نتایح جستجو

  1. . سیده نرگس مرادی .

    متوسط رمان گادیم (جلد دوم ساکت نمی‌نشیند) | سیده نرگس مرادی

    سهیل بازگشت و پرونده را گرفت. لبخند بدجنسی در ما بین لب‌هایش رنگین گشت. «و اینکه سرهنگ بهتون مأموریت دادن که سه شب اضافه کاری بابت جواب ندادن داشته باشید. فعلاً!» سپس لبخندی زد و باعث گردید که طهورا بیشتر حرص بخورد چشم‌هایش را ببندد. «باشه، این سه شب هم به حساب تنبیه کردن سرگرد؛ اما بدونین که...
  2. . سیده نرگس مرادی .

    نویسندگان اعلام پارت گذاری | شهریور ۱۴۰۵

    سلام دو پارت نوشته در موضوع 'رمان گریز از مرکز دور | اثر سیده نرگس مرادی خانقاه' https://forum.cafewriters.xyz/threads/46158/post-495657
  3. . سیده نرگس مرادی .

    در حال تایپ رمان گریز از مرکز دور | اثر سیده نرگس مرادی خانقاه

    نگاه‌اش را از آن‌ها می‌گیرد و روبه گیسو می‌گوید: «ببینید گیسوخانم، بهتره که به حرف پدرتون گوش بدین؛ چون‌که رابطه ما آخرش منجر به ازدواج زوری و اجباری میشه!» گیسو، دستانش مشت می‌گردد و می‌خواهد دست مشت‌ شده‌اش را به دهان وِروِرَش، فرود آورد. خشم تمام بدن او را به رعشه فرا می‌خواند و می‌گوید...
  4. . سیده نرگس مرادی .

    در حال تایپ رمان گریز از مرکز دور | اثر سیده نرگس مرادی خانقاه

    گیسو پوزخندی زد و با یک پلک‌زدن گفت: «هه! دستیار پدرم؟ دستیار پدرم باید اون‌قدر جدی باشه که حتی فکرشم نمی‌کردم که ان‌قدر بچه و شیطنت داشته باشه!» سپس پاکوبانه به سوی اتاقش راهی می‌گردد که حیرت در تمام چهره‌ی هامین مشهود می‌شود. با ناباورانه و با خنده گفت: «عجب آدمیه ها! مثل این بچه‌ها حرف...
  5. . سیده نرگس مرادی .

    نظارت همراه «رمان زوال‌نشان| ناظر:نرگس مرادی»

    سلام عزیز، مشکلی نیست و حتماً چک می‌کنم.
  6. . سیده نرگس مرادی .

    نویسندگان اعلام پارت گذاری | شهریور ۱۴۰۵

    نوشته در موضوع 'رمان گریز از مرکز دور | اثر سیده نرگس مرادی خانقاه' https://forum.cafewriters.xyz/threads/46158/post-495656 سلام دو پارت قرار داده شد.
  7. . سیده نرگس مرادی .

    اطلاعیه اطلاعیه اعلام و درخواست مشاور -1405

    سلام درخواست مشاوره برای علائم نگارشی و املایی رو داشتم.
  8. . سیده نرگس مرادی .

    در حال تایپ رمان گریز از مرکز دور | اثر سیده نرگس مرادی خانقاه

    سپس از سرجای خود برخاست و در اتاق ناصر را گشود و پیش از رفتن، بازگشت و گفت: «می‌تونیم با استفاده یکی از نفوذی‌هامون، بفهمیم که اون دختر چیکار می‌کنه!» ناصر نوشیدنی‌اش را بر روی میز کارش نهاد و گفت: «ببین، هرکاری که به نفع‌مون هست، همون کار رو بکن!» هیچی نمی‌گوید و با یک «چشم گفتن» حرف را خاتمه...
  9. . سیده نرگس مرادی .

