نتایح جستجو

  1. شکوفه فدیعمی:

    متوسط رمان آوای دروغین ماه|شکوفه فدیعمی کاربر انجمن کافه نویسندگان

    صداش آروم بود اما بوی غم می‌داد. می‌دونستم از دست دادن داوود براش خیلی سنگین بود؛ چون رفاقتشون خیلی قشنگ بود. با این فکر نفس عمیقی کشیدم و سعی کردم صدایی محکم و قاطعی از خودم داشته باشم. صدایی که نشون بده دیگه اون دختر ضعیف و گریون چند دقیقه پیش نیستم. «یوسف... منم دلربا.» یوسف با شنیدن صدام،...
  2. شکوفه فدیعمی:

    متوسط رمان آوای دروغین ماه|شکوفه فدیعمی کاربر انجمن کافه نویسندگان

    با بی‌حالی از جام بلند شدم و به سمت دستشویی رفتم. بعد از شستن دست و صورتم با آب سرد با بی‌حالی به طرف اتاق خواب کوچیکم برگشتم. در همین لحظه چشمم به آینه‌ی ترک‌خورده‌ی اتاق‌خوابم افتاد. برای لحظه‌ای خودم رو در اون دیدم. من دلربا، بیست‌وچهار سال از عمرم گذشته بود؛ دختری با یه دیپلم علوم انسانی‌ام...
  3. شکوفه فدیعمی:

    متوسط رمان آوای دروغین ماه|شکوفه فدیعمی کاربر انجمن کافه نویسندگان

    مقدمه: برای اون، اشک نشونه‌ی ضعف نبود؛ بیشتر شبیه جوهری بود برای انتقامی که تو دلِ تاریکی می‌نوشت. با تنهاییش عهد بسته بود که هیچ زخمی رو بی‌جواب نذاره. می‌خندید ولی خنده‌هاش یه پوشش بود برای خالی‌های دلش تا کسی نفهمه تهِ چشم‌های سیاهش چه خبره... صدای تنهاییش همیشه مثل یه زمزمه‌ی سرد تو گوشش...
  4. شکوفه فدیعمی:

    متوسط رمان آوای دروغین ماه|شکوفه فدیعمی کاربر انجمن کافه نویسندگان

    نام رمان: آوای دروغین ماه نام نویسنده: شکوفه فدیعمی ژانر رمان: عاشقانه، هیجانی، معمایی خلاصه: دلربا سوگندی خورده؛ سوگندی که به طرز فجیعی بوی خون می‌دهد. اما وقتی نقشه‌اش از مسیر خارج می‌شود، همه‌چیز پیچیده‌تر از آن می‌شود که فکرش را می‌کرد و این حادثه، آغازگر بازی تاریک و فراتر از حد تصور است...
عقب
بالا پایین