نتایح جستجو

  1. Lydia

    در حال ترجمه رمان دختران مرده صحبت نمی‌کنند | Dyva

    فصل پنجم سیل قدیس این چیزی بود که هر وقت با هم بیرون می‌رفتیم صداش می‌کردم. جوری بود که آدم‌ها ناخودآگاه نگاهش می‌کردند و گوششان را برای شنیدن هر کلمه‌ای که از دهان می‌آمد تیز می‌کردند. البته خودش هم نمی‌فهمید و بی‌خیال بود؛ هیچ‌وقت به این فکر نمی‌کرد که ما چقدر با هم فرق داریم و هر کاری که او...
  2. Lydia

    در حال ترجمه رمان دختران مرده صحبت نمی‌کنند | Dyva

    فصل چهارم از رفتن به خانه سیل منصرف می‌شوم چون تحملش برایم خیلی سخت است. اشک با بارانی که حالا همه‌جا را خیس کرده روی صورتم می‌ریزد. اول فقط چند قطره بود اما حالا انگار آسمان قصد ندارد تا ابد کوتاه بیاید. هواشناسی از یک طوفان تابستانی خبر داده بود ولی این دیگر شبیه آن پیش‌بینی‌ها نیست و بیشتر...
  3. Lydia

    در حال ترجمه رمان دختران مرده صحبت نمی‌کنند | Dyva

    اما اول باید قانعش کنم. فکر رفتن به خانه سیل برای خداحافظی را کنار می‌گذارم و به سمت خانه استیو راه می‌افتم که ناگهان صدایی مهیب زمین را زیر پایم می‌لرزاند. دوباره روی پاهایی ایستاده‌ام که می‌لرزند، اما این بار نه از استرس بعد تصادف. کمی آن‌طرف‌تر درست سر صحنه حادثه، صدایی خشن و هیس‌مانند بلند...
  4. Lydia

    فراخوان جذب مدیر تالارهای تخصصی و عمومی {۱۴۰۵}

    وقت بخیر درصورت عدم تایید کاندید قبلی به درخواست شما رسیدگی خواهد شد
  5. Lydia

    دنباله‌دار شخص قبلی رو نقد کن و راجع بهش نظر بده

    خیلی شیرین و گل هستن من از همکاری باهاشون لذت میبرم حرفه‌ای و مسئولیت پذیر و جدی البته
  6. Lydia

    در حال تایپ داستان کوتاه ما هنوز نمرده‌ایم | طاها حسن‌فرجی

    ◆◇◆◇◆ نویسنده‌ی گرامی، ضمن خوش‌آمدگویی و سپاس از انتخاب انجمن کافه نویسندگان برای انتشار اثرتان؛ لطفاً پیش از ایجاد تاپیک داستان خود، قوانین تایپ داستان کوتاه را مطالعه فرمایید. [قوانین جامع تایپ داستان] برای رفع ابهامات و اشکالات در را*بطه با تایپ داستان، به این تاپیک مراجعه کنید: [اتاق پرسش...
  7. Lydia

    فراخوان جذب مدیر تالارهای تخصصی و عمومی {۱۴۰۵}

    وقت بخیر به درخواست شما رسیدگی خواهد شد
  8. Lydia

    اطلاعیه 📚درخواست تأیید رمان📚

    ✧◆✧◆✧ درود برشما نویسنده عزیز با درخواست شما موافقت شد! ناظر ارشد تعیین شده‌ برای شما: @HADIS.HPF لطفاً با ناظر مربوطه و @Lydia گفتگویی گروهی ایجاد کنید و مشخصات الزامی رمان، شامل [عنوان، ژانرها، خلاصه، مقدمه، پیرنگ و همچنین سه پارت اول] را برای ما ارسال کنید. با تشکر از همراهی شما! حداکثر...
  9. Lydia

    اطلاعیه 📚درخواست تأیید رمان📚

    ✧◆✧◆✧ درود برشما نویسنده عزیز با درخواست شما موافقت شد! ناظر ارشد تعیین شده‌ برای شما: @:)MAHAK لطفاً با ناظر مربوطه و @Lydia گفتگویی گروهی ایجاد کنید و مشخصات الزامی رمان، شامل [عنوان، ژانرها، خلاصه، مقدمه، پیرنگ و همچنین سه پارت اول] را برای ما ارسال کنید. با تشکر از همراهی شما! حداکثر...
  10. Lydia

    برترین مقام‌دار برترین مقام‌داران [فصل بهار] ۱۴۰۵

    تبریک میگم به همگی حضورتون باعث افتخاره 💕♥️
  11. Lydia

    برترین اثر برترین آثار [فصل بهار] ۱۴۰۵

    تبریک میگم بهتون t-icon12 حضورتون ارزشمند و باعث افتخاره قلمتون مانا-118-"{} @HADIS.HPF @NOGHRE @ایراندخت @Mansi خسته نباشید کاورا خیلی جذابه:love: @Espera
  12. Lydia

    همگانی ⁉️📢پرسش و پاسخ | تایپ رمان📢⁉️

    وقت بخیر مورد داره بصورت ایتالیک نوشته میشن
  13. Lydia

    اختصاصی مناظره‌ی کیفی مترجمین انجمن کافه نویسندگان

    سلام یه سوال داشتم تو ترجمه مثلا زدید قسمت ششم یعنی چپتر ششم یا صفحه ششم از رو فایل اصلی چون تطابق نداره و هر چپتر چند صفحه هستش
  14. Lydia

    اختصاصی مناظره‌ی کیفی مترجمین انجمن کافه نویسندگان

    سلام خیلی پارتا کوتاههWaall "sloughing off bad memories like so much dead skin" انگار قرار بود خاطرات تلخ را مثل پوست مرده‌ای که از تن می‌کنم... مثل پوست مرده‌ای که خودبه‌خود از بدن جدا می‌شود. نه اینکه راوی عمدا بکندش stuffed her into او را در یکی از لباس‌ها جا داده بود منظورش اینه که تقریباً...
  15. Lydia

    اختصاصی مناظره‌ی کیفی مترجمین انجمن کافه نویسندگان

    چپتر دوم کالسکه پستچی کاملا اشتباهه Postie's Buggy اینجا یه وسیله نقلیه کوچک پستی موتورخودروی مخصوص پست هست نه کالسکه اسبی برکه‌ی کوچکی از خون خیلی تحت‌اللفظیه حوضچه‌ای از خون یا لکه‌ی بزرگی از خون گویا می‌خواست سقوطش را نرم کند جمله فارسی نیست یک دستش را دراز کرده بود، انگار در آخرین لحظه...
  16. Lydia

    اختصاصی مناظره‌ی کیفی مترجمین انجمن کافه نویسندگان

    سلام در رابطه با چپتر 1 به نظرم گاهی لحن رعایت نشده و تحت الفظی ترجمه شده از تخت بیرون پرید درست نیست؛ تو متن فقط از تخت بلند می‌شه نه اینکه بپره «خدمه‌اش را مرخص کرده بود» حس موقتی می‌ده تو متن منظور اخراج یا تعدیل نیرو هست «شاید ریتم‌های تکرارشده (چرخه‌های بیولوژیکی) بودند خیلی کتابی و...
عقب
بالا پایین