نتایح جستجو

  1. S

    نقد و بررسی نقد و بررسی مجموعه اشعار بر مدار اندوه و امید | منتقد: چکاوک سپید

    با امتنان از توجه دقیق و تحلیلی که به مجموعه‌اشعار این‌جانب معطوف شده است، مایلم نخست به نکته‌ای بنیادین اشاره کنم: هر اثر ادبی، به‌ویژه در حیطه‌ی شعر، تنها محصول زبان نیست؛ بلکه برآیند بینش، تجربه‌ی زیسته، و ترجیح‌های زیبایی‌شناختی آفریننده‌ی آن است. لذا اگر نقدی بخواهد منصفانه و سازنده باشد،...
  2. S

    نظارت همراه رمان مه، نام من را می‌داند| ناظر: Mahsa

    درود در گیر دو تا رمان هستم و یه سری مسائل شخصی زمان رو پر کردهـ به زودی ♡
  3. S

    اطلاعیه [ تاپیک جامع درخواست جلد ] ۱۴۰۴

    درود درخواست جلد برای مجموعه اشعار «فریب» موضوع 'مجموعه اشعار «فریب» | حمیدرضا نبی‌پور' https://forum.cafewriters.xyz/threads/41288/
  4. S

    اخبار صوتی کافه ژورنال| اخبار صوتی تیرماه

    باحال بود ♡ -53-؟"_} دمتون گرم ♡
  5. S

    نقدانه سری ۴۷|zhina

    به‌به ببین کی نقدانه داره ♡ برادر زاده ♡ دوست خوبم، تو عسلِ خالص زندگی هستی... طلای مایعی که طبیعت در رگ‌هایت جاری کرده؛ شیرینی‌ات بی‌پایان است، مثل عسلی که هرگز فاسد نمی‌شود؛ عشق را در ذات خود غلیظ کرده‌ای. جذابیتت مرگبار است... زنبورها برای ساخت عسل، عمر می‌دهند و خرس‌ها برای دزدیدنش،...
  6. S

    اتمام یافته رمان پسر پادشاه، دشمن پادشاهی | گروه پنجم مسابقه

    سپیده‌دم بر لبه‌ی کوهسار خزیده بود. غار در سکوتی مرموز پناهگاه پیکر نیمه‌جان لوسین شده بود. تیسازن، موجود افسانه‌ای کتاب پس از فرودهای آرام بر شاخه‌های بلند و نظاره‌ی درگاه دخمه مأموریت خود را به انجام رسانده بود. اکنون بر سنگی مرتفع ایستاده، چشم از قامت زنی برنداشت که خمیده بر پیکر دشمن...
  7. S

    اتمام یافته رمان پسر پادشاه، دشمن پادشاهی | گروه پنجم مسابقه

    سپیده زده بود. نخستین پرتوهای روز آرام و خزنده بر شاخه‌های خشک و مرطوب جنگل مارداک می‌لغزیدند، اما تنِ نیمه‌جان لوسین پیش از آن‌که لمس روشنایی شود به درون دخمه کشیده شده بود. «تیسازن»، آن موجود افسانه‌ای در آخرین لحظه فرود آمد. نه جغد بود نه خفاش، بلکه چیزی فراتر؛ پیکی باستانی برخاسته از عهدهای...
  8. S

    اتمام یافته رمان پسر پادشاه، دشمن پادشاهی | گروه پنجم مسابقه

    باد دیگر نمی‌وزید. درختان با شاخه‌هایی خشکیده و رو به پایین گویی سوگوار بودند. نه صدایی نه حرکتی، فقط نفس‌های مقطع لوسین که به‌سختی در سینه‌اش می‌آمد و می‌رفت. دیگر نشانی از رد حیاتی در جنگل نبود. کتاب انگار که فرمان خاموشی داده باشد، تمام جنبنده‌ها را از اطراف زدوده بود. هیچ‌چیز برای تغذیه باقی...
  9. S

    اتمام یافته رمان پسر پادشاه، دشمن پادشاهی | گروه پنجم مسابقه

    باد چنان می‌وزید که گویی مأمور بود لحظه‌به‌لحظه‌ی وقایع را در دفتر تقدیر ثبت کند. از لابه‌لای برجک‌های شکسته‌ی قصر عبور می‌کرد، درون ترک‌های سنگ‌فرش‌های کهنه می‌خزید و زخم‌های خاموش شب‌های خون را با انگشت‌هایی ناپیدا لمس می‌کرد. هر جا می‌رفت نشانی بر جا می‌گذاشت؛ گویی شاهدی بی‌صدا از خروج...
  10. S

