نتایح جستجو

  1. زهرا سلطانزاده

    دفترکار کپیست • زهرا سلطان‌زاده •

    اسم نویسنده: ملیحه حمیدی اسم اثر: در حصار یک رویا عنوان: رمان تاریخ: ۱۴۰۴/۹/۲
  2. زهرا سلطانزاده

    در حال تایپ رمان مه، خانه‌ی خاطره‌ها | زهرا سلطان‌زاده

    ویکتور آهسته قدم برداشت. هر گامی که روی زمین می‌گذاشت، نه مهر حضور، بلکه مهر فهم تازه‌ای ثبت می‌کرد. دیوارهای باریک کوچه تنگ‌تر می‌شدند، اما نور میان آن‌ها نه کم می‌شد، نه می‌گریخت؛ بلکه روشن‌تر جلوه می‌کرد. مه رقیق هوا، حالتی شیشه‌ای به فضا داده بود، انگار جهان از ورای لایه‌ای نازک از آب دیده...
  3. زهرا سلطانزاده

    اختصاصی انواع ژانر

    🎯.ژانر بزرگسال این ژانر معمولاً شامل موضوعات و محتوای پیچیده‌تر و عمیق‌تری است که به مسائل اجتماعی، روانشناسی و روابط انسانی می‌پردازد. داستان‌ها ممکن است شامل صحنه‌های بزرگسالانه یا مباحث جدی باشند. 🌱نمونه: کتاب‌های صدسال تنهایی، اثر گابریل گارسیا مارکز 🎯.شاعرانه این ژانر به زیبایی‌های زبان...
  4. زهرا سلطانزاده

    اختصاصی انواع ژانر

    بسمه الحق اگر دنیای داستان‌نویسی را یک جهان بی‌انتها بدانیم، ژانرها همان مسیرهایی‌اند که ما را به نقطه‌های مختلف این جهان می‌برند؛ یکی به تاریکی و تعلیق، یکی به نور و عاشقانه‌ها، یکی به فانتزی‌های بی‌مرز و یکی به واقعیت‌های تلخ و عریان. در این تاپیک می‌خواهم همین مسیرها را با هم قدم بزنیم و از...
  5. زهرا سلطانزاده

    در حال تایپ مجموعه اشعار دیوان خاموش | به قلم زهرا سلطان زاده

    غزل معشوق پنهان به هر طرف که دویدم، نشانِ روی تو بود، ولی تو در پسِ پرده، همی نهانِ منی. چو بادِ خسته گذشتم زِ دشت‌های جهان، هنوز بوی تو آمد، که مهربانِ منی. شبِ دراز نشستم به گریه در خمِ ماه، که ای طلسمِ شبانه، چرا جهانِ منی؟ نه دل زِ یاد تو سیر است، نه جان زِ دوری‌ات آرام، تو آتشِ دلِ من،...
  6. زهرا سلطانزاده

    چالش {تمرین نویسندگی}1️⃣

    در را که باز کردم، فقط یک جمله روی کاغذ بود: می‌دونستم برمی‌گردی… نفس کشیدن سخت شد. انگار تمام آن روزهایی که فکر می‌کردم از اینجا عبور کرده‌ام، یک‌باره برگشتند و دورم حلقه زدند. چشم‌هایم را بستم؛ می‌دانستم هیچ‌کس منتظرم نبود، اما همین جمله… بوی آشنایی می‌داد، بوی کسی که سال‌هاست دیگر وجود ندارد،...
  7. زهرا سلطانزاده

    چالش {تمرین نویسندگی}1️⃣

    ورود برای عموم آزاد است همراه شما هستیم با سری اولین تمرین نویسندگی؛ دیالوگ زیر رو ادامه بدید: «در را که باز کردم، فقط یک جمله روی کاغذ بود: می‌دونستم برمی‌گردی…»
  8. زهرا سلطانزاده

    چالش ششمین دوره‌ کتابخوانی | بیگانه

    «بسمه رب الجنوب» با عرض سلام و خسته نباشید خدمت تمامی کاربران انجمن کافه نویسندگان مفتخریم که ششمین دوره چالشِ کتابخوانی 1404 را برگزار کنیم. ⭕لطفا قبل از شرکت در چالش حتما قوانین را مطالعه کنید⭕ قوانین کتابخوانی ( روی متن کلیک کنید) ⭕چنانچه قصد شرکت در دوره کتابخوانی را دارید، می‌توانید...
  9. زهرا سلطانزاده

    اطلاعیه اعلام وضعیت فعالیت تیم رمانخور

    برنامه ۱ تا ۱۰ آذر نقد و بررسی رمان تقدیس تاریکی نویسنده: @Noghre ◀ لینک اثر ◀لینک نقد نقد و بررسی دلنوشته‌ی نقاهت سوگ نویسنده: @سونی ◀لینک اثر ◀لینک نقد جهت قرار گرفتن اثرتون در برنامه کاری تیم رمانخور با بنده هماهنگ کنید.
  10. زهرا سلطانزاده

