نتایح جستجو

  1. مینِرا

    مقـاله شب یلدا در کافه نویسندگان | ژونالیست: مینی

    در شب یلدا در تالار رمان چه می‌گذرد؟ چیز خاصی نمی‌گذرد. البته تا زمانی که شما مدیر تالار رمان نباشید! از من (که در شب یلدا داشتم رمان خود را به نحو احسن بازنویسی می‌کردم) بپذیرید که واقعاً سخت است در شب یلدا مدیر تالار رمان باشی! آخر کدام مغز سالمی می‌پذیرد که پاکت تخمه به دست روی زیرندازی که...
  2. مینِرا

    مقـاله شب یلدا در کافه نویسندگان | ژونالیست: مینی

    در شب یلدا در چت باکس چه می‌گذرد؟ شاید فکر کنید به این علت که شب یلدا شب دیدار با اعضای خانواده و بزرگ‌ترهاست، چندتا آدمِ همواره در حال جنگ نرم دیگر توی چت باکس نیستند و کسی دیگری را به شستن ظرف‌ها دعوت نمی‌کند و این وسط دو نفر هم سر این که یکی خاله‌ی کدامشان باشد دعوا نمی‌کنند؛ ولی زهی خیال...
  3. مینِرا

    مقـاله شب یلدا در کافه نویسندگان | ژونالیست: مینی

    در شب یلدا در تالار ژورنال کافه نویسندگان چه می‌گذرد؟ @آسِمان؛ یک گوشه نشسته است و یک کتاب قدیمی را ورق می‌زند. شاید فکر کنید که شب یلدا در کافه ژورنال حوصله سر بر است و کتاب ورق زدن هم شد کار؟ اما این فکر مال قبل از این است که در تالار باز شود و بیست تا از نوه‌های @آسِمان؛ بریزند تو و آرامش...
  4. مینِرا

    مقـاله شب یلدا در کافه نویسندگان | ژونالیست: مینی

    در شب یلدا در دانشگاه کافه نویسندگان چه می‌گذرد؟ از آن‌جایی که حتی در موارد عادی هم در دانشگاه کافه نویسندگان تظاهرات علیه قوانین سفت و سخت نقد برپاست، در شب یلدا تمام نویسندگان تصمیم گرفته‌اند زیر میزهای کافه تریای دانشگاه قایم شوند و قانون شکنی اختصاصی خود را داشته باشند. مثلاً @NAHIT که زیر...
  5. مینِرا

    مقـاله شب یلدا در کافه نویسندگان | ژونالیست: مینی

    در این مرحله‌ی خاص، دیگر همه‌ی ما می‌دانیم که کافه نویسندگان جای عجیبی است. مکانی که به قول @دامبلرد فقید، نویسنده‌ها برای آزادی ویرگول جامه‌دران می‌دَوَند و بیسکوییت‌های فروشگاهش مزه‌ی استعاره‌ی یخ‌زده‌ی تنظیم بازار می‌دهد. این‌جا کافه نویسندگان است و متفاوت بودن را در رگ و ریشه‌ی خود دارد؛ پس...
  6. مینِرا

    مشاوره مشاوره رمان قم*ار دوزخی دلها - مهسا ستوده

    خب با این حساب، یه گپ خصوصی برای رمانت ایجاد کن که من و @Gemma هم توش عضو باشیم چون همچین چیزی ممکنه اسپویل توش باشه و نمیشه تو تاپیک عمومی راجع بهش حرف زد.
  7. مینِرا

    تجربه ها - تجربیات ترسناک شُــما⚡☠️

    این تجربه‌ای که دارم واقعاً از هر روح و جن و پری‌ای ترسناک‌تره. هر چقدر هم بهش فکر می‌کنم هیچ منطقی توش نیست. من الآن ۱۸ سالمه و ماجرا از این قراره که من از بچگی یه دوست فوق صمیمی به اسم نیکا داشتم. من و نیکا حتی از قبل مدرسه با هم دوست بودیم و تقریباً همه‌جا با هم می‌رفتیم. مدرسه، پارک، کلاس...
  8. مینِرا

    همگانی مثل عکس پروفایلت رفتار کن

    من دنبال یه عکس خوب از اختاپوس میگردم پروفمو عوض کنم
  9. مینِرا

    مقـاله چرا کلیشه‌ها دست از سر کچل ما برنمی‌دارند؟ | ژورنالیست: مینی

    خب، این قسمت چه‌طور بود؟ اگر حال کردید با محتواش، هر لایک یه «گِل توی ایده‌هاتون» به نون. ه. کاف.! تا درود بعدی بدرود.
  10. مینِرا

    مقـاله چرا کلیشه‌ها دست از سر کچل ما برنمی‌دارند؟ | ژورنالیست: مینی

    ۴۸- ارشاویر اگه پاش بیفته یه لشکر رو حریفه. قبل از این که بگید هزار ماشالله باید یه چیز دیگه رو هم این جا روشن کنم. بدنسازها اکثراً فقط برای زیبایی اندام تمرین می‌کنن (حالا ارشاویر جان که هزار الله اکبر هادی چوپان باید بیاد گوشه‌ی کلاسش وایسه یه دست و یه پاشو ببره بالا!) و قدرت بدنی بالا و... هم...
  11. مینِرا

