https://dl.cafewriters.xyz/cafeuploads/forum-media/audios/mus_f833240e_1789019797.mp3
در دلم گرمی ِ ستاره ی دور
آذرخشم َگهی نشانه گرفت
َگه تگرگم به تازیانه گرفت
بر سرم آشیانه بست کلاغ
آسمان ،تیره گشت چون َپر ِ زاغ
مرغ ِ شبخوان که با دلم می خواند
رفت و این آشیانه خالی ماند
آهوان، گم شدند در شب...
اگر چه مثل قفس از (نبود) و (بود) پرم
دلم هنوز پرنده ست، از صعود پرم
تو سیب اوج نشینی و چیدنت سخت است
ولی برای تو ای کشف! از شهود پرم
بدون روشنی چشم های سنتی ات
شبیه کافه ام، از ازدحام دود پرم
اگر چه برکه نشینم ولی در این غربت
برای گریه دو چشمم که از دو رود پرم
به گیسوان سپیدم نخند، آیینه...
یه AI میتونه از تو باهوشتر بشه و تو حتی نفهمی — تئوری «انفجار هوش» میگه یه AI وقتی به یه سطحی برسه، میتونه خودش رو بینهایت ارتقا بده. تو چند ثانیه، از یه ابزار ساده به یه موجودیت غیرقابل درک تبدیل میشه.
هر فرش یه قصهست، با گرههایی که دستهای یک زن بافته. تار و پودش از جنس صبره و نقشهاش از جنس دل. توی این تاپیک قراره از عشق به بافتن بگم، نه با حرف بلکه با تصویر. از دستهایی که بافتن و از قصههایی که زیر پا موندن.
بخش اول: جرقهٔ اولیه « ایده از کجا میاد؟»
منتظر نشین یه ایدهٔ بزرگ و انقلابی از آسمون بیاد. ایدهها معمولاً از چیزهای کوچیک شروع میشن.
چند راهکار عملی:
دفترچهٔ ایده داشته باش. هر چیزی که توجهت رو جلب کرد، یه جمله بنویس. یه دیالوگ که تو مترو شنیدی، یه آدم عجیب که دیدی، حتی یه خواب.
سؤال «چی...
سفرِ دشوار ما به پایان رسیده
ای ناخدا، ناخدای من!
کشتی
از پسِ همهی صخرهها برآمده
و اینک
این پاداشی که در پیاش بودیم؛
لنگرگاه نزدیک است
آوای زنگها را میشنوم
جماعت هلهله میکنند
و هیبتِ کشتی را
نظاره میکنند…
اما ای دل! ای دل من!
ای قطرههای سرخ خونی که فرومیچکید!
جایی بر عرشهی کشتی...
«به نام خداوند قلم»
دلنوشته کنج عزلت
نویسنده: مینا مرادی
ژانر: تراژدی، اجتماعی
مقدمه:
من در نبود تو به هیچ شباهت دارم.
دست از خود و خاطراتم شستهام.
دلم اندکی سکوت، اندکی مرگ میخواهد.
سرزنشم نکن!
دچارت شدن هم، عالمی دارد.
https://forum.cafewriters.xyz/threads/39931/
کتاب «مزرعه حیوانات» یکی از مشهورترین و تأثیرگذارترین آثار ادبی قرن بیستم است که توسط جورج اورول نوشته شده است. این کتاب با وجود اینکه در ظاهر داستان حیواناتی است که در یک مزرعه شورش میکنند، اما در واقع یک هجو سیاسی بسیار عمیق و تند است.
سلام به همهی دوستان نویسنده.
در این قسمت، میخواهیم به آموزش یکی از مهمترین ابزار نویسندگی یعنی زاویهی دید بپردازیم.
امیدوارم که مورد توجهتون قرار بگیره.🌺
به نام نامی مادر!
دلنوشته: جغرافیای بیتن
نویسنده: مینا مرادی
ژانر: اجتماعی، تراژدی
مقدمه:
همیشه رقصها روی صحنه اتفاق نمیافتند؛
گاهی میان دیوارهای یک خانه، میان خستگی دستها و لبخندهای پنهان حرکتی آغاز میشود که کسی برای دیدنش دست نمیزند.
قصهی زنیست که آرام میچرخد، میسازد و میبخشد...
برادران کارامازوف داستان خانوادهایه که از همون اول معلومه رابطههای سالمی با هم ندارن. پدر خانواده مردی ثروتمند، خودخواه و بیاخلاقه و هر کدوم از سه پسرش هم شخصیت و نگاه متفاوتی به زندگی دارن. یکی احساساتیه، یکی منطقی و شکاکه و یکی هم مهربون و اهل ایمان.
