نتایح جستجو

  1. M

    ?دل‌بسته?

    هفت دریا را برایت غرق خون آورده‌ام آسمان را پیش پایت سرنگون آورده‌ام نام زیبایت زبانم را چنان در بند خواست کز زبونی واژه ها را واژگون آورده‌ام گفته بودی دل بیاور تا تو را باور کنم گفته بودی دل، ولی دریای خون آورده‌ام هرچه می بینی همینم، بیش از این از من مخواه صورت بیرونی‌ام را از درون...
  2. M

    ?دل‌بسته?

    مد چشمت بی شتابم می کند موج این دریا حبابم می کند باز لبخند تو می گوید بیا باز می آیم ، جوابم می کند مانده ام سر گشته در یک انتظار تا غمت کی انتخابم می کند
  3. M

    ?دل‌بسته?

    هر لحظه زیبا می‌شوی هم‌رنگ دریا می‌شوی افکار بی‌اندیشه را در دیده جویا می‌شوی ~~~~~
  4. M

    ?دل‌بسته?

    گوهر اشکم نگر از رشک عشق وز صفا و موج آن دریا مپرس « مولانا »
  5. M

    ?دل‌بسته?

    چنان مشتاقم ای دلبر به دیدارت که از دوری برآید از دلم آهی بسوزد هفت دریا را « سعدی »
  6. M

    ?دل‌بسته?

  7. M

    ?دل‌بسته?

    در قایق سرگشته این ماه هلالی من هستم و یاد تو و دریای خیالی لین گوشه همان گوشه و این میز همان میز جای لب تو مانده بر این ساغر خالی
  8. M

    ?دل‌بسته?

    گریه حافظ چه سنجد پیش استغنای عشق کاندر این دریا نماید هفت دریا شبنمی « حافظ »
  9. M

    ?دل‌بسته?

    نیست پروا تلخ‌کامان را ز تلخی‌های عشق آب دریا در مذاق ماهی دریا خوش است
  10. M

    ?دل‌بسته?

  11. M

    ?دل‌بسته?

    دیده دریا کنم و صبر به صحرا فکنم و اندر این کار دل خویش به دریا فکنم از دل تنگ گنهکار برآرم آهی کآتش اندر گنه آدم و حوا فکنم مایه خوشدلی آن‌جاست که دلدار آن‌جاست می‌کنم جهد که که خود را مگر آنجا فکنم بگشا بند قبا ای مه خورشید کلاه تا چو زلفت سر سودا زده در پا فکنم « حافظ » ~~~~~
  12. M

    ?دل‌بسته?

    این ساحل خسته را تو پیدا کردی این موج نشسته را تو برپا کردی من خامش و خسته خفته بودم ای عشق مرداب دل مرا تو دریا کردی
  13. M

    ?دل‌بسته?

    صدای موجت ای دریا برایم شعر زیبایی است پر از راز و پر از لذت همانند معمایی است صدف می‌ریزی از خوبی به روی ساحلت هر روز و بوی تازه می‌گیرد از این خوبی دلت هر روز در آغوش تو ماهی‌ها تمام لحظه‌ها شادند به زیر آب و روی آب همیشه شاد و آزادند پرستوهای دریایی که خیلی عاشق موجند نشسته گاه بر ساحل...
  14. M

    ?دل‌بسته?

    حالا که برای میسر گشته بگذر دگر از حال من سرگشته تو منظره قشنگ ساحل اما هر موج که سمتت آمده برگشته
  15. M

    ?دل‌بسته?

    حالا دیگر دریا میدانذ چقدر دوستت دارم… بس که نامت را درگوش صدف‌هایش خوانده‌ام « محمد شیرین‌زاده »
  16. M

    ?دل‌بسته?

    شبیه ساحل آغوش باز کن تا خیال دریا بودن کنم
  17. M

    ?دل‌بسته?

    نم باران، لب دریا غم تو، تنگ غروب دل من تنگ تو شد، کاش که پیدا بشوی
  18. M

    ?دل‌بسته?

    فانوس این خانه عاشقانه می‌سوزد… گردباد هم که باشی خاموش نخواهم شد دریا با جذر می‌رود که با مد بازگردد یا جذر باش یا مد این کشتی شکسته باید به ساحل برسد.
  19. M

    ?دل‌بسته?

    از تو دور شدم… مثل ابر از دریا اما هرجا رفتم باریدم ~~~~~
  20. M

    ?دل‌بسته?

    وقتی دل تنها کالائیست که خدا شکسته آن را میخرد ، پس چرا من به دست کسی که دلم را شکسته بوسه نزنم
عقب
بالا پایین