همگانی جهنمی

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع جهنم
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
بله حضرت مولانا...
کار دلم به جان رسد، کارد به استخوان رسد،
ناله کنم، بگویدم: «دم مزن و بیان مکن.»
 
هر روز غم تازه‌تری آمد و نگذاشت
دنبال غم کهنه‌ی دیروز بگردیم،
ما حنجره در حنجره در حنجره بغضیم
ما آینه در آینه در آینه دردیم.
 
چه بر تو گذشت که بجای پایان رنج‌ها ، به پایان خود می‌اندیشی.؟
 
  • broken heart
واکنش‌ها[ی پسندها]: BHROO
بله حضرت مولانا...
کار دلم به جان رسد، کارد به استخوان رسد،
ناله کنم، بگویدم: «دم مزن و بیان مکن.»
 
ما از مردم بیشتر از خدا می‌ترسیم. خداوند گناهان را می‌بخشد، ولی مردم حتی بخاطر مهربانی، ما را مجازات می‌کنند.
- برادران کارامازوف - داستایفسکی
 
داستایفسکی می‌دونست که داشتن یه آدم امن چقدر مهمه که تو رمان جنایت و مکافات نوشت:

‏«هر کس باید بتواند به جایی پناه آورد، چون مواردی پیش می‌آید که حتماً لازم است انسان بتواند به یکجا، به هر کجا که باشد برود.»
 
عقب
بالا پایین