ترسناک تئوری | اتاق‌های اضافی

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع HIIIS
  • تاریخ شروع تاریخ شروع

HIIIS

مدیر آز تالار علوم+مقاله‌نویس+مترجم آز+جادوگر سیاه
پرسنل مدیریت
مدیر آزمایـشی تالار
ژورنالیست
مشاور
تیم‌تعیین‌سطح
مقام‌دار آزمایشی
نوشته‌ها
نوشته‌ها
3,010
پسندها
پسندها
14,969
امتیازها
امتیازها
648
سکه
4,325
مقدمه:
در بیشتر فرهنگ‌های جهان، خانه فقط یک سازهٔ فیزیکی نیست؛ بلکه یک ساختار ذهنی مشترک میان افراد یک خانواده است. ما با گذشت سال‌ها، نقشه‌ای از خانه در ذهنمان حک می‌کنیم که بسیار پایدارتر از نقشهٔ واقعی معماری آن است. این نقشهٔ ذهنی همان چیزی است که باعث می‌شود حتی در تاریکی مطلق بتوانیم بدون برخورد به دیوار راه برویم، یا بدانیم دقیقاً چند قدم تا آشپزخانه فاصله داریم.
 
اما همین مکانیزم ذهنی یک ویژگی عجیب دارد:
وقتی چیزی در خانه تغییر کند، مغز ما گاهی آن را نادیده می‌گیرد تا با نقشهٔ قبلی سازگار بماند.
به همین دلیل است که بعضی‌ها ماه‌ها متوجه یک ترک در دیوار یا یک لامپ سوخته نمی‌شوند. انگار خانه تغییر می‌کند، اما ذهن به دلایلی آن تغییر را نمی‌پذیرد. از همین نقطه، تئوری «اتاق‌های اضافی» شکل می‌گیرد.
 
طبق این نظریه، وقتی یک خانواده بیش از ده سال در خانه‌ای بماند، ساختار شناختی ذهن آن‌ها و ساختار فیزیکی خانه وارد یک رابطهٔ تثبیت‌شده و عجیب می‌شوند. در طول زمان، بخش‌هایی از خانه که کمتر استفاده می‌شوند. مثل زیرشیروانی، انباری، راهروهای دور از دید، یا اتاق‌هایی که سال‌ها بسته مانده‌اند. وارد یک وضعیت نامشخص می‌شوند:
نه کاملاً فراموش‌شده، نه کاملاً به یاد سپرده‌شده.
در روانشناسی محیطی، به این وضعیت «فضای نیمه‌تعریف‌شده» می‌گویند.
 
اما تئوری «اتاق‌های اضافی» یک قدم جلوتر می‌رود: می‌گوید وقتی تعداد این فضاهای نیمه‌فعال از حد مشخصی بیشتر شود، ذهن انسان بخش‌هایی از محیط را از نقشهٔ ادراکی حذف می‌کند.
و درست در همین لحظه، خانه شرایطی پیدا می‌کند تا یک «فضای جدید» را شکل دهد.
نه توسط معمار، بلکه توسط گسست ادراکی انسان‌ها.
 
به زبان ساده:
1.اگر گوشه‌ای از خانه برای مدت خیلی طولانی بی‌توجهی شود
2.اگر سال‌ها آنجا نروید!
3.اگر آن فضا در ذهن به «غیرضروری» تبدیل شود

مغز از یک نقطه به بعد آن را نادیده می‌گیرد.
و همین نادیده گرفتن، مثل یک تاریکی ذهنی، به خانه اجازه می‌دهد اتاقی خارج از نقشهٔ اولیهٔ خود پیدا کند.
 
گفته می‌شود این اتاق:
1.ابتدا فقط در دوربین‌ها دیده می‌شود
2.بعد در عکس‌ها
3.بعد در انعکاس‌ها
4.و در نهایت، در واقعیت

(البته نه برای صاحب‌خانه؛ برای مهمان‌ها زودتر دیده می‌شود)
 
نکتهٔ عجیب این است:
1.این اتاق‌ها همیشه با معماری خانه همخوان هستند.
2.زاویه‌ها درست است.
3.رنگ دیوار همان است.
4.حتی گردوغبار داخلش با باقی خانه هم‌جنس است.
5.انگار خانه خودش آن را ساخته باشد.
6.اما خانه‌ها نمی‌سازند.

خانه‌ها به خاطر نگاه نکردن ما، شکل عوض می‌کنند.
 
در نسخهٔ خشن‌تر این تئوری گفته می‌شود:
1.اتاق اضافی در واقع «اتاقی است که همیشه وجود داشته، اما ذهن انسان آن را سال‌ها سانسور کرده است».
و حالا که کسی آن را نگاه می‌کند…
2.سانسور برداشته می‌شود.

و خطر از این‌جا شروع می‌شود:
1.این اتاق‌ها معمولاً خالی نیستند.
2.گاهی صدا از آن‌ها می‌آید، صدایی خیلی آهسته و مبهم، شبیه چیزی که از دیوار دیگر خانه رد شده باشد.
3.اما گفته می‌شود این صدا حرکت موجودی نیست
بلکه صدای رشد اتاق است.

اتاق خودش را گسترش می‌دهد، همان‌طور که یک زخم در پوست گسترش پیدا می‌کندو هرچه بیشتر ثبتش کنی، مخصوصاً با دوربین اتاق واقعی‌تر می‌شود.
 
عقب
بالا پایین