نتایح جستجو

  1. جهنم

    نظارت همراه رمان حدیث ناتمام | ناظر ماهک

    سلام عزیزم خوبی؟ هیچ مشکلی نداره فقط میشد❌ می شد✅ قلمت پاینده گلی🌹
  2. جهنم

    اطلاعیه [تاپیک جامع درخواست جلد ]پاییز ۱۴۰۴

    سلام در خواست جلد برای داستان کوتاه زخمی سرما https://forum.cafewriters.xyz/threads/42915/post-384882
  3. جهنم

    نظارت همراه رمان حدیث ناتمام | ناظر ماهک

    سلام عزیزم چک کردم مشکلی نداشت.
  4. جهنم

    همگانی [ الان به چی احتیاج داری؟ ]

    خواب عمیق یجوری که بیدار نشم
  5. جهنم

    دنباله دار شب‌ها موقع خواب به چی فکر میکنی؟

    به اینکه زهرا دیشب چندتا پیام فرستاده
  6. جهنم

    در حال تایپ من، به روایتِ سکوت | اثر ماهک

    راستی دخترکم،پدرِ سیاووش خان ،پدر بزرگت به هنگامی که سیاووش خان کوچک بود در سفری که از شیراز به تهران داشتند،تصادف کردند و در گذشتند. دخترم شنیدم،جنین وقتی در شکم مادر رشد و نمو می کند. صدای مادر را می شنود و عطر آغوش مادر را احساس می کند! من با تو به زبان شیرین و ادبی ایرانی سخن می گوییم تا...
  7. جهنم

    دنباله دار کاربر بعدی ...

    آره کار بر بعدی میخواد بره سینما
  8. جهنم

    اطلاعیه درخواست تگ فرعی | آثار تالار رمان

    https://forum.cafewriters.xyz/threads/42915/post-389515 در خواست تگ برای داستان کوتاه زخمی سرما
  9. جهنم

    صندلی داغ سری ۱۴۵ | RED Qᴜᴇᴇɴ

    حالا که هم سن ایم با من دوست می شید؟ "}__-2
  10. جهنم

    صندلی داغ سری ۱۴۵ | RED Qᴜᴇᴇɴ

    وای خدا یعنی از من کوچکترین شما ؟ مگه چند سالگی ازدواج کردین؟
  11. جهنم

    صندلی داغ سری ۱۴۵ | RED Qᴜᴇᴇɴ

    چند سالتونه ؟ اگه یه روز پنج میلیارد بهت بدن باهاش چیکار میکنی؟ کسی هست وقتی حالتون بد میشه پناه ببرید بهش؟ از دنیا چی می خواستین که بهش رسیدید ؟
  12. جهنم

    صندلی داغ سری ۱۴۵ | RED Qᴜᴇᴇɴ

    به به چه انتخابی جناب سلمانی جای برداری خیلی خوبه
  13. جهنم

    صندلی داغ سری ۱۴۵ | RED Qᴜᴇᴇɴ

    سلام حالتون خوبه ؟ اهل کجایید؟ اسم دختر تون چیه ؟ فیلم مورد علاقه ؟ موسیقی مورد علاقه ؟ انمیشن مورد علاقه ‍؟ وقتی حالتون بد میشه چی آروم تون می کنه؟ چی باعث میشه به زندگی امیدوار بمونید؟ اگه یه مورد خوب پیش بیاد دوباره ازدواج می کنید؟
  14. جهنم

    در حال تایپ من، به روایتِ سکوت | اثر ماهک

    مادرم،داغ دیده بود هیچکس بال و پر شکسته اش را مداوا نکرد،حتی پدرم. در روز عروسی با اینکه که غم دیده بود،به طرزی رفتار می کرد که انگار نه انگار تکیه ای از وجودش را از دست داده . بعد از جاری شدن خطبه عقد،پدرت سیاووش خان عمارت واقع در شهر شیراز اش را به نام من زد به پاس هدیه عروسی و انگشتری طلا با...
  15. جهنم

    طنز [ اعلام آمادگی جهت عضویت در انجمن ِتخصصی مَشمَردِلی😌 ]

    من زن داداش جانمو خیلیم دوست دارم درست داداش مو‌ دعایی کرده ولی دختره خوبیه
عقب
بالا پایین