با وقوع یک اتفاق بزرگ، همه چیز به هم...
«به نام خالق زیباییها»
عنوان: صدای کوله پشتی.
نویسنده: مینا مرادی
ژانر: روانشناختی کودک
دیباچه:
من اسمم نیماست. هفت سالمه، ولی حس میکنم مغزم از بعضی بزرگترها هم خستهتره!
همه میگن بچهها مشکلی ندارن، فقط باید بخورن و بخوابن و بخندن.
اما من بعضی روزا اصلاً دلم نمیخواد بخندم.
دلم میخواد یکی...
به نام سرنوشت...
عنوان: بانگ سیسیفوس
نویسنده: مینا مرادی
ژانر: تراژدی - فلسفی
دیباچه:
سیسیفوس محکوم بود سنگی را تا قله ببرد، تنها برای آنکه هربار فروغلتد و دوباره آغاز کند؛
اما شاید تراژدی او نه در سنگ بود و نه در سقوط؛
تراژدی در این بود که هربار میان امید و یأس، سکوت میکرد.
این نوشته، بانگ...
به نام او...
نام اثر: دلنوشتهی پژواک
نویسنده: مینا مرادی
ژانر: عاشقانه ـ تراژدی
دیباچه:
در حوالی خوابهایم، میان انبوهی از سایههای گمشده، نام تو میپیچد،
صدایی که از عمق چاههای فراموشی برمیخیزد و هربار که به دیوارهای قلبم میخورد،
خونی تازه از زخمهای کهنه میجوشد.
من عاشقی سرگردان در کویر...
به نام خدا
عنوان: روح زیبا
ژانر: عاشقانه، تراژدی
نوع اثر: اپیزود
نویسنده: @پناه.
خلاصه:
مینای عزیزم!
امیدوارم این نوشته برات حس خوبی ایجاد کنه.
این یادآوری به خودم و به تو بود که زیبایی واقعی از درون میاد
و هیچ چیزی نمیتونه اون رو از بین ببره.
https://forum.cafewriters.xyz/threads/39933/
به نام خالق زیبایی ها
نام اثر: دلنوشته تاوان
نویسنده: مینا مرادی
ژانر: عاشقانه ـ تراژدی
مقدمه:
دلی که شکست، مانند چینی بندزده میشود؛ اما
ترَکهایش در تهوتوهای قلبم به یادگار میماند.
آخرش را میسپارم به دست خدایی که خوب میداند،
کجا و چگونه تاوان بگیرد.
لینک...
«به نام نویسندهی سرنوشت»
رمان: تَنافُر
نویسنده: مینا مرادی
ژانر: عاشقانه، اجتماعی
خلاصه:
در هیاهوی زمان، دختری خودساخته و رُکزبان با ایدههای ناب و بیپروا، وارد دنیای ساختمانسازی میشود. ابتدا علاقه و سپس انتقام، محرکهای اصلی پیشرفت او میشوند؛ انتقامی که عشقش را مختل و زندگیاش را به معضل...
به نام خدا
عنوان: روح زیبا
ژانر: عاشقانه، تراژدی
نوع اثر: اپیزود
نویسنده: مینا مرادی
خلاصه:
مینای عزیزم!
امیدوارم این نوشته برات حس خوبی ایجاد کنه.
این یادآوری به خودم و به تو بود که زیبایی واقعی از درون میاد
و هیچ چیزی نمیتونه اون رو از بین ببره.
به نام نامی مادر!
دلنوشته: جغرافیای بیتن
نویسنده: مینا مرادی
ژانر: اجتماعی، تراژدی
مقدمه:
همیشه رقصها روی صحنه اتفاق نمیافتند؛
گاهی میان دیوارهای یک خانه، میان خستگی دستها و لبخندهای پنهان حرکتی آغاز میشود که کسی برای دیدنش دست نمیزند.
قصهی زنیست که آرام میچرخد، میسازد و میبخشد...
نام اثر: کنج عُزلت
نویسنده اثر: مینا مرادی
ژانر: عاشقانه ـ تراژدی
مقدمه:
من در نبود تو به هیچ شباهت دارم.
دست از خود و خاطراتم شستهام.
دلم اندکی سکوت، اندکی مرگ میخواهد.
سرزنشم نکن!
دچارت شدن هم، عالمی دارد.