و شروع را با نام و ژانر اثر مرتبط سازی میکند و مفهوم را با چاشنی طنز میرساند و روایت را جالب میکند.
پیشنهاد کلی:
شروع کمی مستقیم است و داستان را مجدداً لو میدهد و این کمی حوصله مخاطب را سر میبرد و بیشتر جنبهی مقدمه دارد تا شروع به محیط داستان و آن جنبه روایی را دارا نیست و توضیحی عمل میکند.
۳.شخصیت پردازی:
شخصیت پردازی درونی:
دلانهبانو: شخصیت او به زیبایی شکل گرفته است. صبوری، خوشاخلاقی، شوخطبعی و دارایی مهره مار او را به یک مادرشوهر غیرکلیشهای، دوستداشتنی و جذاب تبدیل کرده است. تعاملات او با عروسش، اغلب بامزه و در عین حال دلنشین است.
بر خلاف کلیشهی مادر شوهر بد این مادر شوهر شخصیتی جالب و منحصر به فرد به خودش را دارد و این جذابیت داستانی را افزایش میدهد و زیرکی، طنز و انعطاف شخصیتیاش استحکام دارد.
این شخصیت کشمکش درونی نداشت اما کارهایی از جمله بحث با مادر و صحبت با عروس در خواستگاری و... کشمکش بیرونی محسوب میشد
شخصیت عروس: این صمیمیت، خودمانی بودن، و لحن طنزآمیز شخصیت عروس را به خوبی منتقل میکند. خواننده احساس میکند که مستقیماً با عروس در حال گفتگوست و داستان را از دریچهی نگاه او تجربه میکند. این زاویه دید، باعث ایجاد حس همزاد پنداری و درگیر شدن عاطفی مخاطب میشود.
اما گاهی اوقات، عروس از بیان احساسات درونی خود کمی فاصله میگیرد و بیشتر به توصیف اتفاقات بیرونی میپردازد. همچنین، در برخی قسمتهای روایی، کمی حس گزارشگونه بودن به وجود میآید که با لحن صمیمی داستان همخوانی ندارد.
شخصیت عروس نیز کشمکش درونی و بیرونی را شامل بود.
اما در عین حال نقاط ضعفی نیز داشته که یکی از آنها نبود توصیفات بیرونی و ظاهری شخصیت است که موجب میشود مخاطب نتواند چهره شخص را در ذهنش پردازش کند و این ایراد اگر برطرف شود بسیار در شخصیت پردازی تأثیر دارد.
پیشنهاد کلی:
همانطور که به توصیفات درونی شخصیتها پرداختید به توصیفات ظاهری و بیرونی نیز بپردازید تا شخصیتها عمق بگیرند.
۴.فضاسازی:
فضاسازیها زنده، ملموس و سرشار از جزئیات طنزآمیز هستند که حس و حال صحنهها را به خوبی منتقل میکنند. ایدههایی که برای فضاسازی به کار رفته بود جذابیت خاصی را دارا بود و خلق موقعیتهایی مثل خراب بودن در دستشویی و مراسم خواستگاری با چراغ قوه و خانهی شلوغ به جنبهی طنز ماجرا اضافه کرده بود و بسیار موقعیتهای جالبی خلق کرده بود.
اما در عین حال محیط قابل تصور نیست و تنها جذاب و خلاقانه است نه تصویری و قابل رویت و این امری بسیار مهم در داستان است که تصویر ساز باشد نه تنها دارای موقعیت.
پیشنهاد کلی:
علاوه بر جزئیات به محیط داستان نیز بپردازید و سعی کنید با ساخت فضایی تصویری خواننده را وادار به تصور کنید.
گاهی سرعت زیاد اتفاقات، فرصت کافی برای رویت فضا و عمق بخشیدن به فضاسازی را نمیدهد. داستانی بدون مکث کافی در پردازش فضا مخاطب را اذیت میکند.
اتفاقات به قدری تند میگذرد که مخاطب فقط درگیر ماجرا میشود و این سردرگم کننده است و حواس مخاطب را از فضاسازی و تصور پرت میکند که جزئی مهم در داستان هاست.
توصیف دقیقتر دکوراسیون، حیاط مادربزرگ، اتاق خواستگاری و... به عمقدهی و بهتر شدن داستان کمک میکند.
