آن شب که هوا بوی دلتنگی میداد…
گویی فلک را نیز دل از گردش بازمانده و شامِ هجران، پردهی سیاهِ ملال بر سیمای جهان کشیده بود؛ نه نسیمی از جانبِ صبح میوزید و نه چراغی در خلوتِ شب فروغی داشت. سکوت بر درگاهِ خاطره نشسته بود و دل، در فراقِ آن عزیزِ رفته، چنان بیقرار میتپید که گویی هر تپش، حکایتِ...