چشمهای جوشان در سینهام روان است
لبهای خشکیدهام در طلب بوسهات سرخفام است
این خانه بوی تو را دارد و تو را ندارد
چشمهایم طلب دیدار دوبارهی تو را دارد
مردا اون زمان در آسیبپذیر ترین حالت ممکن هستن. به نظر من که باید بغلشون کرد و سعی آرومشون کنیم یا حرف نزنیم و بزاریم که فقط گریه کنن. بعدا هم اصلا به روشون نیاریم که گریه کردن. باید اینجوری هم نازشون کردDeldary
" به نام وجود ناموجود "
نام اثر: دزد نمازخوان
ژانر: اجتماعی
نویسنده: مریم امامی
خلاصه:
روایت یک دختر سارق است که یک روز بعدازظهر، کیف یک مرد را میدزد. اما گویی شانس با او یار نیست چرا که هر جا میرود، مرد هم دنبالش میآید. در اخر مجبور میشود که به داخل حیاط یکی از خانهها بپرد و... .