مشاوره فعال مشاوره‌ی شعر | مشاور حیات

سلام وقت بخیر
@حیات۰ لطف کنید مشاوره رو ادامه بدید.
 
برای ادامه باید چیکار کنم؟
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: Tiam.R
سلام از ماست.
اول جایی که از نظر خودتون مشکل بفرمایید بگید!
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: Tiam.R
سلام از ماست.
اول جایی که از نظر خودتون مشکل بفرمایید بگید!
سلام🌹
فکر میکنم بیشتر مشکل از پرش یهویی اتفاقات شعر باشه یا تشبیه‌هایی که پشت سر هم نوشتم
البته توی تگ‌هی گفته بودن که تکرار کلمه هم داشتم و لحن شعر تغییر می‌کرده
از نظر شما شعر بیشترین ضعفش دقیقا کدوم قسمتشه؟
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: Tiam.R
اینم گفته بودن که تکرار کلمه طوبی زیاد بوده
چون تاکید بر سر همین اسم بود من زیاد تکرارش کردم
نمیدونم بعضی‌هاش رو حذف کنم بهتره؟
 
اینم گفته بودن که تکرار کلمه طوبی زیاد بوده
چون تاکید بر سر همین اسم بود من زیاد تکرارش کردم
نمیدونم بعضی‌هاش رو حذف کنم بهتره؟
از نظر من ضعفی وجود نداره، و یه نوع خلع دارید، انگار بازتاب‌های فکری درهمی دارید. مثلا یعنی چی؟
ای طوبی من، که در باغ حق آشیان دارد

شاخه‌های زندگانی‌ات را تا

بهشت بالا ببر!

صعود کن طوبی من، تا با هر فصل
از تو یاد کنم!

طوبی من

رنگ تو از آن آسمان بود

از آن فرشته‌ای دمیده از خدا

از شیرینی مربای آلبالو

از آن هر چه که از تو برای من

زندگی بخش باشد!



از آسمان می‌پرید به فرشته بعد مربای آلبالو
سه چیزی که به کل مستقل و به هم مربوط نیستن و باعث مصنوعی بودن بیشتر کار میشه.
و یه ایهام بزرگ در میانه، که هم میتونی متنت با استفاده ازش قشنگتر یا بلعکس بدتر کنی...طوبی هم درخت بهشی، و هم به عربی معنای پاکی و هم اسم دخترونه‌اس، اگه نمیخواید تکرار اسم طوبی پاک کنید پس در هر کجا با بال و پر دادن به یه صفتیش میتونید جایگزین براش خلق کنید..پرش زیاد باعث خستگی فکری و ذهنی میشه.
بیشتر مصراع‌ها دارند خبر می‌دهند نه نشان. مثلاً برای من زندگی‌بخش باشد یک نتیجه‌گیری ذهنی است؛ شعر به جای آن باید خواننده را به دیدن/چشیدن/بوییدن برساند.
طوبی!
نه آن درختِ کاشته‌شده در فردوس،
که آن درختِ ریشه‌بسته در سینه‌ام؛
شاخه‌هایت از دل برمی‌آیند،
و بهشت را از پایینِ ساقه‌ات
بالا می‌روم.
رنگ تو از آن آسمانِ تازه است
که هنوز فرشته‌ای از آن نیفتاده،
و شیرینی تو از مربای دستِ مادربزرگ
که می‌دانست خدا،
آلبالو را برای همین‌ها آفریده...دلیلی برای پرستیدنت!


همچین چیزی تقریبا، منظم و بدون جهش و تکرار و پرتاب! لپ کلام حفظ میشه و مبدا و مقصد فکری روشنه
 
از نظر من ضعفی وجود نداره، و یه نوع خلع دارید، انگار بازتاب‌های فکری درهمی دارید. مثلا یعنی چی؟
ای طوبی من، که در باغ حق آشیان دارد

شاخه‌های زندگانی‌ات را تا

بهشت بالا ببر!

صعود کن طوبی من، تا با هر فصل
از تو یاد کنم!

طوبی من

رنگ تو از آن آسمان بود

از آن فرشته‌ای دمیده از خدا

از شیرینی مربای آلبالو

از آن هر چه که از تو برای من

زندگی بخش باشد!



