در چشمهایش دنبال عشق بود، شاید هم کمی محبت، اما چیزی ندید جز پنجرهای به خانهای متروک مانده.
گویا روح از بدن محبوبش جدا شده و شیطان جایگزینش گشته بود. چه بر سر گلهای سرخ محبت آمده بود؟ جواب را میدانست؛ نیک میدانست آنها طعمهی گرگ خدعه و نیرنگ شده بودند.