نتایح جستجو

  1. جهنم

    طنز [ اعلام آمادگی جهت عضویت در انجمن ِتخصصی مَشمَردِلی😌 ]

    معلومه خب تکذیب نکنی چیکار کنی 🤣
  2. جهنم

    در حال تایپ من، به روایتِ سکوت | اثر ماهک

    مشغول قدم بر داشتن در کنار،برگ های پاییزی بودم سیاووش خان پدرت دستم را گرفت و با خود به گوشه ای از حیاط برد. تاجی با نگین های سبز و آبی و ملایم که بسیار می درخشید و چشم خیره می کرد، در دست داشت تاج را بر سرم گذاشت . دستانم را بوسید، از خجالت رنگ رخسار ام به مچ دیوار بدل شده بود. فقط می خواستم...
  3. جهنم

    طنز [ اعلام آمادگی جهت عضویت در انجمن ِتخصصی مَشمَردِلی😌 ]

    عزیزم خودت بودی نشون به اون نشونی هی می گفتی من میدونم‌ اینا حرف های اون خواهرته
  4. جهنم

    در حال تایپ من، به روایتِ سکوت | اثر ماهک

    به پدرم نگاه کردم، روی سخن گفتن نداشتم پدرم می دانست حرفی در گلویم مانده که توان گذر از آن را ندارم. اندکی مکس کرد و گفت :حرف اگر در سینه بماند،زخمی بر جان می نگارد. بگو دخترم من سرم را بالا آوردم دستم را زیر چانه ام زدم و گفتم پدر سیاووش خان ،انسان نیکویی ست حتما دارم او عوض نخواهد شد. از آن...
  5. جهنم

    طنز [ اعلام آمادگی جهت عضویت در انجمن ِتخصصی مَشمَردِلی😌 ]

    تیام جان عزیزم پس چرا هی زنگ میزنی به داداشم می گی کی میاید خواستگاری
  6. جهنم

    طنز [ اعلام آمادگی جهت عضویت در انجمن ِتخصصی مَشمَردِلی😌 ]

    تیام دیدی استقلال سه تا گل زد برد ولی تو با دعانویس ام هنوز نتونستی مخ داداش منو بزنی 🤣🤣
  7. جهنم

    طنز [ اعلام آمادگی جهت عضویت در انجمن ِتخصصی مَشمَردِلی😌 ]

    آره دیدم آبی بود فکر کردم همون قبلی است
  8. جهنم

    نظارت همراه رمان حدیث ناتمام | ناظر ماهک

    اشتباه متوجه شدم عزیزم عذر میخوام
  9. جهنم

    طنز [ اعلام آمادگی جهت عضویت در انجمن ِتخصصی مَشمَردِلی😌 ]

    تیام پروفایلت تو عوض کن اینی که ما گذاشتیمو بزار
  10. جهنم

    دفتر تمرین تمرین | • کارگاه ژانرها؛ از شناخت تا نوشتن •

    تمرین:۵ گیسوانم را کوتاه کردند تا به جانِ زخمی‌ام گزندی نرسد از نگاهِ نامردمان. در خانه زندانی‌ام میله‌ها، محرمِ رازِ تنهاییِ تکرار نشدنی پژواکِ درد‌هایِ در گلو مانده منند. دهانم را بستند مهرِ سکوت بر زبانم نواختند تا صدای خنده را با فغانِ خفگی ببافم. جای موهایِ از بیخ تراشیده...
  11. جهنم

    نظارت همراه رمان حدیث ناتمام | ناظر ماهک

    زیبا جان هیچ مشکلی نداشت مثل همیشه عالی
  12. جهنم

    نظارت همراه رمان حدیث ناتمام | ناظر ماهک

    سلام عزیز دلم چک می کنم
  13. جهنم

    چالش [چالش نویسندگی]6

    در آغوشش، دنبال ذره‌ای گرما بود اما جز ملامت و سردی نگاه هیچ نیافت. زندگی زخم عمیقی بر وجودش نگاشته بود،من چه کردم؟ گناه من چیست ؟ جامعه پذیرای من نبود،چراکه تلخی لبخند من غبار ویرانه خانه جهالت شد.
  14. جهنم

    همگانی [ همین الان داری به چی فکر میکنی؟ ]

    سبیل های دخترامون کجا رفت 🤣🤣
  15. جهنم

    همگانی [ همین الان داری به چی فکر میکنی؟ ]

    چشم رنگی موی بور من خودم شخصا نظرم رو آلمانی هاست خدایی خیلی خوبن
  16. جهنم

    کاربر شناسی سری ۶۸ کاربرشناسی

    اینجا دنیای فریبه دختر دالان بهشت از پشت به ما خنجر زد دیگه چه برسه به بقیه
عقب
بالا پایین