نتایح جستجو

  1. Maryamaneh

    دنباله‌دار شخصیت نفر قبلی؟

    تا جایی که می‌دونم: دوستدار لواشک، زیادی مهربون، خوش‌مشرب.
  2. Maryamaneh

    در حال تایپ مجموعه اشعار مطرود از عشق | به قلم مریم امامی

    منم شیرین، تویی فرهاد نه، منم شیرین بی‌فرهاد لب‌های شیرینت را دریغ کردی از ما حال به امید روزی‌ام بی‌فردا
  3. Maryamaneh

    تولد تولد درسای قشنگمون 💙 | دالسین

    تولدت مبارک زیبا روی-53-؟"_}
  4. Maryamaneh

    دنباله‌دار "وایب نفر قبلی"

    شکلات تلخ
  5. Maryamaneh

    در حال تایپ داستانک سقام | اثر مریم امامی

    داستانک: سقام ژانر: تراژدی نویسنده: مریم امامی خلاصه: قبل از آنکه کلید خانه‌ی کسی را از او بگیرید؛ باید کمی درنگ کنید. اگر روزی بخواهید آن خانه را ترک کنید؛ بی شک صاحبخانه را خواهید رنجاند؛ چرا که تو در ابتدا مهمان بودی و پس از مدتی، صاحبخانه تو را جزئی از خانه حساب می‌کند. خانه‌ی قلب دخترک...
  6. Maryamaneh

    چالش تمرین نویسندگی[10]

    - چرا هنوز‌ تو را میان خاطراتم می‌بینم؟ شاید جوابی را نتوانم برایش بیایم اما می‌دانم که همین خاطرات است که مایع‌ سرخ رنگ وجودم را در بدنم می‌گرداند. خاطراتت شیرین‌تر از شیرینی‌های عید خانه‌ی مادربزرگ و واقعیت نبودت، تلخ به مانند تلخی جوهر زندگی‌ من است. مرور خاطراتت باعث می‌شود اندکی جان در...
  7. Maryamaneh

    در حال تایپ مجموعه اشعار مطرود از عشق | به قلم مریم امامی

    ایزد فلک را با زمین پیوند زند گر مراد من مراد تو شود این تمنا دور و ناپیداست اما هیچ آرزویی نیست که بر جوانان عیب معنا شود
  8. Maryamaneh

    همگانی همین الان داری به چی فکر می‌کنی؟

    محال ترین محال من... . همیشه حتی با اینکه ساکت و مودب بودی موجب لبخند من بودی. نبودی اما در قلب من بودی... . قسمتم این است و این سرنوشت عادت شده است برای قلب تنهایم... گله‌ای ندارم. با اینکه روی‌ات را ندیدم اما قلبت را دیدم؛ زیبا تر از هر گلی بود که تا به حال دیده‌ام. و من را بوی این گل است که...
  9. Maryamaneh

    در حال تایپ مجموعه اشعار مطرود از عشق | به قلم مریم امامی

    برای من کفایت می‌کند وجود نفس‌هایت حتی اگر باشی بعید و نباشم در کنارت همان لحظه که دیدمت باید می‌فهمیدم مس*ت نفست خواهم شد با هر ندایت
  10. Maryamaneh

    در حال تایپ مجموعه اشعار مطرود از عشق | به قلم مریم امامی

    چه کسی تاوان دهنده اشک‌هایم است؟ قسم به بودنت که نبودنت دشوار است نیم روزی نبودی و من را پیر کردی چرا عاشقم کردی حال من را از خود دلگیر کردی؟
  11. Maryamaneh

    همگانی همین الان داری به چی فکر می‌کنی؟

    به اینکه... اخرش که چی؟ باید برم...
  12. Maryamaneh

    اطلاعیه درخواست تگ فرعی | آثار تالار رمان

    درخواست تگ دارم. https://forum.cafewriters.xyz/threads/43730/ ⭕به درخواست نویسنده به تعویق افتاد. 28بهمن 1404⭕ RAIDEN
  13. Maryamaneh

    در حال تایپ داستانک توهم وجود | مریم امامی

    روز یکشنبه بود و از دانشگاه خسته به خانه آمدم. چادرم را روی دسته مبل گذاشتم و روی زمین نشستم. و به پایه‌ی مبل تکیه دادم. مادرم مثل همیشه رو به روی تلوزیون بود و کانال‌ها را بالا و پایین می‌کرد. پس از مدتی انگار چیزی یادش آمد. - شقایق بگو چی شده. با تعجب نگاهش کردم. مادرم ادامه داد. - برای...
  14. Maryamaneh

    در حال تایپ داستانک توهم وجود | مریم امامی

    شهرزاد به سمتم آمد. می‌خندید. - وای شقایق این حبیب رو می‌بینی؟ کم مونده با چشماش زمین رو سوراخ کنه. من هم به اجبار خندیدم. او نمی‌دانست که من عاشق همین رفتارش بودم. چه شیرین بود مرد بودنش. مدتی گذشت. تولدم بود و من یک استوری در صفحه اینستاگرامم خواستم منتشر کنم. یک تبریک تولد به خودم. اول...
  15. Maryamaneh

    در حال تایپ داستانک توهم وجود | مریم امامی

    بالاخره وقت شام رسید و مردها یاللّه گویان وارد مسجد شدند تا سفره پهن کنند و غذا را بچینند. او را دیدم. بالاخره او را دیدم و دلم بی‌قرارم محکم تپید. چه زیبا شده بود. صورتش را اصلاح کرده بود و لباس و شلواری مشکی بر تن داشت. مشغول کمک کردن بود تا سفره را بچینند. هر چند که من شرم داشتم از اینکه...
  16. Maryamaneh

    در حال تایپ داستانک توهم وجود | مریم امامی

    مادرم تا چشمش به من افتاد، گل از گلش شکفته شد. - افرین دخترم. خیلی خوشگل شدی. همیشه همینجوری باش مادر. لبخندی نمکی بر لبم نشست. مادرم حتما فکر می‌کرد که دختر سر عقل امده است. خب واقعا هم دخترش سر عقل آمده بود و حبیب اینطوری من را با حجب و حیا کرده بود. باید یک‌ روزی را تعیین کنم تا بروم بازار و...
عقب
بالا پایین