دفترچه خاطرات [ دفترچه خاطرات hary]

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع حیات۰
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
دفتر ۱۰
آدمایی زیادی قراره وارد زندگیت بشن و قراره تو رو به یه آدم دیگ تبدیل کنن سعی کن اونایی ک انتخاب میکنی آدمایی درستی باشن چون ادمایه بد قراره تو رو باهوش تر گرگ تر و مقاوم تر کنن و اینجور باعث میشه تو دیگ نتونی با افراد عادی ارتباط برقرار کنی چون اونا رو در سطح خودت نمیبینی
 
دفتر ۱۱
همیشه فک میکنم شاید حق من نبود انقدر چیز رو با هم تجربه کنم یهو در اوج خوشبختی احساس بدبختی بیاد سراغم درست مث وقتی ک تو یه تاکسی میشینی و ناخداگاه یه آهنگ پخش میشه ک سال ها پیش سعی کردی اون آهنگو حذف کنی و حالا اون داره پخش میشه و ناخواسته اون لبخند چند سال پیش رو لبات میاد
 
دفتر۱۳
بزار سو تفاهم ها رو بزاریم کنار و من تو بشیم همون ادمایه چند سال پیش بزار تو منو همونقدر دوست داشته باشی حقیقتا بعدش دیگ کسی منو اونقدر دوست نداشت گل یاس
 
دفتر ۱۵
امروز عمیقا تویه (ندانم چ کنم) حالت ممکنم نمیدونم متوجه میشی یا نه ولی عمیقا نمیدونم چه اتفاقی قراره بیفته و چقدر میتونم زیر بار اون فشار دوم بیارم از ساعت ۴ صبح دارم بهش فکر میکنم ک چ غلطی کنم و ب هیچ نتیجه ای نمیرسم و این داره مغزمو میخوره
 
دفتر ۱۶
قطعا قراره وضعیت اذیت کننده ای باشه و قطعا قراره فشار روحی و جسمی زیادی تحمل کنم همه اینا رو میدونم ولی دلم میخواد بهش فک نکنم و از الانم لذت ببرم
 
دفتر ۱۷
امیدوارم به نقطه ای نرسم ک دوباره هیچی برام مهم نباشه و برای همیشه از اون شرایط و اوضاع بیام بیرون
 
عقب
بالا پایین