    نظارت همراه رمان زخمه‌ی خلقان | ناظر: زهرا سلطانزاده

    اوکی عزیزم. قلمت مانا باشه بانو
  11. زهرا سلطانزاده

    نظارت همراه رمان زخمه‌ی خلقان | ناظر: زهرا سلطانزاده

    #۲۳۹ ۱) پرش لحنی و ناهماهنگی زاویهٔ دید غلط: در بعضی جمله‌ها وارد ذهن و احساس امیرعلی می‌شوی («تنش را به رعشه می‌انداخت»، «فشار عصبی باعث میشد نتواند منظورش را برساند») اما همزمان زاویه دید ناگهان به توصیف بیرونی و دانای کل تغییر می‌کند («جسمی را در پارچه پیچیده بودند»، «رهگذران…»). درست...
  12. زهرا سلطانزاده

    نظارت همراه رمان مه، خانه‌ی خاطره‌ها | ناظر: مینرا

    همم حتما امروز نصب می‌کنم ممنونم واقعا داشتم کلافه می‌شدم
  13. زهرا سلطانزاده

    نظارت همراه رمان مه، خانه‌ی خاطره‌ها | ناظر: مینرا

    می‌گم موافقی چند روز پارت گذاری نکنم و بشینم کاملا ویرایشش کنم؟
  14. زهرا سلطانزاده

    نظارت همراه رمان مه، خانه‌ی خاطره‌ها | ناظر: مینرا

    فقط من اینارو درست مینوسم ولی کیبوردم عوض‌ش می‌کنه😐🤦🏻‍♀️ نیم فاصله‌ای میزارم، فاصله‌ی کامل میده اصلا بعضی از متن‌های نوشتاریم‌ رو بهم زده
  15. زهرا سلطانزاده

    نظارت همراه ترجمه تولد دلال عشق | ناظر: زهرا سلطانزاده

    می‌شه❌میشه✔️ می‌زد ❌میزد✔️
  16. زهرا سلطانزاده

    نظارت همراه ترجمه تولد دلال عشق | ناظر: زهرا سلطانزاده

    یه بار❌ یک بار✅ دروز خاکسپاری پدر❌ در روز خاکسپاری پدر✅ منم دارم من هم دارم✅ شکست نخوردی. فقط دختر پرشور و سرزنده‌ایه❌ 🟥 جمله ایراد داره شکست نخوردی. فقط دختر پرشور و سرزنده‌‌ای هستی✅ بئاتریس سال پیش، شبی در آستانه کریسمس بئاتریس سال پیش، شبی در آستانه‌ی کریسمس✅ 🟥 دیالوگ‌ها محاوره بود ولی این...
  17. زهرا سلطانزاده

    نظارت همراه ترجمه تولد دلال عشق | ناظر: زهرا سلطانزاده

    یه جور می‌شه گفت یک جور میشه گفت✅ وظیفه مرد اینه که زنشو سر جاش نگه داره وظیفه مرد اینه که زنش‌رو سر جاش نگه داره✅ حسابشو می‌رسه حسابش‌رو✅ در مراسم خاکسپاریش در مراسم خاکسپاری‌اش ✅ باید قبل از برگشتن سر بزنم بهشون. 🟥 فعل در آخر جمله می‌آید. باید قبل از برگشتن، بهشون سر بزنم✅ برای رسیدن به سیاتل...
  18. زهرا سلطانزاده

    نظارت همراه ترجمه تولد دلال عشق | ناظر: زهرا سلطانزاده

    حتی یک شب آرام نگذرانده بودم. مدام به پهلو می‌غلتیدم، تا شاید خوابم ببرد، و هر بار کابوسی بود که با عرق سرد از آن بیرون می‌پریدم. 🟥 جمله روان نیست و مشکل داره، پیشنهاد ویرایش می‌دم مثلاً: حتی یک شب آرام هم نگذرانده بودم، مدام از این پهلو به آن پهلو می‌شدم. و هربار با کابوسی از خواب می‌پریدم...
  19. زهرا سلطانزاده

    در حال تایپ رمان مه، خانه‌ی خاطره‌ها | زهرا سلطان‌زاده

    ویکتور در امتداد خیابان روشن قدم برداشت، اما چیزی در هوا جابه‌جا شده بود؛ نه در نور و نه در صدا، بلکه در ضرباهنگی پنهان که میان همه‌چیز جریان داشت. انگار شهر آهسته‌تر نفس می‌کشید، مثل کسی که کلمه‌ای ناگفته را پیش از اداکردن، آرام مزه کند. بوی لیموی تازه از مغازه‌ی میوه‌فروشی با بوی چوب خیس...
عقب
بالا پایین