    مقـاله چرا کلیشه‌ها دست از سر کچل ما برنمی‌دارند؟ | ژورنالیست: مینی

    ۴۵- وسط دعوا ارشاویر نفس رو بغل می‌کنه. من در حالت عادی اگر کسی بدون مقدمه بغلم کنه با مشت می‌زنم تو صورتش. البته پدرم معتقده من زیادی خشنم ولی شما به نصیحت من گوش بدید؛ مشت‌زنی یه مهارت به درد بخوره! راستی پیام پنهان این اتفاق توی رمان‌ها رو یادم رفت بگم: نفس و ارشاویر اون قدر عاشق همن که حتی...
  12. مینِرا

    مقـاله چرا کلیشه‌ها دست از سر کچل ما برنمی‌دارند؟ | ژورنالیست: مینی

    ۴۲- وقتی با هم میرن بیرون (مخصوصاً اولین روز متأهلی‌شون تو دانشگاه) نگاه‌های خشمگین پسرها به ارشاویره نگاه‌های خشمگین دخترها هم رو نفسUTvfd من نمی‌فهمم اصلاً این جماعت مگه نمیرن دانشگاه که درس بخونن؟ کل چهارسال دانشگاه رو هم که مشغول حاشیه سازی باشی باز هم نمی‌تونی این قدر مرکز توجه باشی! ۴۳-...
  13. مینِرا

    مقـاله چرا کلیشه‌ها دست از سر کچل ما برنمی‌دارند؟ | ژورنالیست: مینی

    ۳۹- پسرهای دور و بر ارشاویر همشون دختر بازن ولی این نیست. حتی اگر دختری توی دنیا باقی نمونده باشه که با ارشاویر رابطه نداشته باز هم نویسنده معتقده که ارشاویر دختر باز نیست. 1355+=_ احتمالاً توی تحقیقاتی که مشغول انجامشون هستم متوجه خواهم شد که ناتوانی ذهنی نون. ه. کاف. از کدوم نوعه. ۴۰- دخترهای...
  14. مینِرا

    مقـاله چرا کلیشه‌ها دست از سر کچل ما برنمی‌دارند؟ | ژورنالیست: مینی

    ۳۶- احمد آقا (پدر نفس) خفن ترین شرکت خاورمیانه رو تو یه زمینه ای داره ولی نفس میخواد الا و بلا رو پای خودش وایسه (جون عمه‌ش) برای همین میره دنبال کار. به زعم نویسنده اصلاً هم عجیب نیست که این دختر استقلال داشتن رو فقط توی کار کردن می‌بینه. وگرنه موقع رفتن سر همون کار با مازراتی‌ای که بابایی از...
  15. مینِرا

    مقـاله چرا کلیشه‌ها دست از سر کچل ما برنمی‌دارند؟ | ژورنالیست: مینی

    ۳۳- یکی از شخصیت‌های مکمل می‌میره. لعنتی به اون چی‌کار داری باید خود شخصیت اصلی‌هات می‌مردن یه جماعتی راحت بشن از دستشون dead-thread-smiley_13iv! بعد حالا اون بدبخت که می‌میره تراژدی اصلی داستان شروع میشه خیر سرشون. نفس خانم هر جا که یکی یه ذره بر خلاف میلش رفتار کنه فوری می‌زنه زیر گریه و از...
  16. مینِرا

    مقـاله چرا کلیشه‌ها دست از سر کچل ما برنمی‌دارند؟ | ژورنالیست: مینی

    ۲۹- مادر شوهر نفس تو بحث بین نفس و ارشاویر طرف نفس رو میگیره. دیگه فانتزی تر از این نداریم. و جالبه بدونید که حتی اگر اولش مادرشوهر محترم جز حالت ب-ب (به قسمت معرفی شخصیت‌ها مراجعه شود) باشه و سایه‌ی نفس رو با تیر بزنه در آخر به‌خاطر معجزه‌ی زبون و شخصیت دوست داشتنی نفس (جون عمه‌ش) عاشقش میشه...
  17. مینِرا

    مقـاله چرا کلیشه‌ها دست از سر کچل ما برنمی‌دارند؟ | ژورنالیست: مینی

    خب خب خب! می‌بینم که یه مدت نبودم و اسید خونتون داره میاد پائین. البته که بعد از برداشتن زخم‌های جورواجور در جنگ و بدبخت کردن بچه‌های کافه ژورنال و از دست دادن کاراکترهای رمانم در راه جنگ با سرهنگ کلیشه آسیب‌های خیلی زیادی دیدم، ولی فکر کردید مینی تسلیم میشه؟ نخیر! مینِرا با پاسخ نه بیگانه است...
  18. مینِرا

    نظارت همراه رمان سایه خونین سیاوش | ناظر: eli74

    مرسی از راهنماییت عسلم حتماً ویرایش میکنم
  19. مینِرا

    نظارت همراه رمان سایه خونین سیاوش | ناظر: eli74

    ممنون از لطفت عزیزم. ولی همین و همون (همان) با فاصله نوشته میشن نه نیم‌فاصله. و برای لحن محاوره‌ای، "یه" از "یک" بهتره.
عقب
بالا پایین