نتایح جستجو

  1. DOLLSIN

    عالی رمان برج میزان | اثر DOLLSIN

    او سراسیمه دستم را در کف دستش گرفت و سوگل را صدا زد. «سوگل. یه جعبهٔ سبز توی راه پله‌ها هست. اون رو بیار اینجا. فقط زود باش.» صدای نگران و دور سوگل را هم شنیدم: «باشه! چی شده؟» اما تمام حواسم معطوفِ مهراد و اخم‌های در‌همش بود که داشت به دستم نگاه می‌کرد. «این چه کاری بود؟ از تو بعید بود تیام.»...
  2. DOLLSIN

    نویسندگان اعلام پارت گذاری | مرداد ۱۴۰۵

    + ۱۰ پارت دیگه https://forum.cafewriters.xyz/threads/45003/post-479903 اونقدر برنده اعلام نکردین، دیگه این ماه هیچکس اعلام نکرده smilies منو برنده اعلام کنین بقیه هم تشویق بشن از ماه بعد شرکت کنن
  3. DOLLSIN

    اطلاعیه درخواست نقد اولیه شورا | رمان

    سلام درخواست نقد:gol narenji: موضوع 'رمان برج میزان | اثر DOLLSIN' https://forum.cafewriters.xyz/threads/45003/
  4. DOLLSIN

    نظارت همراه رمان برج میزان | ناظر: Alirix

    + یک پارت دیگه مجموعا دو پارت
  5. DOLLSIN

    نظارت همراه رمان برج میزان | ناظر: Alirix

    سلام‌ یک پارت جدید امروز
  6. DOLLSIN

    عالی رمان برج میزان | اثر DOLLSIN

    «چه‌قدر وسایل! عمو مهراد داری میری؟» صدای هیجان‌زدهٔ سوگل بود. برخلاف او، من با اخم و سر به زیر وارد شدم و نگاهم از اشیا‌ء جدا نشد. روی تمام بسته‌بندی‌ها با ماژیک چیز‌هایی نوشته شده بود. نتوانستم به قدر کافی دقت کنم چون مهراد صدایم زد: «تیام. شلوغی نکنین. دو دقیقه‌ای میام.» نگاهم را به او دوختم...
  7. DOLLSIN

    عالی رمان برج میزان | اثر DOLLSIN

    نمی‌دانم از هیجان بود یا چیز دیگر، اما همان شب رؤیایی دیدم. رؤیایی که در آن یک بزرگسال بودم. در کارگاه مهراد نشسته بودم و در حال کار با ابزار و مرمتگری بودم. انعکاس خودم را در آینهٔ کارگاه می‌دیدم. دستمالی با گل‌های قرمز و سفید بر دور سرم بسته شده بود. موهایم از زیر دستمال بیرون زده بودند،...
  8. DOLLSIN

    نظارت همراه رمان برج میزان | ناظر: Alirix

    ولی به نظرم دستور خط درست‌تره چون مثلا کتابِ علی یا توپِ محمد رو بخوایم با نیم‌فاصله بنویسیم میشه کتاب‌‌علی و توپ‌‌محمد… خیلی بیریخت میشهMood
  9. DOLLSIN

    نظارت همراه رمان برج میزان | ناظر: Alirix

    تمام مواردی که گفتین ویرایش شد
  10. DOLLSIN

    نظارت همراه رمان برج میزان | ناظر: Alirix

    @Alirix از آخرین ویرایش کتاب دستور خط فارسی
  11. DOLLSIN

    عالی رمان برج میزان | اثر DOLLSIN

    چند قطرهٔ شور از تیغهٔ بینی‌ام روی کفش‌های کانورسم افتاد. چشم‌هایم گرد شدند و سعی کردم سریع پاکشان کنم. اما بند نمی‌آمدند. قلبم ناگهان درست مثل همان روز درد می‌کرد. فکر می‌کردم از این موضوع عبور کرده‌ام، اما حالا داشتم مثل یک بچهٔ لوس جلوی مهراد گریه می‌کردم. دستش بر روی سرم نشست و من خشکم زد...
  12. DOLLSIN

    نظارت همراه رمان برج میزان | ناظر: Alirix

    سیب‌زمینی و عذاب‌وجدان ترکیب اضافی نیستن، مرکبن. کسره هم نمیگیرن مثلا، نمی‌خونیم سیبِ زمینی یا عذابِ وجدان🤔 اره اگه اینطوره اضافه کنن بهتر میشه
  13. DOLLSIN

    آهنگ قفلی [موزیک قفلی | DOLLSIN]

    https://dl.anarmusic.com//music/1403/03/04/Nasr%20-%20Tanhaei.mp3 Tanhayi (Acoustic) NASR
  14. DOLLSIN

    نظارت همراه رمان برج میزان | ناظر: Alirix

    ۲ پارت جدید گذاشتم
  15. DOLLSIN

    عالی رمان برج میزان | اثر DOLLSIN

    سرش را بالا آورد و ابرو در هم کشیده نگاهم کرد. آب از انتهای مشکی‌ و انحنا‌دارِ ابروهایش می‌چکید و به زیر فکِ تیزش جاری می‌شد. چیزی نگفت، بر روی همان سکو فرود آمد و نشست. تمام حرکاتش کند بودند. گردنش را به کُندی چرخاند و به گربه نگاه کرد که با صدای «ملچ‌مولوچ» مشغول ماست خوردن بود. حالا زیر نور...
  16. DOLLSIN

    نظارت همراه رمان برج میزان | ناظر: Alirix

    سلام تمام موارد رو ویرایش کردم، ممنون از نظارت دقیقتون فقط متاسفانه انگار دیروز به این بخش دقت نکردم وگرنه اینم میگفتم باز هم تا جایی که من می‌دونم، نیم‌فاصله واسه واژه‌های مرکبه، یعنی وقتی دو واژه کنار هم کلاً یه واژهٔ جدید می‌سازن مثل نیمه‌شب نه ترکیب‌های وصفی و اضافی
  17. DOLLSIN

    تولد تولد پریای انجمن 💕 | serena

    تولدت مبارک عزیزم:gol narenji:Birthday
  18. DOLLSIN

    نظارت همراه رمان برج میزان | ناظر: Alirix

    تشکر-118-"{} تمام موارد رو اصلاح می‌کنم. فقط در مورد «شده بود» و «گفته بود» تا جایی که من می‌دونم، فعلی که دو جزء جدا داره با فاصلهٔ کامل نوشته میشه. نیم‌فاصله واسه افعال دارای پیشوند «می» و «نمی» مثل می‌روم، نمی‌روم؛ و واسه افعال دارای پسوند شناسه‌ای استفاده میشه مثل رفته‌ام، رفته‌ای، حالا به...
  19. DOLLSIN

    عالی رمان برج میزان | اثر DOLLSIN

    هوای شب سوز داشت، پس سویشرتم را پوشیدم. کتاب را زیر بغلم زدم و سعی کردم گربه‌وار‌ و بدون نگاه کردن به پایین، مسیر دیوار را طی کنم. من جثهٔ ریزی داشتم. مادرم می‌گفت با توجه به این که بلوغم نزدیک است، احتمالاً قدم کوتاه بماند و من ابداً از این موضوع ناراحت نبودم. چالاکی و زیرکی را که یک جسم کوچک...
عقب
بالا پایین