از آسمان می‌پرید به فرشته بعد مربای آلبالو
سه چیزی که به کل مستقل و به هم مربوط نیستن و باعث مصنوعی بودن بیشتر کار میشه.
و یه ایهام بزرگ در میانه، که هم میتونی متنت با استفاده ازش قشنگتر یا بلعکس بدتر کنی...طوبی هم درخت بهشی، و هم به عربی معنای پاکی و هم اسم دخترونه‌اس، اگه نمیخواید تکرار اسم طوبی پاک کنید پس در هر کجا با بال و پر دادن به یه صفتیش میتونید جایگزین براش خلق کنید..پرش زیاد باعث خستگی فکری و ذهنی میشه.
بیشتر مصراع‌ها دارند خبر می‌دهند نه نشان. مثلاً برای من زندگی‌بخش باشد یک نتیجه‌گیری ذهنی است؛ شعر به جای آن باید خواننده را به دیدن/چشیدن/بوییدن برساند.
طوبی!
نه آن درختِ کاشته‌شده در فردوس،
که آن درختِ ریشه‌بسته در سینه‌ام؛
شاخه‌هایت از دل برمی‌آیند،
و بهشت را از پایینِ ساقه‌ات
بالا می‌روم.
رنگ تو از آن آسمانِ تازه است
که هنوز فرشته‌ای از آن نیفتاده،
و شیرینی تو از مربای دستِ مادربزرگ
که می‌دانست خدا،
آلبالو را برای همین‌ها آفریده...دلیلی برای پرستیدنت!


همچین چیزی تقریبا، منظم و بدون جهش و تکرار و پرتاب! لپ کلام حفظ میشه و مبدا و مقصد فکری روشنه
درسته
یعنی کل مشکل شعر همینه؟
من چقدر فرصت دارم؟ که روش کار کنم اثر نهایی رو براتون بفرستم
 
درسته
یعنی کل مشکل شعر همینه؟
من چقدر فرصت دارم؟ که روش کار کنم اثر نهایی رو براتون بفرستم
کلش این نیست.
بیشتر شبیه متنه تا شعر، اول باید کامل به سمت و سوی شعر متنتون بکشانید. و همون‌طور که اولین بار گفتم از ارائه ها استفاده کنید اما به جا
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: Tiam.R
حالا برای شروع از پارت اول شروع میکنیم
اول خودتون پارت اول رو ویرایش کنید ببینم چه میکنید بعد ایرادات رو با هم بررسی میکنیم
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: Tiam.R
حالا برای شروع از پارت اول شروع میکنیم
اول خودتون پارت اول رو ویرایش کنید ببینم چه میکنید بعد ایرادات رو با هم بررسی میکنیم
سلام، روز بخیر 🌹
معذرت می‌خوام بابت طول کشیدن ویرایش.
یه مشکلی برام پیش اومده بود و باعث شد ویرایش پارت اول کمی طول بکشه.
سعی کردم بین تصویرها و بخش‌های مختلف شعر یک ارتباط معنایی ایجاد کنم و تا جای ممکن پرش‌های ناگهانی بین تصاویر رو از بین ببرم طوری که هر تصویر به تصویر بعدی وصل بشه و شعر یک مسیر فکری مشخص داشته باشه. امیدوارم خوب شده باشه
***
ای طوبی من،
در باغِ حق
ریشه‌هایت
در تاریکیِ خاک
و شاخه‌هایت
در روشنای آسمان
آشیانی بهشتی دارند
بوی خاک باران‌خورده
از پای درخت بلند می‌شود
و برگ‌ها،
مشت‌های کوچک نورند
در دست‌های باد.
هر فصل
چیزی از تو می‌گیرد
و چیزی به تو می‌بخشد.
بهار
جوانه‌ای بر پوست سبزینه‌فام شاخه‌ها،
و تابستان،
نسیمی خنک در سایه‌سار شاخه‌ها.
پاییز، دست زرد و ارغوان‌گون خود را
میانِ شاخه‌ها می‌برد
و برگ‌به‌برگ تو را سبک‌تر می‌کند.
اما
هرچه از تو بر زمین می‌ریزد، خاک
برای بهار بعد نگهش می‌دارد.
طوبی من،
صعود کن
تا جایی که آسمان
از میان شاخه‌هایت پیدا باشد.
فقط ریشه‌هایت را در همین خاک نگه دار
همین‌جا که هنوز بوی باران می‌دهد،
همین‌جا که نام تو با بوی خاک در هم آمیخته است
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: Tiam.R
عقب
بالا پایین