درود بر شما بررسی شد، چند تا نکته هست که لطفاً پس از اصلاح موارد بنده رو مجدد تگ کنید تا بررسی کنم.
حالا پس از گذشت چند ساعت در این سلولِ رنگ پریدۀ زندان هنوز بیدارم و خواب به چشمم نمیآید.
این جمله یکم غیر قابل باوره. اگه دلآرا توی دخمه یا زیر زمین بسته شده. چرا بهش میگین سلول یا زندان... یکم اغراق آمیز و فضای میلهای رو تداعی میکنه. اصلاحش کنین و ترجیحاً اتاق رو بهتر توصیف کنین. شرایط دختر رو به واسطه فضای اطرافش و بوها توضیح بدید. مثلا بوی نا میداد بوی زیرزمینی که شاید کسی سالها قدم انجا نگذاشته. شاید بوی سرکه میداده و...
همراه با بغض سنگین در گلویم روی تخت یکنفرۀ سادۀ اتاق نشستم.
چند خط پایینتر دوباره تکرار شده.
منظورم یه همچین چیزی. بنظرم توی این پارت تا به نقطه اوج میرسیدید باز متوقف میشدید از اول احساسات دل آرا رو توصیف میکردید. روی این بند فکوس کنید.
«خواب حاجی عمیق شده، به زحمت کلید رو از کشوی میزش برداشتم. بیا بریم دخترم.»
متأسفانه این دیالوگ هم باور پذیر نیست. بحران وضعیت رو تداعی نمیکنه، یه جور گزارش از وضعیت فعلی حاج باباست... بنظرم چون پیرزن تاحالا این کارو (فراری دادن) روانجام نداده یا حداقل ریسکش رو پذیرفته باید صداش بلرزه نگاهش مدام به سمت در بره، حتییییی
به خودم آمدم، برگشتم و کوله پشتیام را برداشتم
به جای این که دختره کوله رو از یه گوشه برداره آمنه با اضطراب کوله رو توی بغل دلآرا تقریبا پرت کنه و با دست سمت در هل بده.
اونجا دل ارا میگه یعنی مشکلی برای شما پیش نمیاد و...
بهرحال همه میدونم قرار فراریش بده. گزارش این موضوع جالب نبود.
حتی اون قسمت که میگه اهورا طفلک بهشون نگفته شما کجایین هم باور پذیر نیست. چون توی پارت بعدی خود دلآرا به این موضوع پی میبره و مونولوگ داره بنظرم باید حذف بشه.
به حرفم گوش کن مادر، برگرد برو پیش مادرت. حاجی و احمد نمیدونن شما تو کدوم شهر زندگی میکنین، همینطوری هم بهتره. وقتی اهورا با خواهرت ازدواج کرد هرکاری کردن پسره زبون باز نکرد که شما کجایین. بعدشم گفت از اونجا رفتین.»
بعد اصلا دایی احمدش با اون همه دبدبه و کبکبه نتونسته ادرس خواهرش و پیدا کنه؟ پس میتونسته فقط نخواسته. شما اینجا باید بگین مثلا حالا میخوام فقط منظورم و برسونم. این که امنه میگه:« سیخ تو آغل زنبور نکن اونا تاحالا دنبال مادرت نبودن برگرد برو و دیگه هم برنگرد وگرنه هم خودت هم مادرت به خطر میفتین.»
یه همچین چیزی. هیجان این پارت با داشتن پتانسیل بالایی که داره بشدت با گفتن دیالوگ های طولانی و نالازم پایین اومده.
درکل خسته نباشید امیدوارم حسن نیتم رو درک کرده باشید. منتظر پارت اصلاحی هستم.