آخرین محتوا توسط جهنم

  1. جهنم

    همگانی جهنمی

    داستایفسکی می‌دونست که داشتن یه آدم امن چقدر مهمه که تو رمان جنایت و مکافات نوشت: ‏«هر کس باید بتواند به جایی پناه آورد، چون مواردی پیش می‌آید که حتماً لازم است انسان بتواند به یکجا، به هر کجا که باشد برود.»
  2. جهنم

    همگانی جهنمی

    ما از مردم بیشتر از خدا می‌ترسیم. خداوند گناهان را می‌بخشد، ولی مردم حتی بخاطر مهربانی، ما را مجازات می‌کنند. - برادران کارامازوف - داستایفسکی
  3. جهنم

    همگانی جهنمی

    بله حضرت مولانا... کار دلم به جان رسد، کارد به استخوان رسد، ناله کنم، بگویدم: «دم مزن و بیان مکن.»
  4. جهنم

    همگانی جهنمی

    چه بر تو گذشت که بجای پایان رنج‌ها ، به پایان خود می‌اندیشی.؟
  5. جهنم

    همگانی جهنمی

    مشت بر دیوار و سر بر سنگ و دندان بر جگر لب فرو بستیم و راهی جز شکیبایی نبود..
  6. جهنم

    همگانی جهنمی

    ما مرگ را زیسته‌ایم؛ این آواز غمناک به درازای عمرمان خواهد بود.
  7. جهنم

    همگانی جهنمی

    هزار بار مرا سوختی و دم نزدم که مِهر در جگر و مُهر بر زبانم بود...
  8. جهنم

    همگانی جهنمی

    هر روز غم تازه‌تری آمد و نگذاشت دنبال غم کهنه‌ی دیروز بگردیم، ما حنجره در حنجره در حنجره بغضیم ما آینه در آینه در آینه دردیم.
  9. جهنم

    همگانی جهنمی

    بله حضرت مولانا... کار دلم به جان رسد، کارد به استخوان رسد، ناله کنم، بگویدم: «دم مزن و بیان مکن.»
  10. جهنم

    همگانی جهنمی

    افسرده و پژمرده و آزرده دلم مشتی است ز خشم و کین گره کرده دلم مهدی‌ اخوان‌ ثالث
  11. جهنم

    همگانی جهنمی

    دیگران را اگر از ما خبری نیست چه غم نازنینا، تو چرا بی خبر از ما شده ای؟
  12. جهنم

    همگانی جهنمی

    زیاد در خاطرات دیگران کنجاوی نکنید! زیرا در خاطرات هر شخص چیزهایی هست که حتی می‌ترسد آنها را برای خودش آشکار کند. ✍️🖊 : داستایوفسکی
  13. جهنم

    همگانی جهنمی

    از بچگی دوتا رفیق بیشتر نداشتم.. اگر میخواستم بشنوم ،‌ کتاب میخوندم و اگر میخواستم حرف بزنم‌ ، مادرم بود . . _داستایفسکی🪿🫧
  14. جهنم

    همگانی جهنمی

    اگرچه دردسر می‌دهم، اما چه می توان کرد. نُشخوار آدمیزاد حرف است! آدم حرف هم که نزند دلش می‌پوسد. چرند و پرند - علی اکبر دهخدا
  15. جهنم

    همگانی جهنمی

    هر زمان فالی گرفتم غم مخور آمد ولی این امید واهی حافظ مرا دیوانه کرد محمد شیخی
عقب
بالا پایین