    اطلاعیه [ تاپیک جامع درخواست جلد ]

    درود درخواست جلد وان ‌شات موضوع 'وان‌شات بازتاب‌های خاموش | حمیدرضا نبی‌پور' https://forum.cafewriters.xyz/threads/40986/
  11. S

    اطلاعیه درخواست نقد حرفه‌ای شورا | رمان

    درود بر شما درخواست نقد شورا، برای رمانِ غبار آینه‌ها تعداد پارت: ۹۱ با تشکر. موضوع 'رمان غبار آینه‌ها | به قلم حمیدرضا نبی‌پور' https://forum.cafewriters.xyz/threads/40219/
  12. S

    اطلاعیه درخواست نقد شعر

    درود درخواست نقد برای مجموعه اشعارم رو دارم. موضوع 'مجموعه اشعار بر مدار اندوه و امید | به قلم حمید‌رضا نبی‌پور' https://forum.cafewriters.xyz/threads/40660/
  13. S

    اتمام یافته رمان پسر پادشاه، دشمن پادشاهی | گروه پنجم مسابقه

    - نه، دادم تا خودش رو بشناسه تا به باور برسه تا بتونه زنده بمونه. مکث کرد. - و اگه نمی‌دادم، اسکارل اون کتاب رو ازم می‌دزدید. هم کتاب رو می‌برد هم پسرم رو. آرتماسین برگشت. لبخندی نازک، اما سراسر زهر، گوشه‌ی لب‌هایش نشست. - و فکر کردی با ترد کردنش نجاتش دادی؟ با طعنه، با زخمی که از چشم‌هایش...
  14. S

    اتمام یافته رمان پسر پادشاه، دشمن پادشاهی | گروه پنجم مسابقه

    و ناگهان پیش از آن‌که لوسین به سمت اسکارل حمله‌ور شود و تلافی سال‌ها طعنه‌های او را با ریختن خونش بدهد صدایی ترکید. صدایی میان ضربه‌ی باد و شکستن استخوان. دراکولا چنان سریع که انگار از جایی دیگر ظاهر شده در یک چشم برهم زدن گلوی لوسین را در مشت داشت و او را همان‌جا، به دیوار پشت سر کوبیده بود...
  15. S

    اتمام یافته رمان پسر پادشاه، دشمن پادشاهی | گروه پنجم مسابقه

    اسکارل که سکوت کرده بود دوباره عصایش را بر زمین کوبید و بی‌آن‌که کسی را نگاه کند از تالار خارج شد. درب برنزی پشت سر او با غرشی آرام بسته شد. مه روی تراس نشسته بود؛ غلیظ و خاموش، مثل پرده‌ای از زمان. لوسین کنار نرده‌ی سیاه‌رنگ ایستاده بود، دست‌ها در پشت، نگاهی گنگ به آسمانی که بی‌ستاره مانده بود...
  16. S

    اتمام یافته رمان پسر پادشاه، دشمن پادشاهی | گروه پنجم مسابقه

    ناقوس سوم که در قلعه پیچید، تالار فرمانروایی در سکوتی مرگبار فرو رفت. شعله‌های روی دیوارها آرام‌تر سوختند، گویی خود را برای حکم آماده می‌کردند. دراکولا، پادشاه تاریکی بر تخت بلند سنگی نشسته بود؛ قامتش صاف، بی‌حرکت، با نگاهی که نه تماشا می‌کرد نه بخشش می‌شناخت. چهار مشاور همیشه‌حاضر در دو سوی...
  17. S

    اتمام یافته رمان پسر پادشاه، دشمن پادشاهی | گروه پنجم مسابقه

    سکوت اتاق شکست؛ نه با صدا که با فشار. چیزی در فضا تغییر کرد، شبیه وقتی هوا پیش از طوفان متراکم می‌شود، وقتی صداها پیش از آن‌که شنیده شوند فرو می‌روند. شعله‌ی بی‌رمق روی دیوار شروع به بالا و پایین رفتن کرد، نه از باد، که از تپش چیزی نامرئی. سایه‌ها تکان نمی‌خوردند، اما گویی چشم داشتند. نگاه‌هایی...
عقب
بالا پایین