شایعه شب بارانی و گربه‌های پیشگو|شایعه نویس .Silvana

نوشته‌ها
نوشته‌ها
3,960
پسندها
پسندها
4,622
امتیازها
امتیازها
378
سکه
2,263
«به نام خالق خلاقیت»

نام شایعه:
“شب بارانی و گربه‌های پیشگو”

ژانر:
فانتزی کوتاه، کمی بامزه و رازآلود

شایعه نویس:
@.Silvana

سوژه:
@Mansi

مقدمه:
شب بارونی با منصوره و سایه...
مستقیم به سوی داستان!​
 
منصوره، با موهای قهوه‌ای مایل به مشکی که تا زیر شانه‌هایش می‌رسید و
پوستی به رنگ گچ، در خانه‌اش که بوی کتاب‌های کهنه و گل رز می‌داد،
نشسته بود. بیرون، باران بی‌امان می‌بارید و هوا بوی نم و خاک می‌داد؛
همان هوای مه‌آلودی که عاشقش بود. او که موسیقی سمفونیک متال را با صدایی نسبتاً بلند گوش می‌داد، همزمان مشغول تراشیدن یک سنگ عقیق سیاه بود. این عقیق، برخلاف همیشه، نقشی عجیب و غریب داشت؛ شبیه چشم گربه!
 
آخرین ویرایش:
  • Love
واکنش‌ها[ی پسندها]: Evil girl
  • heart_eyes
واکنش‌ها[ی پسندها]: Mansi
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: Mansi
عقب
بالا پایین