نتایح جستجو

  1. Lydia

    اطلاعیه درخواست تگ فرعی | آثار تالار رمان

    وقت بخیر به درخواست شما رسیدگی خواهد شد
  2. Lydia

    تگ فرعی تگ فرعی | رمان برج میزان

    به اثر شما سطح «عالی» تعلق گرفت. موردی دیده نشد تمام اصول در حد مطلوب و نسبی رعایت شده بودند فقط بین بعضی کلمات دو فاصله بجای یکی دیده میشد حتما در بازبینی نهایی اصلاح شود.
  3. Lydia

    تگ فرعی تگ فرعی | رمان برج میزان

    عنوان: برج میزان نویسنده: @DOLLSIN بررسی شده توسط: @Lydia رمان برج میزان - کلیک کنید
  4. Lydia

    اطلاعیه درخواست تگ فرعی | آثار تالار رمان

    وقت بخیر نتیجه بزودی اعلام می‌شود
  5. Lydia

    اطلاعیه درخواست تگ فرعی | آثار تالار رمان

    وقت بخیر با درخواست شما مخالفت شد نویسندگان مسابقه رمان صرفا مجاز به درخواست نقد، مشاوره و کاور تبلیغاتی می‌باشند
  6. Lydia

    فراخوان فراخوان جذب ⍇گوینده⍈

    وقت بخیر با بنده و @Alirix گفتگویی ایجاد کنید
  7. Lydia

    اطلاعیه درخواست کاور تبلیغاتی [برای آثار نویسندگان]

    درخواست کاور تبلیغاتی @Moongirl.♡ https://forum.cafewriters.xyz/threads/45431/post-481349
  8. Lydia

    در حال ترجمه رمان دختران مرده صحبت نمی‌کنند | Dyva

    «منظورم رشوه نیست فقط می‌خوام بدونم اگه به چیزی احتیاج داری اون چیه.» استیو پوزخند زد. «تو واقعاً توی پنهون کردن حقیقت مهارت داری، نه؟» گفتم: «عادت کردم به هر چیزی که می‌خوام برسم.» «می‌دونم. مادرت زیادی دوستت داره؛ همیشه همین‌طور بوده. اگه یکم سخت‌گیرتر باهات رفتار می‌کرد الان اینجا نبودیم.»...
  9. Lydia

    در حال ترجمه رمان دختران مرده صحبت نمی‌کنند | Dyva

    با لحنی که از شدت استیصال بالا می‌گرفت گفتم: «ببین، اگه امشب با من به خونه‌مون میومدی اون روی مادرم رو می‌دیدی که همیشه پشت نقاب‌هاش پنهونش می‌کنه. اون همه‌ی نوشیدنی و نوشیدنی‌هاش رو آنلاین سفارش میده تا مجبور نشه بره سوپرمارکت پدرت و زیر ذره‌بین نگاه‌های کنجکاو مردم قرار بگیره. تو پنهون کردن حقیقت...
  10. Lydia

    در حال ترجمه رمان دختران مرده صحبت نمی‌کنند | Dyva

    استیو، با لحنی که بوی تردید می‌داد، نگاهش را به من دوخت و گفت: «تو همیشه با آدما سر ناسازگاری داری. انگار لج کردی که سخت‌ترین راه رو به‌جای ساده‌ترینش انتخاب کنی. این وضعیت رو ببین؛ به‌سادگی می‌تونستی با ۹۱۱ تماس بگیری و همون‌جا کنار صحنه‌ی تصادف بمونی. عقلم قد نمیده کسی بخواد تو رو به قتل عمد...
  11. Lydia

    در حال ترجمه رمان دختران مرده صحبت نمی‌کنند | Dyva

    دختری در گریز و والدینی که بیش از حد دوستش داشتند پس از سکوتی طولانی که در پی روایت من از وقایع محل حادثه و مسیر پیاده‌روی‌ام تا اینجا حاکم شد، استیو پرسید: «حالت خوبه؟» البته من فقط بخشی از احساساتم را با او در میان گذاشته بودم او چیزی نگفت که من تمام اعتمادم را به او سپرده‌ام، اما دیگر مثل قبل...
  12. Lydia

    فراخوان جذب مدیر تالارهای تخصصی و عمومی {۱۴۰۵}

    درصورت عدم تایید کاندید‌های قبلی با شما گفت‌وگویی ایجاد خواهد شد🌸
  13. Lydia

    فراخوان جذب مدیر تالارهای تخصصی و عمومی {۱۴۰۵}

    وقت بخیر به درخواست شما رسیدگی خواهد شد
  14. Lydia

    اطلاعیه درخواست تگ فرعی | آثار تالار رمان

    وقت بخیر به درخواست شما در اسرع وقت رسیدگی خواهد شد
عقب
بالا پایین