-نامه دوم-
گیرنده: فکر کنم ایندفعه هم تو.
این روزا که نمیتونم درس بخونم بیشتر بهت فکر میکنم، همین روزا که شاید خودم با یکی حرف بزنم ولی به تنها بودن یا نبودن تو فکر میکنم. اون شب که داشتم مثل دیوونهها برای حالی که نمیدونستم چیه گریه میکردم و دلایل مختلف براش سرهم میکردم از ته سرم یه صدایی...
دو روزه یطوریم و امروز با اون بحث شدیدتر شد
اینکه نمیدونم چمه بدترش میکنه و حتی نمیتونم با کسی درموردش حرف بزنم چون خودمم نمیدونم چمه
گریه هم نهایتا چند قطره، نمیدونم چرا یاد گرفتم همه چیو بریزم تو خودم و حلش کنم
از اینکه برای کوچیک ترین مسائل دوستام هستم و برای خودم به هیچکی چیزی نمیگم داره...
دلم میخواد تلفنی با یکی حرف بزنم ولی کسی نیست
اصلا کال پرسن نیستم، یه دوستمم که تنها کسی بود که تلفنی حرف زدن باهاش کیف میداد مدتیه از هم فاصله گرفتیم
ناراحت-