اشتباهات رایج نویسندگان تازهکار
مهمترین اشتباه، یکیانگاری دلنوشته با داستانک است. پس از آن توضیحدادن بیشازحد، بهکارگیری جملات اضافی، مبهمنویسی افراطی و تکیه بیشازاندازه بر پایانهای شوکهکننده از رایجترین خطاها به شمار میروند. بسیاری از نویسندگان تازهکار گمان میکنند هرچه متن مبهمتر...
گفتوگو در داستانک
دیالوگ در داستانک باید هدفمند باشد. هر جملهٔ گفتوگو باید یا اطلاعاتی مهم منتقل کند، یا شخصیت را آشکار سازد، یا روایت را پیش ببرد. گفتوگوهای طولانی معمولاً با ماهیت داستانک سازگاری ندارند.
پایان داستانک
برخلاف تصور رایج، داستانک لزوماً به پایان غافلگیرکننده ختم نمیشود...
انتخاب لحظه مناسب
یکی از مهمترین مهارتهای داستانکنویس، انتخاب لحظهٔ مناسب برای روایت است. فرض کنید میخواهید دربارهٔ جدایی یک زوج بنویسید. لازم نیست از آشنایی آنها آغاز کنید و تمام ماجرای زندگیشان را شرح دهید؛ شاید تنها کافی باشد این لحظه را برگزینید:
داستانک در پی مهمترین، معنادارترین و...
کشمکش در داستانک
کشمکش از عناصر مهم داستان است، اما در داستانک الزامی مطلق ندارد. بسیاری از داستانکها کشمکش دارند، اما این کشمکش معمولاً بسیار فشرده و کوتاه است.
کشمکش میتواند بیرونی باشد؛ یعنی میان شخصیت و جهان پیرامونش شکل گیرد، یا درونی؛ یعنی میان شخصیت و احساسات، خواستهها یا تصمیمهای...
زیرمتن؛ قلب تپنده داستانک
زیرمتن یعنی آنچه مستقیماً نوشته نشده، اما خواننده آن را درک میکند. برای نمونه:
این جمله در ظاهر بسیار ساده است، اما بسته به بافت میتواند درباره مرگ، جدایی، انتظار یا فقدان باشد. نویسنده هیچیک از این مفاهیم را توضیح نداده، اما خواننده آنها را حس میکند. قدرت داستانک...
داستانک، هنر حذف است
اگر بخواهیم تنها یک ویژگی برای داستانک برشماریم آن ویژگی «حذف» خواهد بود. نویسنده داستانک پیوسته از خود میپرسد:
«کدام جمله را میتوانم حذف کنم بیآنکه داستان آسیب ببیند؟»
در داستانک، حذف نشانه ضعف نیست؛ بلکه نشانه مهارت است. نویسنده همهچیز را توضیح نمیدهد؛ بخشی از...
داستانک چیست؟
داستانک یا Flash Fiction گونهای از ادبیات داستانی است که در حجمی بسیار محدود نوشته میشود و میکوشد با کمترین تعداد واژه، بیشترین تأثیر روایی را بر مخاطب بگذارد.
برخلاف تصور رایج، داستانک صرفاً «داستان کوتاه کوتاهتر» نیست؛ این قالب منطق، ساختار و شیوه روایت مخصوص به خود را دارد...
﷽
در سالهای اخیر، داستانک به یکی از محبوبترین گونههای ادبی بدل شده است.
کوتاهی حجم، سرعت انتقال معنا و تاثیرگذاری عمیق بسیاری از نویسندگان را به سمت این قالب جذب کرده است. بااینحال یکی از بزرگترین سوءتفاهمها دربارهٔ داستانک این است که بسیاری گمان میکنند هر متن کوتاهی، داستانک محسوب...
دختران سرزمینم را دوست دارم؛ همانها که رؤیاهایشان را در سکوت بزرگ میکنند و لبخندشان را از دل سختترین روزها بیرون میکشند. همانها که بارها شکستهاند و هر بار تکههای خود را با دستان خود کنار هم چیدهاند. در چشمانشان میشود هم بهار را دید و هم زمستان را؛ هم امید را و هم رنج را. انگار تاریخ این...
فصل سوم
در مسیر منتهی به لاو هیل، سنگینی خستگی را در پاهایم حس میکنم. سعی میکنم به کارهایی که کردهام فکر نکنم اما هرچه تلاش میکنم، بیشتر غرق در آنها میشوم. فاجعهبار است؛ همهچیز چنان افتضاح است که دیگر هرگز نمیتوانم در چشمهای خودم نگاه کنم.
از فاصلهای نزدیک، صدای آژیرهای ممتد به گوش...
فصل دوم
توی سیاهی مطلق شب، روی جادهی لغزنده و خیس راه میروم. تازه ماه آگوست است، اما بارانهای سیلآسای اخیر همهجا را به گند کشیده. هیچوقت فکر نمیکردم این موقع از سال که هوا باید گرم و مطبوع باشد، آسمان اینطور بیرحمانه عق بزند. بحثهای بیپایان تغییرات اقلیمی هم اعصاب همه را خرد کرده؛ هر...
بخش اول: تصنیف دختری که گریخت
فصل اول
ماشینم در هم پیچیده و به تنه درخت چسبیده است. کنار دستم، جسد کسی نشسته که روزگاری «بهترین دوستم» بود؛ هرچند دو سالی میشد که دیگر نسبتی با هم نداشتیم، اما انگار هنوز خیلیها باور دارند که ما جدانشدنی هستیم. سیل مرده است. واقعاً عمیقاً و تا ابد مرده است...