    در حال تایپ رمان گریز از مرکز دور | اثر سیده نرگس مرادی خانقاه

    نفس اندوهی کشید که حس کرد سنگی در قلب‌اش رسوخ کرده است و این حس برایش گنگ بود؛ شبیه به دلتنگی و بغض و یا شاید اتفاق خوفناک یا شاید هم مرض وابستگی شدید به مادرش! با دو پاهایش نشست و دستان فرتوتش را در دستان بزرگ و مردانه‌اش گرفت. آهسته پلکی زد و مانند آدم متفکر به او خیره شد و گفت: «مامان، من...
  10. . سیده نرگس مرادی .

    متوسط رمان گادیم (جلد دوم ساکت نمی‌نشیند) | سیده نرگس مرادی

    طهورا متعجب می‌گوید: «مگه کی عروسی‌ش بود؟» محمد سری تأسف‌بار تکان داد. «پریشب! فکر کنم تو چند قرن از دنیا عقب‌تر هستی طهوراخانم!» طهورا سری به «فهماندن» به حرکت در می‌آورد. «بسیار خب! بریم به کارمون بچسبیم که الان مورد توبیخ شما واقع میشم!» کمی نزاح بد نبود تا بلکه این فضا را شاد و از حالت...
  11. . سیده نرگس مرادی .

    اطلاعیه درخواست رنک نویسنده رمان~

    درخواست رنگ نویسندگی، نویسنده رسمی رمان رو داشتم. https://forum.cafewriters.xyz/threads/39726/
  12. . سیده نرگس مرادی .

    درخواست چاپ رمان| در ریسمان اقیانوس اثر سیده نرگس مرادی خانقاه

    عنوان اثر: در ریسمان اقیانوس. نوع اثر: ادبی. نام نویسنده: سیده نرگس مرادی خانقاه. ژانر: عاشقانه. سطح اثر: شاخص. لینک اثر بر روی سایت اصلی یا لینک تاپیک: https://forum.cafewriters.xyz/threads/39726/
  13. . سیده نرگس مرادی .

    اطلاعیه 🔻تاپیک جامع اعلام پایان تایپ رمان🔺

    موضوع 'رمان در ریسمان اقیانوس | سیده نرگس مرادی خانقاه' https://forum.cafewriters.xyz/threads/39726/ سلام اعلام پایان رمان در ریسمان اقیانوس. تگ شاخص رو داره. ببخشید، من که تگ شاخص رو گرفتم، میتونم درخواست نویسنده رسمی بدم یا خیر؟
  14. . سیده نرگس مرادی .

    در حال ویرایش رمان در ریسمان اقیانوس | سیده نرگس مرادی خانقاه

    «بچه‌ها، رمان هم بلاخره تموم شد. آهنگی که توی این پارت آخر هست و متنش رو هم گذاشتم، آهنگش هم گذاشتم، برید گوش کنین و لذت ببرین.» https://cdn.imgurl.ir/uploads/n426341_Zaki_Shams_-_Setareh.mp3 لبخندی زدم و گفتم: «تا اینکه تو اومدی توی زندگیم و من رو تغییر دادی و من اون رو فراموش کردم و تو شدی...
  15. . سیده نرگس مرادی .

    در حال ویرایش رمان در ریسمان اقیانوس | سیده نرگس مرادی خانقاه

    خونسرد به سویش بازگشتم و گفتم: «تو چرا همه‌ش به من کار می‌گیری؟ هان؟!» لبخندی زد و به سویم برگشت. «من کار به تو ندارم؛ حرکاتت رو زیرنظر دارم. این هم یکی از سوتی‌هات!» با دهانی باز نگاه‌اش کردم. «چی؟!» خنده‌اش گرفت؛ اما آن را جمع کرد‌. «هیچی، ولش کن!» همان‌طور که تعجب کرده بودم، نگاهم را از او...
  16. . سیده نرگس مرادی .

    نظارت همراه «رمان زوال‌نشان| ناظر:نرگس مرادی»

    سلام گلم چشم مرسی @BHROO عذر میخوام عزیزم💔⁦❤️⁩✨🌺
عقب
بالا پایین