داستان کوتاه: قشقرق قلعه؛ بابی در مریضخانهٔ سلطنتی
نویسندگان: @-EMMA- @مَمّد @وانیـلྉ @ایرانــــــ؛ @Atusa @یمنا @نمو
ژانر: طنز
خلاصه:
در قلعه شست بینشان، پادشاهی زندگی میکرد که آوازهی بدمریض بودنش در بین تمامی اهالی آن پیچیده بود؛ به همین سبب همگی از فخر الجهان مادرزاد، خوش خندهی بیهمتا، به شدت مراقبت میکردند مبادا که به بالین بیماری افتد.
در زمانهای دور دروازههای قلعه را بستند تا شما از آن بیبهره بمانید. اما اکنون ما آمدهایم تا این دروازهها را به سوی شما بگشاییم. ماجرا از شبی از شبهای بیستارهی قلعه، اتفاقی افتاد که هیچکس خود را برای آن آماده نکرده بود...
[قشقرق قلعه]
نویسندگان: @-EMMA- @مَمّد @وانیـلྉ @ایرانــــــ؛ @Atusa @یمنا @نمو
ژانر: طنز
خلاصه:
در قلعه شست بینشان، پادشاهی زندگی میکرد که آوازهی بدمریض بودنش در بین تمامی اهالی آن پیچیده بود؛ به همین سبب همگی از فخر الجهان مادرزاد، خوش خندهی بیهمتا، به شدت مراقبت میکردند مبادا که به بالین بیماری افتد.
در زمانهای دور دروازههای قلعه را بستند تا شما از آن بیبهره بمانید. اما اکنون ما آمدهایم تا این دروازهها را به سوی شما بگشاییم. ماجرا از شبی از شبهای بیستارهی قلعه، اتفاقی افتاد که هیچکس خود را برای آن آماده نکرده بود...
[قشقرق قلعه]