نتایح جستجو

  1. A

    دیدی ندیدی!

    اره شهر ارواح خخخ
  2. A

    دیدی ندیدی!

    نه بابا اونجا کجاس من کیم تو کی ای؟ (یس) فراری سوارش شدی؟ خخخ فراری هم بلاخره مکانه
  3. A

    دیدی ندیدی!

    انقد دلم میخواد برم ببینمششششششش ولی حیف ندیدم البرز هاهاها تو جغرافیا دارم میخونمش
  4. A

    دیدی ندیدی!

    اسمشم نشنیدم چ برسه ک برممممممممممممممم ولی اهنگشو شنیدم ماه من اخ ماه من خخخخخ لای لالای لای لای خوزستان
  5. A

    دیدی ندیدی!

    اونجا کجاس عراق منظورته؟ ن نرفتم خخ لندن (من رفتم توبری اخه؟)
  6. A

    دیدی ندیدی!

    اقا من هیچ جا نرفتم خخخ ولی ایشالا مستقل شدم میرم جهانگردی ب خانوادم باشه تو شهرم ب دنیا میام تو شهرم میمیرم ولی سقف هدفای من بلنده خوزستان
  7. A

    دیدی ندیدی!

    اسمشم نشنیدم خرمشهر خخخ
  8. A

    دیدی ندیدی!

    بابا خخودت اونارو دیدی؟ اسمشون سخته لامصب رفسنجان
  9. A

    دیدی ندیدی!

    چی چی دروازه؟ شبیه قرانه/؟ ندیدما ولی جالبه اسمش دریای ابیو دیدی؟ این دیگ همه جا هست
  10. A

    اتمام یافته دلنوشته جام عشق را بنوش | زندگی کاربر انجمن کافه نویسندگان

    وقتی کسی را دوست داری برایش خوبی میکنی کنارش هستی یا حتی وقتی کسی را نمیشناسی به او خوبی میکنی گمان کن اصلا خوبی نکردی انتظار خوبی متقابل نداشته باش بی منت دوست داشته باش بدون انتظار متقابل تو فقط عاشق باش همین
  11. A

    دیدی ندیدی!

    نه رودخونه
  12. A

    اتمام یافته دلنوشته جام عشق را بنوش | زندگی کاربر انجمن کافه نویسندگان

    هق هق هایم را پشت قلبم مخفی می‌کنم و به چشمانم نمی‌آورم زمان تنهایی در آغوشت اشک می‌ریزم و زمین را از قطرات شور سیراب می‌کنم و تو در کمال مهربانی نوازش می‌کنی می‌گویی بخند خنده‌ات زیباتر است! بندگانت ذره‌ای مانند تو بودنت جهان بهشت بود انان می‌گویند اشک نریز نمی‌گویند اشک به تو نمی‌آید...
  13. A

    اتمام یافته دلنوشته جام عشق را بنوش | زندگی کاربر انجمن کافه نویسندگان

    ببین چگونه عاشقت شدم ببین چگونه عاشقم کردی مرا به خود وصل کن مرا در دریای خود غرق کن خواهشت میکنم بزرگ‌ترین آرزوی من وصل شدن به توست.. با تو نه غمی هست نه دردی نه بیماری ای تو هیچکدام را خلق نکردی تو انسان را خلق کردی انسان انها را خلق کرد در قلمروی تو جز عشق و محبت شادی و سلامتی چیزی نیست! مرا...
  14. A

    اتمام یافته دلنوشته جام عشق را بنوش | زندگی کاربر انجمن کافه نویسندگان

    گر دلی بشکستی همچو زمین لرزه باشو بلرز و ساختمان های دلت را ویران کن گر تو اشکی در آوردی همچو سیلاب شو.. با سیل دلت تمام بدی ها را غرق کن و ببر سپس خورشیدت را به جهان قلبت بتاپان و دلی که شکستی به دست آور ساختمان هایت را از نوع این بار با محبت بساز اشکی که در آوردی پاک کن و به جایش لبخند به کار...
  15. A

    همگانی [ حرف آخـر ]

    هر لحظه بودن ها با شما شیرین بود مثل عسلی که در دل چای می رقصد مثل نسیمی که با گرما و ارامش به اغوشت می اید مثل صبحی پر از هوای نم بعد از باارن پر از غروب های خورشید دلنشین و پر از سکوت شب های مهتابی.. امیدوارم از من یاد خوبی نزد شما بمونه! دوستون دارم 8 12 ابان اگ از انجمن رفتم احتمالا...
  16. A

    دنباله‌دار چی میتونه عصبانیت کنه؟!

    (نادانی انسان هایی که گمان می کنند همه چیز را می دانند و حرف حرف انهاست و زیر بار حرف درست نمی رود)
  17. A

    از کدوم معلم تو دوران تحصیل متنفر بودین؟!

    متنفر نیستم خوشم نمیاد ازشون بعضیاشون واقعا بی فرهنگن و باید اول خودشون برن طرز رفتار با دانش اموز رو یادبگیرن بعد بیان درس بدن انگار عقده ای تشریف دارن تازه تعدادشونم خیلی زایده
  18. A

    همگانی [ نبودنت حس شد ]

    @فاسین بیام بزنمت؟ کجاییی دختر؟
  19. A

    دوست داری شریک زندگیت چه ویژگی‌هایی داشته باشه؟

    @انتقام دوباره ویژگی اینو داشته باشه
  20. A

    دنباله‌دار به چی اعتیاد داری؟

    نت لپتاپ گوشی انجمن و ی ادم
عقب
بالا پایین