نتایح جستجو

  1. Sajjad2009

    در حال تایپ رمان پیوند ممنوعه|اثر محمد سجاد سقاچی

    رُمــٰـان:پیوند ممنوعه پارت: ششم در همین افکار بودم که صدایش توجهم را جلب کرد: «معلومه کجایی؟ مگه نمی‌دونی خط قرمز من وقت‌شناسی و انضباط هست. دفعه بعد تکرار بشه، خوراک سگ‌های وحشی می‌شی.» با صدای لرزانی «ببخشید» گفتم و روی یکی از صندلی‌ها نشستم. الیار ادامه داد: «شروع می‌کنیم. اول چندتا قانون...
  2. Sajjad2009

    در حال تایپ رمان پیوند ممنوعه|اثر محمد سجاد سقاچی

    رُمــٰـان:پیوند ممنوعه پارت: پنجم ناگهان با صدای تقه‌ای که به در خورد، از خواب پریدم. صدای زنی از پشت در می‌آمد: «خانوم، بلند شو. الیارخان جلسه گذاشته.» با صدایی خسته جواب دادم: «باشه، الان میام.» به سمت کمد رفتم. انواع لباس‌ها داخلش بود. حوله را برداشتم و به سمت حمام رفتم. آب سرد را باز کردم...
  3. Sajjad2009

    در حال تایپ رمان پیوند ممنوعه|اثر محمد سجاد سقاچی

    رُمــٰـان:پیوند ممنوعه پارت: چهارم با دستانم می‌خواستم خفه‌اش کنم، اما چاره‌ای نبود و باید تحمل می‌کردم. سلامی کردم و روی صندلی نشستم. با صدای خش‌داری گفت: «اون وقت تا حالا لال بودی؟» عصبی شدم و با خودم گفتم: «احتمالاً تو کر بودی و باز من احمق، بلند فکر کرده بودم.» گفت: «چیزی گفتی؟» با صدایی که...
  4. Sajjad2009

    در حال تایپ رمان پیوند ممنوعه|اثر محمد سجاد سقاچی

    رُمــٰـان:پیوند ممنوعه پارت: سوم « چه سرنوشتی قرار است برایم اتفاق بیوفته» باید یک‌بار دیگه نقشه را مرور می‌کردم.قرار بود به قلب باند الیار نفوذ کنم.اول باید عاشقش می‌کردم و بعد انتقام پدرم را می‌گرفتم.از آن طرف، قرار بود امیر نقش سردسته‌ی ساقی‌ها به نام «فرهاد» را بازی کند،و همین...
  5. Sajjad2009

    در حال تایپ رمان پیوند ممنوعه|اثر محمد سجاد سقاچی

    رُمــٰـان:پیوند ممنوعه پارت: دوم با خودم گفتم: «زیادی خوشگلی…»، انگار مثل همیشه بلند فکر کرده بودم. مرد پرسید: «چیزی گفتی؟» جواب دادم: «نه، با خودم بودم.» جلوتر رفتم و یکی از صندلی‌ها را عقب کشیدم و نشستم. چندزن دیگر هم که هرکدام واسطه بودند ، یکی واسطه‌ی خارج کشور ، یکی واسطه‌ی شهرهای دیگر و…...
  6. Sajjad2009

    در حال تایپ رمان پیوند ممنوعه|اثر محمد سجاد سقاچی

    رُمــٰـان:پیوند ممنوعه پارت: اول باد سردی از میان پنجره‌های ترک‌خورده عبور کرد و عطر بوی خاک باران خورده را به اتاق آورد. پشت میز چوبی قدیمی نشسته بودم، چراغ مطالعه هنوز روشن بود؛ همان چراغی که پدرم همیشه زیرش گزارش‌هایش را می‌نوشت. حالا فقط خاک رویش...
  7. Sajjad2009

    در حال تایپ رمان پیوند ممنوعه|اثر محمد سجاد سقاچی

    مقدمه بادِ سردی میان پنجره‌های ترک‌خورده می‌پیچید؛ درست مثل زمزمه‌ی یک راز. روی میز، زیر غبارِ زمان، پرونده‌ی نیم‌سوخته‌ی «الیار. ف» مثل خنجری در هوا معلق بود. گفتند مرگ پدرم یک «تصادف» بود، اما در دنیای من، هیچ‌چیز اتفاقی نیست. تمام سرنخ‌ها به نامی ممنوعه ختم می‌شد که نباید حتی زمزمه‌اش کرد. در...
  8. Sajjad2009

    در حال تایپ رمان پیوند ممنوعه|اثر محمد سجاد سقاچی

    بنام ایزد پاک رمان:پیوند ممنوعه ژانر: عاشقانه،پلیسی،هیجانی نام نویسنده:محمد سجاد سقاچی ناظر : @serena خلاصه:سها، مأمور مخفی پلیس، وارد باندی خطرناک می‌شود تا انتقام بگیرد. اما ماجرا پیچیده‌تر از آن است که تصور می‌کرد، چرا که الیار، دشمن و...
  9. Sajjad2009

    رادیو مصاحبه سالگرد مجموعه | پادکست گفتگویی با کادر ارشد

    سلام و عرض ادب تشکر ویژه دارم از تمامی اعضای کادر امیدوارم همیشه همینجوری بمونید براتون آرزوی خیر و سلامتی دارم🌹
  10. Sajjad2009

    ویژه °•ساختمان کافه نویسندگان| چالش نامه‌ای به انجمن •°

    سلام و عرض ادب 🌹 کار شما فراتر از یک لطف است. با انجمنی که راه اندازی کردید نه تنها به دیگران بال وپر دادید بلکه باعث شد که فرهنگ و هنر نویسندگی را به نحوه خود جان ببخشید از صمیم قلب تشکر میکنم از تمام کسانی که طراحی و مدیریت سایت را برعهده دارند.♥️🌹
عقب
بالا پایین