:)MAHAK
مدیر تالار سرگرمی+ گرگینه
پرسنل مدیریت
مدیر رسـمی تالار
منتقد ادبی
ناظر ارشد آثار
ناظر همراه
ژورنالیست
تیمتعیینسطح
رمانخـور
«بسمه تعالی»
گفتند مرا وصف کن، گفتم چه گویم از خود؟
یک آدمِ عجیبیست این بندهی پر از خود
گاهی به جمع میآیم، با خنده و با هیجان
گاهی سه روز میگردم دنبال یک گوشهی خلوت
گفتند چرا ساکتی؟ گفتم که حواسم هست
من ظاهراً خوابم، اما میبینم از همه زودتر
فکر کنند یادم رفت، کاری که قولش دادم
آخر سر انجامش میدهم، فقط کمی با تأخیر
یک لیست بلند دارم از کارهای روی میز
نصفش شده یادداشت، نصف دگر شده تصویر
گفتند تو بیخیالی، گفتم عجب اشتباهی
من بیخیال نیستم، فقط مدلِ کارم این است
از هر کسی خوشم نیست، هر کس رفیق من نیست
دل را نمیسپارم به اولین رهگذر
صد نفرند دورم، اما برای درد دل
یک نفر کافیست و شاید همان هم با تأخیر
گاهی چنان عصبانیام، دیوار هم میفهمد
گاهی قلم که بردارم، آرام میشود این فکر
با هنر آشتی دارم، با کاغذ رفیقم
هر وقت شلوغ شد ذهنم، میریزمش روی دفتر
گفتند چرا سیاهی، چرا رنگهای تیره؟
گفتم که روشنایی را همه دیدند، منم دیگر
از کپی شدن بیزارم، از شبیه بودن فراری
حتی اگر عجیب باشم، بهتر زِ نسخهی دیگر
حواسم به همه هست، این را کسی نمیداند
چون خوب بلدم پنهان کنم این همه خبر را
حالا اگر فهمیدی، بگو این کیست آخر؟
این آدمِ نصفه دیوانه، نصفه متفکر
گفتند مرا وصف کن، گفتم چه گویم از خود؟
یک آدمِ عجیبیست این بندهی پر از خود
گاهی به جمع میآیم، با خنده و با هیجان
گاهی سه روز میگردم دنبال یک گوشهی خلوت
گفتند چرا ساکتی؟ گفتم که حواسم هست
من ظاهراً خوابم، اما میبینم از همه زودتر
فکر کنند یادم رفت، کاری که قولش دادم
آخر سر انجامش میدهم، فقط کمی با تأخیر
یک لیست بلند دارم از کارهای روی میز
نصفش شده یادداشت، نصف دگر شده تصویر
گفتند تو بیخیالی، گفتم عجب اشتباهی
من بیخیال نیستم، فقط مدلِ کارم این است
از هر کسی خوشم نیست، هر کس رفیق من نیست
دل را نمیسپارم به اولین رهگذر
صد نفرند دورم، اما برای درد دل
یک نفر کافیست و شاید همان هم با تأخیر
گاهی چنان عصبانیام، دیوار هم میفهمد
گاهی قلم که بردارم، آرام میشود این فکر
با هنر آشتی دارم، با کاغذ رفیقم
هر وقت شلوغ شد ذهنم، میریزمش روی دفتر
گفتند چرا سیاهی، چرا رنگهای تیره؟
گفتم که روشنایی را همه دیدند، منم دیگر
از کپی شدن بیزارم، از شبیه بودن فراری
حتی اگر عجیب باشم، بهتر زِ نسخهی دیگر
حواسم به همه هست، این را کسی نمیداند
چون خوب بلدم پنهان کنم این همه خبر را
حالا اگر فهمیدی، بگو این کیست آخر؟
این آدمِ نصفه دیوانه، نصفه متفکر