

    دلم را چون اناری کاش یک شب دانه می کردم به دریا می زدم در باد و آتش خانه می کردم چه می شد آه ای موسای من، من هم شبان بودم تمام روز و شب زلف خدا را شانه می کردم نه از ترس خدا، از ترس این مردم به محرابم اگر می شد همه محراب را میخانه می کردم اگر می شد به افسانه شبی رنگ حقیقت زد حقیقت را اگر می...
  9. L

    شعر [ تاپیک جامع اشعار عاشقانه ]

    با تواَم عشق قسم خورده ی پنهانی ِمن با تواَم بی خبر از حال و پریشانی ِ من با تواَم لعنتیِ خالي از احساس بفهم بی قرارت شده ام شاعره ی خاص بفهم لعنتی خسته ام از دوری و بی تاب شدن پای دلگیرترین خاطره ها آب شدن لعنتی خسته ام از حال بدم، زخم نزن بی تو محکوم به حبس ابدم، زخم نزن باورم كن كه به چشمان...
  10. L

    شعر [ تاپیک جامع اشعار عاشقانه ]

    از دست تو امشب شده فکرم متلاشی آرام نگیرم ، مگر از من شده باشی چشمان تو معمار غزلهای بدیل است بدنیست مرا جنس نگاهت بتراشی جنجال به پا کرده ای و متن خبر ها…. محتاج نباشند از این پس به حواشی …. نفرین نکن از دور مرا جان عزیزت … درد است نمک بر جگر پاره بپاشی یک نیمه پر از دردم و یک نیمه پر از غم…...
  11. L

    شعر [ تاپیک جامع اشعار عاشقانه ]

    باز شب ماند و من و این عطش خانگی ام باز هم یاد تـــــــو ماند و من و دیوانگی ام اشک در دامنم آویخت کـــــه دریا باشم مثل چشم تو پر از شوق تماشا باشم خواب دیدم کــه تو می آمدی و دل می رفت محرم چشم ترم می شدی و دل می رفت: یک نفر مثل پـــــری یک دو نظر آمد و رفت با نگاهی به دل خسته ام آتش زد و...
  12. L

    شعر [ تاپیک جامع اشعار عاشقانه ]

    با من بمان و حرف دلت را دوتا نکن در شهر من علیه دلم کودتا نکن حالا که از بهشت تو جا مانده ام، مرا در پای ایستگاه جهنم رها نکن بگزار پا به شعر من ای حس ناگریز فکر ردیف و قافیه های مرا نکن حق من این نبود دور از تو بشکنم حقم اگر فراق تو باشد ادا نکن کردی دعای صبر…دعایت مرا شکست در حق هیچ آیینه ای...
  13. L

    شعر [ تاپیک جامع اشعار عاشقانه ]

    ن در پی رد تو کجا و تو کجایی دنبال تو دستم نرسیده است به جایی ای «بوده» که مثل تو نبوده است ، نگو هست ای «رفته» که در قلب منی گرچه نیایی این عشق زمینی است که آغاز صعود است پایبند «هوس» نیستم ای عشق «هوایی» قدر تنی از پیرهنی فاصله داریم وای از تو چه سخت است همین قدر جدایی ای قطب کشاننده...
  14. L

    شعر اشعار حافظ شیرازی

    انجمن رمان نویسی کافه نویسندگان اي بـی‌خبــر بکــوش کـه صاحب خبــر شوی تــا راهــــرو نباشی کـی راهـبـر شـوی در مکتب حقایق پیش ادیـب عشـق هان اي پسر بکـــوش که روزی پدر شوی دست از مس وجود چو مردان ره بشوی تا کیمیای عشق بیابی و زر شوی…
  15. L

    شعر اشعار حافظ شیرازی

    بازآی و دل تنگ مرا مونس جان باش وین سوخته را محرم اسرار نهان باش زان باده که در میکده عشق فروشند ما را دو سه ساغر بده و گو رمضان باش در خرقه چو آتش زدی اي عارف سالک جهدی کن و سرحلقه رندان جهان باش دلدار که گفتا به توام دل نگران است گو می رسم اینک به سلامت نگران باش خون شد دلم از حسرت ان...
  16. L

    شعر اشعار حافظ شیرازی

    خـرم ان روز کـز ایـــن منـزل ویـران بــروم آسان جان طلبــم و از پـی جـانان بــــروم گـر چــه دانم که بــه جایی نبـرد راه غریب مـن به بوی ســـر ان زلف پریشان بـــروم دلــم از وحشت زندان سکـندر بگـــرفت رخت بربندم و تا ملک سلیمان بروم چون صبا با تن بیمار و دل بـی‌طاقت بـــه هـــــواداری ان...
  17. L

    شعر اشعار حافظ شیرازی

    اگر ان ترک شیرازی به دست آرد دل ما را به خال هندویش بخشم سمرقند و بخارا را بده ساقی می باقی که در جنّت نخواهی یافت کنار آب رکن آباد و گلگشت مصلّا را فغان کاین لولیان شوخ شیرین کار شهرآشوب چنان بردند صبر از دل که ترکان خوان یغما را ز عشق ناتمام ما جمال یار مستغنی ست به آب و رنگ و خال و خط چه...
  18. L

    شعر اشعار حافظ شیرازی

    شاهدان گر دلبری زین سان کنند زاهدان را رخنه در ایمان کنند هر کجا ان شاخ نرگس بشکفد گلرخانش دیده نرگسدان کنند اي جوان سروقد گویی ببر پیش از ان کز قامتت چوگان کنند عاشقان را بر سرخود حکم نیست هر چه فرمان تو باشد ان کنند پیش چشمم کمتر است از قطره‌اي این حکایت‌ها که از طوفان کنند یار ما چون...
  19. L

    شعر اشعار حافظ شیرازی

    دوش از مسجد سوی میخانه آمد پیر ما چیست یاران طریقت بعد از این تدبیر ما ما مریدان روی سوی قبله چون آریم چون روی سوی خانه خمار دارد پیر ما در خرابات طریقت ما به هم منزل شویم کاین چنین رفته‌ست در عهد ازل تقدیر ما عقل اگر داند که دل دربند زلفش چون خوش است عاقلان دیوانه گردند از پی زنجیر ما روی...
  20. L

    شعر اشعار حافظ شیرازی

    مرحبا اي پیک مشتاقان بده پیغام دوست تا کنم جان از سر رغبت فدای نام دوست واله و شیداست دایم همچو بلبل در قفس طوطی طبعم ز عشق شکر و بادام دوست زلف او دام است و خالش دانه ان دام و من بر امید دانه‌اي افتاده‌ام در دام دوست سر ز مستی برنگیرد تا به صبح روز حشر هر که چون من در ازل یک جرعه خورد از جام...
عقب
بالا پایین