۵.دیالوگ:
دیالوگها بسیار طبیعی، خودمانی و متناسب با لحن و شخصیت هر فرد هستند و انگار که دقیقاً برای خود شخصیت طرح داده شدهاند. استفاده از زبان خودمانی و ساده و اصطلاحات عامیانه دیالوگها را باورپذیر و بامزه کرده است. تفاوت لحن بین شخصیتها مثلاً حرفهای مادرشوهر و مادر به خوبی قابل تشخیص است.
البته که دیالوگهای داستان بسیار زیاد هستند و بخش زیادی از داستان را اشغال کردهاند.
گاهی دیالوگها پشت سر هم بدون توصیفات مانند حرکات بدن، تغییر لحن، احساسات میآیند که باعث میشود تأثیر گذاری دیالوگها کمتر منتقل شود. همچنین، در برخی موارد، طولانی شدن دیالوگها بدون پیش بردن داستان ریتم را بر هم میزند.
دیالوگها خوب هستند اما زیاد هستند و این زیادهروی در دیالوگ مناسب یک محیط داستانی (به خصوص در داستانک) نیز زیرا داستانکها برای انتقال مفهوم در حجم کم بیشتر از مونولگهای جذاب استفاده میکنند.
پیشنهاد کلی:
دیالوگها را کم اما تأثیر گذار کنید به طوری که حتی در حجم کم مفهوم و جذابیت را منتقل کند و میتوانید در بین دیالوگها توصیفاتی از شخصیت داستان ارائه دهید، احساسات و حالات شخصیت را در آن زمان بیان کنید حرکات بدنش را به تصویر بکشید و سعی کنید لحن شخصیت را قابل تصور کنید.
۶.زاویه دید:
همانطور که در شخصیت پردازی گفتم زاویه دید اولشخص، بهترین انتخاب برای این داستان است. این انتخاب در ژانر طنز صمیمیت و خودمانی بودن و لحن طنز را به خوبی منتقل میکند. و به خواننده احساس شنیدن خاطراتی جذاب و قابل باور را میدهد این زاویه دید، باعث درگیر شدن عاطفی میشود و شخصیت را به درون داستان میکشاند. نکته قابل توجه این است که در این مورد گاهی اوقات راوی از اول شخص به دانای کل میپرد و حرفهایش جنبهی گزارش میگیرد و این موجب کم شدن جذابیت در داستان میشود.
پیشنهاد کلی:
لحن راوی را تغییر ندهید و سعی کنید زاویه دید را یکپارچه نگه دارید تا مخاطب احساس بهتری هنگام خواندن داشته باشد و زاویه دید اول شخص را حفظ کنید.
۷.اصول نگارشی:
در اصول نگارشی اشتباهاتی از جمله نیمفاصله و نحوه قرار دادن دیالوگها مشاهده میشود.
برای مثال:
- عه! پس تیشرت تو دیشب روی بند بود؟❌
«عه! پس تیشرت تو دیشب روی بند بود؟»✅
- دیگه حالا که شده. غصه نخور خودم یکی برات میخرم.❌
«دیگه حالا که شده. غصه نخور خودم یکی برات میخرم.»✅
سوتی های❌
سوتیهای ✅
همه ی عقاب های تنها❌
همهی عقابهای تنها✅
موارد دیگری هم مشاهده شده که قابل اصلاح است و نویسنده میتواند با توجه به نکات بالا آنها را ویرایش کند.
پیشنهاد کلی:
استفاده از شیوهنامه تایپ و ویراستاری انجمن:
درود؛
با سلام و عرض ادب خدمت تمامی کاربران کافه نویسندگان
این تاپیک شیوه نامه تایپ و ویراستاری برای عموم کاربران (ویراستاران، ناظران، نویسندگان) قابل استفاده میباشد.
خوانش این تاپیک پیش از شروع اثر الزامی است و به روند ویراستاری و نظارت آثار شما بهبود میبخشد.
*برگرفته از فرهنگستان زبان و ادبی فارسی
[تیم ویراستاری، نظارت و عموم نویسندگان ملزم به رعایت این شیوهنامه هستند.]
|مدیریت ویراستاری|
۸. سخن منتقد:
داستانت جذاب و قشنگه فقط یه سری نکات لازمه که اگر رعایتشون کنی باعث میشه که داستان تقویت و بهتر بشه.
نقاط قوت:
شروع جذاب
ایدهی جالب
زاویه دید مناسب
نقاط ضعف:
دیالوگهای طولانی
فضاسازی سطحی
عدم رعایت اصول نگارشی
پایانبندی فاقد باورپذیری
سیر تند
عدم پردازش چهره شخصیت
قلمت مانا 🌹